شعرولادت امام حسین علیه السلام .حضرت عباس علیه السلام .حضرت سجاد علیه السلام
باور کنید بخت، به کام ملایک است
هم کوثـر ولایـت و هم بادۀ بهشت
پیوسته بحربحر به جام ملایک است
بــارد بـرات عفــو الهـی ز آسمـان
صبح قیامت است، قیام ملایک است
بر هـر ملک کـه مینگرد از چهارسو
چشمش به ماه روی امام ملایک است
امشب ز صدهزار شب قدر، بهتر است
قنداقـۀ حسین بـه دسـت پیمبر است
**** ملک وسیـع حـق، یـم عفو عنایت است
لبریــز، آسمــان ز فـروغ ولایـت است
هر سورهای که مینگرم صورت حسین
هر آیـه در ولادت او یـک ولایت است
نور حسین، ارض و سما را به بر گرفت
این نور، همچو نور خدا بینهایت است
دوران تیـرگی و ضلالت بـه سر رسید
امشب شب طلوع چراغ هـدایت است
این شمع جمع محفل اولاد آدم است
این کشتی نجـات غریقان عالم است ****
پیغمبـران همـه شـده محو نظارهاش
صف بستهانــد دور و بـر گاهـوارهاش
این است آن سپهر ولایت که وقت صبح
خورشید و ماه گشته به دور ستـارهاش
خلـق زمیـن و اهـل سمـاوات، تـا ابد
مرهون لطف و مرحمت بـیشمارهاش
بالله عجیب نیست که در روز رستخیز
دوزخ بهشت گـردد بـا یـک اشارهاش
در روز حشر با کَرَم خود چهها کند
ترسـم ز نار، قاتل خود را رها کند
ملک وجود بسته به یک تار مـوی او
گل کرده بوسههای محمّد به روی او
این است کعبـهای که تمامی کائنات
بگرفتهانــد دست توسـل به سوی او
صورت نهد به خـاک قدمهـاش آبرو
تـا کسب آبــرو کنــد از آبــروی او
هرجــا کـه انبیـا بنشیننـد دور هـم
باشد چراغ محفلشان گفتوگوی او
باید نـدا دهیم کـه عالم حسینی است
بالله قسم! رسول خدا هم حسینی است ****
خرم کسی که در دو جهان با حسین زیست
گمراه، آن کسی که امامش حسین نیست
این است آن امـام شهیـدی که همچنان
بایـد شـب ولادت او هـم بـر او گریست
ایـن کشتـۀ خـداست وگرنــه بــرای او
بعد از چهارده صده این هایوهو ز چیست؟
داده نشـان بـه قاتل خود هم ره بهشت
یالعجب! خدای بزرگ! این حسین، کیست؟
یک بنده و هـزار خصـال خداییاش
در عین بندگیست جلال خداییاش ****
خوبــان روزگـار همـه خـاک راه او
آزادگیست عبــد غــلام سیــاه او
فرهنگ ما نتیجـۀ صبـر و مقـاومت
دانشگــه تمــام مــلل قتلگــاه او
مـن منکـر شفــاعت او نیستم ولـی
کافیست بر نجات همه یک نگاه او
تنهاترین امام بزرگی که بود و هست
در عین بیکسـی همـه عالم سپاه او
بی او غریب و بیکس و تنهاست عالمی
یـارب! مبـاد سایـۀ او کـم شــود دمـی ****
پوشیده شد به پیکر توحید، جوشنش
قرآن مـاست مصحف صدپارۀ تنش
خواهیـد دیــد روز قیــامت ز چـارسو
ریــزد بــرات عفــو الهــی ز دامنش
در روز حشــر، زخـم شیهدان عالماند
گلهای سرخ روی خدایـی ز گلشنش
از بس از او کرامت و قدر و جلال دید
کفو کریم خوانـد بـه گودال، دشمنش
کی غیر او که داغ عطش بود بر لبش
با کام تشنه آب خورانـد بـه مرکبش؟ ****
ما بیقـرار او شدهایم ایـن قــرار ماست
هرجا که هست خـاک ره او مزار ماست
تا بر حسین، سینۀ خـود سـرخ کردهایم
فـردا لبـاس سینهزنـی افتخــار ماست
چون دعبل و کمیت و فرزدق تمام عمر
فریاد یاحسین همـان چـوب دار ماست
بر سنگ قبـر مـا بنویسید و حک کنید
ذکر حسین تا صف محشر شعار ماست
روز ازل کـه آب و گل ما سرشته شد
نامش به صدر لوح دل ما نوشته شد ****
نــام حسیـن نـزد خـدا اسـم اعظم است
خـون گلـوی تشنــۀ او اشــک آدم است
خواهـی اگـر درست بدانی حسین کیست
قــرآن روی قـلب رســول مکــرم است
بـر خـون پـاک او که نیفتد دمی ز جوش
تنهـا خـدای عزوجــل صــاحب دم است
خوننامـۀ شهــادت او بــاغ لالههــاست
یک برگ آن به لطف خدا نخل «میثم» است
در پـای نخـل او بنشینیـد دوستـان!
زین نخل سرخ میوه بچینید دوستان!
مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگار ********************************************************************************** الا مـلائکه الله! انس و جـان! تبریک!
تمام خلق زمین! اهل آسمان تبریک!
پیمبـران خـدا! عیدتـان مبـارک بـاد
ولی امر خدا! صاحبالزمـان! تبریک!
ولادت پسر فاطمـه امام حسین
به ذات پاک خداوند لامکان تبریک!
خبر دهید به عالم که عید، عید خداست
ادب کنیـد کـه میـلاد سیـدالشهداست ****
خدا به حضرت زهرا پسر عطا کرده
بگو به عالـم خلقت پـدر عطا کرده
برای عفو گنهکارها به پیغمبر
قویتـرین سنـد معتبـر عطـا کرده
شکفته لالۀ لبخند بر لب احمد
خدا به نخل امیدش ثمر عطا کرده
جمال غیب خداوند دیده شد امشب
فروغ نامتنهاهـی دمیـده شد امشب ****
زند رسول خـدا بوسه بر لب و دهنش
نه بر لب و دهنش بلکه عضوعضو تنش
درود نـور بــه نـور جمــال زیبـایش
سـلام روح بـه آیـات مصحف بدنش
به جای جامه دَرَد قلب خویش را یوسف
اگر بـه مصر برد بـاد، بـوی پیرهنش
مسیح، تشنۀ لبهای روحپرور اوست
تمـام جـان محمّد درون پیکر اوست ****
تمام عـالم خلقت یـم کـرامت اوست
بقـای مکتب توحیـد در امامت اوست
مـرا ز روز قیــامت کسـی نترســاند!
قیامتی که خدا گفته عکس قامت اوست
به شیعیـان علـی میخورم قسم صدبار
که درس شیعه همان درس استقامت اوست
اگرچه گریـۀ ما در شب شهادت اوست
شب شهادت او هم شب ولادت اوست ****
بهشت حــور ز نـور وی آفریــده شده
جمال حق همه در این جمال، دیده شده
ز دشت کربوبلا تـا به شام، بر سر نی
کلام وحـی ز لبهـای او شنیـده شده
حسین شـد بـه تمـام ستمگـران پیروز
چه باک اگر که سرش از قفا بریده شده؟
سرش به نوک سنان جلوهگر شود هر روز
شهیـد راه خــدا زندهتـر شــود هر روز ****
حسین تا صف محشر چراغ ایمان است
حسین در تـن توحید تـا ابـد جان است
رسول گفت: حسین از من و من از اویم
حسین، کیست؟ محمّد؛ حسین، قرآن است
برای حفظ شـرف در تمـام نهضتهــا
حسین اسـوۀ امـت حسین، میزان است
حسین، مشعـل سـوزان عالمافروز است
حسین کیست؟ امام همیشه پیروز است ****
هنوز در جگـر شیعـه زخـم پیکـر اوست
هنوز رهبـر مـا بـر سـر سنان سر اوست
اگرچـه آب به لبهـای خشک او نرسید
همیشه آبروی خون ز خون حنجر اوست
هنـوز خـون علیاکبـرش بـه تن جوشد
هنوز خنده به لبهای خشک اصغر اوست
هنوز سینـۀ آزادگان مدینـۀ اوست
هنوز سنگر ما عرشۀ سفینۀ اوست
حسین، خون خداوند و خونبهاش خداست
حسین، قبلـۀ جانهـا و کعبـۀ دلهاست
به پـور هنـد جگرخـواره کی شود تسلیم
کسی که جان رسول است و زادۀ زهراست؟
اگــرچــه نیسـت همــانند روز او روزی
به یـاد اوست که هـر روز، روز عاشوراست
به هرکجا نگری مشعل هدایت اوست
تمـام ملک خـدا مرکـز ولایـت اوست ****
همیشه زنـده و جاوید، نـام عاشوراست
همیشه شیعه شعارش پیـام عاشوراست
بـه آبـروی تمــام پیمبــران سـوگند!
که شیعـه آبـرویش از قیام عاشوراست
تمـام خلـق جهـان! بشنویـد، بشناسید
که شیعه پیـرو خـط امــام عاشوراست
هنوز آبـروی دین ز خون حنجر اوست
هنوز خنده به گلزخمهای پیکر اوست
هماره تا سخن از بلبل و گل است و بهار
حسین نیـز امـامت کنـد به لیل و نهار ****
حسین بر سر نـی مـاه عالمافروز است
حسین بــا بــدن پارهپاره پیـروز است
حسین بــاب نجـات همـه گنهکـاران
حسین بر همـه عالم بصیرتآموز است
حسین خـون سیاه سپاه شب را ریخت
حسین تا صف محشر حقیقت روز است
زمین چـو کربوبـلا و زمـان محرم اوست
خموش، آتش دوزخ به اشک "میثم" اوست
******************************************************************************* سرود ولادت امام حسین
گلخانـۀ قـرآن همـه آبـاد حسین است
میلاد حسین است
دلهای عزیزان خدا شاد حسین است
میلاد حسین است ****
تابیـده جمــال ازلیــت ز جمــالش
جبریـل امیـن آمـده مبهوت جمالش
قرآن محمّد شده حسن و خط و خالش
در سر همه را شور خداداد حسین است
میلاد حسین است ****
امشب یم عصمت گهر آورده؛ مبارک!
خورشیـد نبـوت قمـر آورده؛ مبارک!
صدیقـۀ کبـری پسـر آورده، مبارک!
حور و ملک و جن و بشر یاد حسین است
میلاد حسین است
این است حسینی که خـدا گفته ثنایش
گلبوسۀ عرش است به خاک کف پایش
جـان همه خوبان دو عالـم بـه فدایش
خرم دل جد و دل اولاد حسین است
میلاد حسین است ****
از صبح ازل رشتۀ ایمان بـه کف ماست
از مکتب اسـلام، حمایت هـدف ماست
عالم همه مبهوت جلال و شرف ماست
این منزلت از مکتب ارشاد حسین است
میلاد حسین است ****
بیدوستیاش هیزم نار است عبادت
ماییم که داریم به او عشق و ارادت
آزادگــی عــزت و ایثــار و سعادت
در سایۀ سرو قد آزاد حسین است
میلاد حسین است
**************************************************************************
در مدح حضرت اباالفضل
ای از همــه انبیــا درودت ای روح ائمــه در وجـودت
عالـم همه بـر در تـو سائل فرزنــد علــی! ابوالفضائل!
شمشیر حسین و شیر حیدر سر تا بـه قدم حسین دیگـر
رخسـار تـو مـاه آل هـاشم خـود میـرسپـاه آل هـاشم
عشق از نفست وضو گرفته خـون از رخـت آبرو گرفته
اوصـاف تو بهترین عبادت هر روز تـو را شـب ولادت
پاینده ز توست تـا قیـامت توحیـد و نبـوت و امـامت
ایثـار، چـراغ مکتـب تـو دانش زده بوسه بر لب تو
شد علم ز دور شیرخواری با شیر بـه سینۀ تو جاری
ای چــار ولـی معلـم تـو ذات ازلـــی معلــم تــو
در پیش تجلّــی جمـالت حـرفی نــزدند از کمـالت
تو علم پدر بـه سینه داری تا عرش خـدا زمینه داری
ای دست علی در آستینت آیینــۀ کبــریــا جبینـت
تـو تشنه و آب را حیـاتی مصبـاح سفینـه النجـاتی
ای قلب حسین حـائر تـو زهرا شب جمعه زائـر تـو
فرزند دو فاطمه اباالفضل نازد به تو علقمه اباالفضل
تـــو آیــنۀ خـــدانمـــایی تــو پشـت ولــی کبریایــی
عالــم همــه یــادوارۀ تــو هــر روز بــود هــزارۀ تــو
مدح تو کنـد امام سجّاد این قدر و شرف مبـارکت باد
پـرواز تـو در همــه زمانها با خیـل مـلک در آسمـانها
توحیــد، تمــام سیــرت تو سرمشـق همـه بصیـرت تو
وقتـی کـه میـان آب بودی لبخند به تشنگـی گشـودی
دریـا بـه وفـات آفرین گفت در وصف تو آب، اینچنین گفت
حقـا کـه تـو نجــل بوترابی لـبتشنـۀ تشنگــی در آبی
دریا ز غمت به پیچ و تاب است داغ لب تـو به قلب آب است
تنهــا نــه ز آب درگـذشتی یک لحظه ز جان و سر گذشتی
دست و سر و چشم تو فدا شد تقـدیم بــه حجـت خـدا شد
ای ســورۀ آیــهآیــۀ نــور وی صحن و سرات، قبلۀ طور
دست همگـان بـه دامـن تو قــرآن ورقورق تــن تــو
میراث شجاعتت زحیدر ارث ادبـت بـــود ز مـــادر
دنیا بـه هـزار رنگ و نیرنگ بگـرفت ز حیلـه راه تو تنگ
آورد خــط امـــان بــرایت کز جان جهـان کنـد جدایت
او را ز درت بـه خشم راندی در یاری دوست جان فشاندی
پیوستـه حسین را تـو دستی تا حشـر بـر او بــرادر استی
هرچند که هستیات فدا شد دست و سرت از بدن جدا شد
روزی کـه امـام عصـر آیـد بـر خلــق، ره فـرج گشـاید
میبینمت ای حسین را یـار آن روز تویـی بر او علمـدار
آن روز تـو بـا لوای نصری صاحب علم امـام عصـری
«میثم» به ثنات خو گرفته از خــاک تـو آبـرو گرفته
مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگار
****************************************************************************** آسمان امشب ز دامن جای گل ریزد ستاره
مـاه، سرگرم تماشـا مهـر مبهوت نظاره
مرحبا! ای ماه شعبان، ماه آوردی دوباره
مـاه آوردی دوبـاره ماه، نه! یک ماهپاره
قلب آلالله خرم، چشم خیرالناس روشن
خانۀ مـولا شده از طلعت عباس، روشن ****
چشم دل بگشا که وجه خالق اکبر ببینی
شیـر ثـارالله را در دامـن حیـدر ببینی
بلکه در آغوش حیدر، حیدر دیگر ببینی
ساقـی عترت کنار ساقـی کوثـر ببینی
چشم شو تا بنگری آیینۀ حقالیقین را
شیـر ثارالله و شمشیر امیرالمؤمنین را ****
فاطمـه! امالبنین! شیرخـدا را شیر زادی
مرحبا! مادر! که بر دست خدا شمشیر زادی
سـورۀ انـا فتحنـا را بهیـن تفسیر زادی
لشکـر پیـروز دشت کربلا را میـر زادی
شیرِ شیر داور است این پای تا سر حیدر است این
فاش میگویم کـه زهرا را حسین دیگر است این ****
روی، داور دست، حیدر خصلت و خوی رسولش
سیر معراج الهی هم صعودش هم نزولش
کیست این ریحانهyالحیدر کـه زهرای بتولش
کرده در اوج سرافرازی به فرزندی قبولش؟
نقش پیشانیش باشد این که این یار حسین است
حضرت عبـاس، سقـا و علمــدار حسین است ****
اوست آن عبدی که کس نشناخت او را جز امامش
ناتمامش خوانـدهام خوانم اگـر ماه تمامش
لرزهها افکنده بر پشت سپاه کفر، نامش
از خـدا و انبیـا و اولیـا بــادا سلامش
شأن او شأن امامت دست او دست کرامت
سایۀ قـدش قیامت تا قیامت راستقامت
جز علی هرکس بگویـد مدح او باشـد شکستش
بوسهگاه مرتضی روی و جبین و چشم و دستش
گشت تقـدیم خـدا روز شهـادت بـود و هستش
دست از دست و سر و جان شست در عهد الستش
بر وفای عهد خـود تا پای جان استاد، آری!
هم شعار بذل جان سرداد هم سر داد، آری! ****
ای که با خون خدا ممزوجی و خون خدایی
دستگیـر عالم و سردار دست از تن جدایی
نور چشم فـاطمه، مصباح مصبـاحالهدایی
بلکه در روز قیـامت بـر شهیـدان مقتدایی
تو علمـدار حسینی تـا ابد یار حسینی
شیر عاشورای خون و مرد ایثار حسینی ****
بـازوی فرزنـد زهـرا دست از پیکـر جدایت
چارده معصوم را باشـد بـه لـب ذکر ثنایت
بلکه هنگام ولادت کـرده شیر حق دعایت
کیستی تو که امامت گفت جان من فدایت؟
ای همـه آزادمردان شاهد آقایی تو
خضر با آب حیاتش تشنۀ سقایی تو ****
آب دریـا نعـره زد تا جرعهای از آن بنوشی
غیرتت میگفت باید چون دل دریا بجوشی
بیـن دریـا تشنـه بـاشی آب دریا را ننوشی
مرحبا! تا آخریـن خط عطش بایـد بکوشی
ای شـرار تشنگی نور چراغ مکتب تو
بحر سوزان تب تو آب عطشان لب تو ****
تــو دلـت آرام امـا آب دریــا بــیقرارت
بحر، رفع تشنگی کرده ز چشم اشکبارت
بلکـه دریـا قرنهـا گردیده بر گرد مزارت
آب شد خون جبین و گشت جاری بر عذارت
سوخت در آب روان بـر تشنگان پـا تا سر تو
شک ندارم اینکه زهرا خوانده خود را مادر تو
دل گرفتـار تـو امـا تـو گرفتـار حسینی
جـان جانانی و با جـانت خریدار حسینی
از ولادت تا شهادت محو دیدار حسینی
بلکه فردای قیـامت هم علمدار حسینی
کیستی تو؟ کیستی تو؟ ای عطش آب بقایت
وقت جـان دادن پیمبـر آب آورد از برایت ****
ای سلام آب بر لبهای خشکت تا قیامت
ای پس از ایثار جان خویش هم یار امامت
یافته عشق و وفا از خون بازویت سلامت
سـائل درگـاه تـو آقایـی و جود و کرامت
این تویی مولا! که منت بر سر «میثم» نهادی
نخـل خشکش را ز بحـر بیکرامت آب دادی
مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگار
**************************************************************************** اب مراد بر لشگر قرآن، سر و سردار خوش آمد
علمدار خوش آمد
عید پسر حیدر کرار خوش آمد
علمدار خوش آمد ****
این ماه بنیهاشم و فرماندۀ دین است
این جان حسین ایـن پسر امبنین است
این بـاب مـراد همـۀ اهـل زمین است
بر خلق جهان یاور و غمخوار خوش آمد
علمدار خوش آمد ****
در گلشن توحید، گل یاس خوش آمد
انـوار جلال شرف النـاس خوش آمد
فرزند علی، حضرت عباس خوش آمد
آرام دل احمـــد مختــار خوش آمد
علمدار خوش آمد
خیزید و ببیند علمـدار خـدا را
آیینـه رخسـار امـام شهـدا را
انــوار فروزنــدۀ مصبـاح هــدا را
در بیت ولا مطلعالانوار خوش آمد
علمدار خوش آمد ****
این نجل علی، قلب حسن، جان حسین است
این ساقی لبتشنۀ طفلان حسین است
سقا و علمدار و نگهبان حسین است
دلباختـۀ عتـرت اطهـار خـوش آمد
علمدار خوش آمد ****
هم شیرخـدا شیفتۀ قدر و جلالش
هم عمۀ سادات شده محو جمالش
هم دیـده حسینبنعلـی قدر و کمالش
بر حسن حسین عاشق دیدار خوش آمد
علمدار خوش آمد
****************************************************************************** در ولادت سیدالساجدین
باز در بحـر ولایـت گهـری پیـدا شد
ابر، یکسو شد و قرص قمری پیدا شد
گلشن عشـق و امیـدِ پسـر فاطمه را
اللهالله! چــه مبـارک ثمـری پیدا شد
یکصدا خندهزنان اهل سماوات و زمین
همـه گفتنـد حسین دگـری پیـدا شد
یاحسین ای پسر فاطمه چشمت روشن
ذکر و تسبیح و دعا را پدری پیـدا شد
یم توحید به جوش آمد و در دامن آن
صدفی گشت عیان و گهری پیـدا شد
همه خوبان جهان یکسره کردند اقرار
که ز خوبان جهان خوبتری پیدا شد
روی حق روی نبی روی امامان یکسر
همـه در صورت زیبـاپسری پیدا شد
مژده ای اهـل تـولا شـب میلاد آمد
جان بگرید به کف حضرت سجاد آمد
سورۀ نـور حسینبـنعلـی سیمـایش
دو جهـان شیفتۀ حسن جهـانآرایش
چشم مادر به تماشای جمالش روشن
جـای گلبوسۀ بابا بـه همۀ اعضایش
نقش فرقان محمد خط و خال و حسنش
جـای پیشانـی جبریل به خاک پایش
شجـر نـور بــود آیتــی از جلـوۀ رخ
ملک العرش بـود بنـده و او مولایش
این همان سورۀ طور است و کتاب مستور
که بـود قـلب حسینبنعلی سینایش
پای داوود پیمبـر بـه زمین میچسبد
گـر بـه هنگـام تضـرع شنود آوایش
نور بر عرش کند سر ز مناجات شبش
روح بخشـد بر وی با دم روحافزایش
پای تا سر قـد و بـالای علی را بیند
چشم بابا بـه تمـاشای قد و بالایش
معنی پنج کتاب است نهان در نفسش
چـارده سـورۀ نـور است رخ زیبایش
به جـلال و شـرف و قدر ندارد همتا
در همه عالم چون خالق بیهمتایش
نه عجب عالم اگر گردد فرمانبر او
ابر بـارد بـه منـاجات غـلام در او ****
روی او مصحف قدر و شرفش پیغمبر
گوهـر چـار یـم نـور و یـم هفت گهـر
استـلام حجـرش کـور کند چشم هشام
کعبـه دور سـر او گـردد بـا حجر و حجر
میتـوان در غل و زنجیـر بگیرد چو علی
بــا دو انـگشت یـداللّهــی در از خیبــر
کـرم و جــود بـود سائــل پشـت در او
شـرف و قـدر به خـاک قـدمش آرد سر
حلقۀ سلسلـه در حلقـۀ فرمان وی است
سنـگ بـر لـب بامنــد از او فرمــان بر
این خلیلی است که با هر سخنش بت شکند
احتیاجش نه بـه دست است نه بازو نه تبر
اوست آن بنده که چون پای نهد در محراب
در نمـاز شبش از هـوش رود مـرغ سحر
این توانمند خطیبیست که در مسجد شام
بر سـر تخت ستـم بشکنـد از خصم، کمر
این رسولیست که بوده است چهل معراجش
سـوی معبـود بــه دنبـال سـر پـاک پدر
چه روی ناقۀ عریـان چه به ویرانۀ شام
این امام است امام است امام است امام ****
این امامیست که همگام امام شهداست
پدر حلم و رضا و پسـر خـون خداست
موج در موج بـود لنگـر کشتـی نجات
گام در گام همه شعلۀ مصباح هداست
در عنایت کمـی از کفۀ جـودش عالم
در حقیقت نمی از قطرۀ علمش دریاست
طاعت خلق سماوات و زمین بیمهرش
به خـدا روز قیـامت سنـد بیامضاست
این خدا نیست خدا نیست خدا میداند
طلعت غیـب در آینـۀ رویش پیـداست
بــیجهت سـدِّ رهِ زائــر او گردیدنـد
حـرم حضـرت سجاد، بقیـع دل ماست
این علیبنحسین است که با فریادش
همه جا کربوبلا و همه دم عاشوراست
تـا خدایی خداونـد، امـام است به خلق
بـه خدایـی خدایی که جهان را آراست
«میثما!» از سخن مدح، فراتر خوانش
این کتابیست که هرگز نبود پایانش
مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگار
******************************************************
در مدح حضرت زینالعابدین
ای دعـا گشتـه دعـا بـا نفـس روحفزایت
وی اجـابت زده هنگـام دعـا بوسه به پایت
چشم اربـاب کـرم از همهسو باز به دستت
دست اربـاب دعـا بستـه بـه دامـان ولایت
عاشق خُلق نکویت همه جا دوست و دشمن
دشمن و دوست کند از دل و جان مدح و ثنایت
کثـرت خلـق الهـی همـه از یمـن وجودت
وسعت مـلک خداونـد بود صحن و سرایت
مصحف تو که زبـور و صحف آل رسول است
وحـی مُنزَل بُـوَد ای روح مناجـات، دعایت
تـو گـل سرسبـد گلشـن کشتـی نجــاتی
رخ گـل انداختــه از بوسـۀ مصباح هدایت
گــره از کـار فـروبستــۀ عالم تـو گشایی
گرچه بسته است به زنجیر، ید عقدهگشایت
ملک و جن و بشر، ارض و سما گوش، سراپا
تا دل شب شنوند از لب جانبخش، صدایت
حلقـۀ سلسلهها یکســره در حلقۀ ذکرت
به فلک مـیرسد از حلقـۀ زنجیـر، ثنایت
گل لبخند تو بر سنگ لب بام، عجیب است
با وجودی که کند سنگ عدو گریه برایت
تو پیـامآور خــون گلـوی خـون خـدایی
بـوده در کربوبلا مقتل خون غار حرایت
هیجده داغ بـه دل داشتـی و باز شکفتی
ای زده صبر و رضا خنده به لبخنـد رضایت
جای تو همچو خداوند بـود در دل مؤمن
ظاهراً دید عـدو گوشۀ ویران شده جایت
میدمـد از نفس روحفـزا بــوی حسینت
میزند مـوج ز فریـاد درون خون خدایت
نسلهـا یکسره چشماند به دیـدار جمالت
نسلهـا یکسره گوشاند بـه آوای رسایت
سعی تـو بــوده ره قـرب الــیالله تعالی
کربلا مـروه شـده، شـام بلا بـود صفایت
به پدر حکم شهادت به تو فرمان اسارت
بـا حسینبنعلـی بـود یکـی جام بلایت
با وجودی که دو بازوی تو در سلسله بسته
بـود از چـار طـرف دیدۀ سائل به عطایت
بستـه درهای جهان بر تو و پشتِ درِ بسته
ملک و جن و بشـر، یکسره هستند گدایت
این عجب نیست که چون پای به محرابگذاری
ذات معبـود دهــد سیــد عبــاد، نـدایت
نه عجب گر ملک العرش کند سرمۀ چشمش
آن غبـاری کـه ز صحـرا بنشیند به ردایت
«میثم» و سایۀ لطف تـو و فـردای قیامت
ای پنـاه همـه در روز جــزا ظـل همایت
****************************************************************************
من از جام تو سرمستم به تو پابست پابستم
خدا داند که از اول به الطاف تو دل بستم
گل ام البنین مولا غلام درگهت هستم
شدم مهمان تو امشب بگیرا زمهر خود دستم
گل ام البنینی تو مۀ روی زمینی تو
رشید ومه جبینی تو چه خوب ونازنینی تو
فروزان اختر عشقی که بی مثل وقرینی تو
بهشت آرزوهای امیرالمؤمنینی تو
شجاعی اشجع الناسی سراپا شور واحساسی
تو غیرتمند وحساسی درخشانتر زالماسی
تو در باغ گل عترت گل یاسی گل یاسی
علی را نورعینی و ابا الفضلی وعباسی
خداجوئی خدا خوئی خدا مظهر خدا روئی
ادب را روح ومعنائی چه زیبائی چه نیکوئی
گلستان ولایت را گلی از باغ مینوئی
تمام خلق میدانند علی را دست وبازوئی
شجاعی تو دلیری تو یلی وبی نظیری تو
قشون پور زهرا را امیری تو امیری تو
حسین ابن علی شاه و برای او وزیری تو
صفای آل زهرائی بصیری وخبیری تو
علمداری سپهداری تو سقائی وسالاری
حسین وآل عصمت را تو تسکینی تو دلداری
تو در دشت بلا عباس امید آل اطهاری
برادر را درآن وادی توئی مونس تو غمخواری
گرفتارم گرفتارم تو گل، من هم تورا خارم
طبیب حاذقی هستی ومن هم سخت بیمارم
تو حامیّ حسینی من حسین را دوست میدارم
چرا دستم نمی گیری گره افتاده در کارم
ادامه مطلب اشعار ولادتی