مناجات با خدا-روضه حضرت عباس (ع)
مناجات با خدا-زمزمه
ای آفتاب رحمت ادرکنی یا الهی
ای کوثر محبت ادرکنی یا الهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
من بنده ای حقیرم رو در روی جلالت
زشتم ولی اسیرم بر جلوه ی جمالت
ای وای اگر بمیرم در زشتی و تباهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
این اشک دانه دانه این دیده ی پر آبم
این ناله ی شبانه این شور و اضطرابم
ای بهترین بهانه بر حال دل گواهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
از فرط بی حیایی بر تو وفا نکردم
با نور کبریایی دل آشنا نکردم
با توبه ای نهایی دل را بده پناهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
نخل ولا نشاندی در شوره زار قلبم
بذر وفا فشاندی در نو بهار قلبم
طعم دعا چشاندی بر قلب من به آهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
یا رب مکن عذابم در آتش جدایی
بنما چنین خطابم بنده تو مال مایی
یارب بده جوابم بر من نما نگاهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
امشب طفیل کوی ارباب با وفایم
پروانه گرد روی آن ماه دلربایم
دانم گل نکوی حق بخشدم به کاهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
من با همه بدیها دیوانه ی حسینم
غرق گناهم اما مستانه ی حسینم
یا رب به حق مولا آیا نمانده راهی ؟
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
خواهم به چشم گریان پاکم کند نگارم
در کربلای جانان خاکم کند نگارم
او نور محض دوران من بنده ی سیاهی
ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی
iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
مناجات با خدا
دوباره آمده ام، گرچه دیر برگشتم
ولی شبیه گدا سر به زیر برگشتم
به صد امید به سوی تو روی آوردم
به سوی خانه ی نعم الامیر برگشتم
شدم ذلیل گناهم، خودم پشیمانم
ببین شکسته و زار و حقیر برگشتم
گرفت دست مرا دست مهربانی تو
به دستگیری تو یا مجیر برگشتم
ز باب لطف تو رفتم ولی غلط کردم
پر از گناه صغیر و کبیر برگشتم
گناه بال و پرم را شکسته مولا جان
شدم دوباره زمین گیر، گیر برگشتم
اگرچه پیش تو احساس فقر بی معناست
ولی دوباره به سویت فقیر برگشتم
عطش دوباره لبم را ترک ترک کرده
به حرمت لب مثل کویر... برگشتم
به یاد خواهر غمدیده ای که می فرمود
ببین برادر زینب که پیر برگشتم
به کوفه شهر علی بعد بیست سال حسین
به لطف حرمله ها من اسیر برگشتم
ولی برادر زینب همینکه فهمیدم
کفن شده است تنت با حصیر... برگشتم
'''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
مناجات با خدا
باز هم دارد به من مولا محبت می کند
بین خوبان از من بد نیز دعوت می کند
توبه کن، آغوش وا کرده خدای مهربان
گوش کن تا بشنوی دارد صدایت می کند
من فراری ام ولی، دائم خودش دنبالم است
در بزرگی و کرم دارد قیامت می کند
می شود محبوب مولا، نور چشمی می شود
از گناهش هرکه اظهار ندامت می کند
هر کسی یک جور در این راه خالص می شود
شیعیان را آزمایش با ولایت می کند
هر که در پای ولایت مثل زهرا ایستاد
اجر و مزدش را خود حیدر ضمانت می کند
ما دعای دست مجروحیم، زینب شاهد است
هر چه بر ما می رسد زهرا عنایت می کند
در میان کوچه تنها بود، بی بی را زدند
هر که زهرایی شود احساس غربت می کند
ریشه های چادر خاکی امید شیعه است
گریه کن ها را خود زهرا شفاعت می کند
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
یا رب ز کرم درى به رویم بگشا
راهى که در او نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هرچه هست بر از دل ما
***
یا رب ز کرم حال دعا بخش مرا
از حال دعا جرم و خطا بخش مرا
تا امشب اگر مرا نیامرزیدى
امشب به على مرتضى بخش مرا
***
یا رب مددى که بى پناهیم همه
اى بحر کرم غرق گناهیم همه
اى باعث روسفیدى رو سیهان
بر ما نظرى که رو سیاهیم همه
***
یا رب تو به فضل خویش دلشادم کن
گشتم ز گنه خراب آبادم کن
بگریختم از درگه تو یک چندى
بد کردم و بازگشتم آزادم کن
***
یا رب مکن اندر صف محشر خجلم
من کرده گناه و پیش خود منفعلم
اندر دو جهان ببخش و رحمى بنما
چون غیر تو امّید نباشد به دلم
***
عصیان خلایق از چه صحرا صحراست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ما کشتى کشتى است
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
رمضان است رفیقان! همه بیدار شویم
همه بیدار در این فرصتِ سرشار شویم
زیر سنگینی اعمالِ پریشان مُردیم
رمضان است، بیایید سبکبار شویم
میتوانیم در این ماه به قرآن برسیم
میتوانیم در این ماه، علیوار شویم
ماهِ مهمانیِ حقّ است، بیایید همه
تا نمکخوردهی این سفرهی افطار شویم
چشمها را بتکانیم در این ماهِ زلال
با دو آیینه همه راهیِ دیدار شویم
زین کنیم اسب، رفیقان! سفری در پیش است
جای اُتراق نَه اینجاست، خبردار شویم
سِرِّ سی جزء به سی روز فرو میآید
هان! رفیقان! همه آیینهی اسرار شویم
یازده ماه گذشت و خبر از عشق نشد
با خداوند، در این ماه مگر یار شویم
رمضان است رفیقان! همه بیدار شویم
همه بیدار در این فرصتِ سرشار شویم
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;'
ماه رمضان-بهار قرآن
در ماه خدا که فصل ایمان باشد
باید دل عاشقان، گلافشان باشد
فرمود که: هرچیز بهاری دارد
ماه رمضان، بهارِ قرآن باشد
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;'
مناجات با خدا-روضه حضرت رقیه(س)
بنده ای خطاکارم، بار معصیت دارم
می پذیری ام امشب، با گناه بسیارم؟!
یا مُسببَ الاسباب
یا حلیم و یا تواب
گرچه زار و غمگینم، مستحق نفرینم
من ولی ز درگاهت، جز کرم نمی بینم
یا کریم و یا الله
یا علیم و یا الله
آمدم شب غفران، بر سرایت ای منان
زیر لب نوا دارم، یا غفور و یا رحمن
یا غفور و یا رحمن
همدم گنهکاران
می زنم صدا العفو، مهربان خدا العفو
ای خدا به اربابم، شاه کربلا العفو
ساتر العیوب العفو
عالم الغیوب العفو
" داغ نینوا دارم، میل کربلا دارم"
تو مرا نمی خواهی؟! " من فقط تو را دارم"
شاه من، حسین من
بی کفن حسین من
گرچه بنده ای پستم، بر سه ساله دل بستم
گفته ام به هر محفل، من رقیه ای هستم
ای سه ساله ی ارباب
گم شدم مرا دریاب
اربعین که مهمانم، تا سرای جانانم
هر ستون که می آیم، از رقیه می خوانم
می خری مرا بی بی؟!
اشفعی لنا بی بی
گریه کن که در جاده، از بلندی افتاده
دختر عزیز الله، در خرابه جان داده
یاس نیلی پرپر
می کشی مرا آخر
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
مناجات با خدا
سفره داری که به من اذن ضیافت داده
بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده
ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی
رمضان آمده و حق به تو فرصت داده
ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه
به خلاصی تو از نار رضایت داده
روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر
من چه کردم به من این قدر لیاقت داده
ماه میلاد امام حسنم این ماه است
رمضان را پسر فاطمه برکت داده
به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم
شیعه را حب علی برگ برائت داده
روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن
اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!
به فدای لب عطشان اباعبدالله
او به قرآن خداوند حلاوت داده
این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست
این حسین است به من حال عبادت داده
روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!
شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم
نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز بجائی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
تو کریمی و دو صد کوه به یک کاه ببخشی
من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی
سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم
به بهشتم ندهم گر بدهی شعلۀ آهی
سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی
اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی
چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر بدر آرد
این زبانی که دل شب به تو گفته است الهی
چون پسندی که فرود آوری اش در دل آتش
این جبینی که به خاک تو فرود آمده گاهی
سخن از وسعت عفوت نتوان گفت که فردا
جرم کونین به پیش کرمت نیست گناهی
دست «میثم» تو بگیر از کرم خویش که باشد
همچو کوری که نشسته است به غفلت سر چاهی
''''''''''''''''''''''''''''
قسم به خون شهیدان به کربلا به حسین
خدا به حشر ببخشد گناه ما به حسین
طلوع ماه مبارک مبارکش باشد
کسیکه روزه ی خود سازد ابتدا به حسین
خوشا به روزه ی مقبول روزه دارانی
که ابتدا به حسین است و انتها به حسین
اجابت ار طلبی بر دعای خویش بخوان
به هر دعا که توانی خدای را به حسین
سلام باد بر آن روزه دار تشنه لبی
که آب نوشد و گوید سلام ما به حسین
شروع و آخر این ماه با زیارت اوست
چه عزت است که داده است کبریا به حسین
زیارتش سه شب قدر لذتی دارد
شب علی است ولی باید التجا به حسین
خدای عالمیان می دهد جوابش را
دهد سلام هر آنکس زهرکجا به حسین
نما روایت ابن شبیب را تفسیر
زاشک صبح و شب حضرت رضا به حسین
سه روز اگر تن او بود بر زمین داده است
فضلیت سه شب قدر را خدا به حسین
تو ای خدای حسین و علی در این رمضان
قبول کن همه طاعات شیعه را به حسین
موید از در این خانه رو نگرداند
قسم به خون شهیدان به کربلا به حسین
''''''''''''''''''''''''''''''''
مناجات با خدا
اگر درد، داری دوا می کنم
بیا حاجتت را روا می کنم
تو از من گریزیانی و باز من
تو را بنده ی خود صدا می کنم
اگر چه ز کار تو ناراضی ام
تو را باز از خود رضا می کنم
تو با من کنی قهر و من آشتی
تو کردی خطا من عطا می کنم
تو را خواندم اکنون که باز آمدی
کجا دست خالی رها می کنم
به کارت زدی بس گره های کور
مخور غم من از لطف وا می کنم
تو از من جدا گشته ای ورنه من
کجا از تو خود را جدا می کنم
تو مستوجب آتش دوزخی
من از اشک چشم ات حیا می کنم
مرنج از بلاها که من گاه گاه
نوازش تو را با بلا می کنم
زآلودگی تا که پاک ات کنم
تو را عاشق کربلا می کنم
به یک یا حسین و به یک قطره اشک
تو را پاک از هر خطا می کنم
جواب تو را گر نگویم جفاست
کجا من به عبدم جفا می کنم
طبیب و دوای تو «میثم» منم
مداوات با یک دعا می کنم
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''