وقتی بریدم من از حسین دل
گل سـرخ بـاغ امبنین میشـود بـه حـرم غـربتش احساس
شب عالمسوز عاشوراست
شب قتل یوسف زهراست
****
شب است و بنشسته دخت علی، در کنار حسین، دیدهاش گریان
دو چشمش بـر حنجـر پسر فاطمـه نگـهش بـر لـب عطشان
شب عالمسوز عاشوراست
شب قتل یوسف زهراست
****
حسین امشب تا سحر نگهش بر نماز شب اکبرش باشد
رباب امشب بین تشنهلبان تشنهتر ز همه اصغرش باشد
شب عالمسوز عاشوراست
شب قتل یوسف زهراست
چـرا امشب قاسمبـنحسن از کنـار عمـو برنمیخیزد؟
چرا امشب بر یتیم حسن اشک چشم حسین بر زمین ریزد؟
شب عالمسوز عاشوراست
شب قتل یوسف زهراست
****
چرا امشب آب سرخ فرات از گلوی حسین گشته شرمنده
نفسهـا از هـرم سوز عطش گشته در جگرش آه سوزنده
شب عالمسوز عاشوراست
شب قتل یوسف زهراست
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
حجـاج کربلا کـه ز کعبـه سـلامشان
صحرای سرخ خون شده بیتالحرامشان
پــرواز میکننــد بــه دور امـامشان
لبریـز گشته کاسـۀ صبــر تمـامشان
در انتظار صبح گرفتند سـر بـه کف
از شوق مرگ بر لبشان خندۀ شعف
****
جون و زهیر و عابس و ضرغامه و حبیب
آمـاده تـا شونـد سراپـا به خون خضیب
بر خود زدند تـا دل دریـای خون نهیب
از دست داده در پی ایثـار جان، شکیب
خالی ز خویش و پر ز عطش بود جامشان
در عیـن سجـده حـال و هـوای قیامشان
ناگـه امام، غنچـۀ معجزنمـا گشود
با بهتـرین خطابـه خداوند را ستود
آنگاه رو به جـانب انصـار خود نمود
کای بر وفا و غیرت و ایثارتان درود!
ای عمـر جاودانـۀ دنیـا حقیرتــان
چشمی ندیده در همه عالم نظیرتان
****
اینجا حسین و مکتب خون و شهادت است
میـدان جاننثـاری و عشق و ارادت است
در بحر خون شنای شهادت عبادت است
بـر رهـروان عشق، شهـادت ولادت است
اینجا عروج ما همه در خون تپیدن است
جـان دادن و جمـال خداونـد دیدن است
****
اینجـا بغـل گشـوده شهادت برایتـان
اینجـا بــود کنــار خداونـد جایتــان
خون خداست در یم خون، خونبهایتان
لبخنـد میزنـد بـه خـدا زخمهایتان
یا سینه را به تیغ شهادت سپر کنید
یا اینکه مخفیانه از اینجـا حذر کنید
****
اینجا سخن ز نوک سنان و سر من است
اینجا برهنه روی زمین پیکر من است
ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
ما همه بندۀ آزاد تو هستیم حسین
هرچه جز عهد تو دیدیم، شکستیم حسین
ما همان یار قدیمیم که از صبح الست
همه در عالم زر با تو نشستیم حسین
آن زمانی که نه دل بود و نه ما خلق شدیم
قید جان را زده و دل به تو بستیم حسین
ما می وصل تو با دست خدا نوشیدیم
تا دم مرگ همه بادهپرستیم حسین
مستی بادۀ جنت چه کند با دل ما
ما که از آب دم تیغ تو مستیم حسین
دست عباس علمدارت اگر قطع شود
ما برای تو سراپا همه دستیم حسین
گو دو صدبار سر از پیکر ما بردارند
ما همینیم، همینیم که هستیم، حسین
پیش زهرا و علی روز جزا شاهد باش
رشتۀ عهد تو هرگز نگسستیم حسین
تو همان روی خدایی که ز ما دل بردی
ما همان بندۀ پیمان الستیم حسین
تا که با قامت جان پیش تو تعظیم کنیم
عاشق ترک تن و ترک سر استیم حسین
وصف ما تا ابدیت سخن «میثم» توست
که ز هر دام، به توفیق تو رستیم حسین
ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
به اشک و سوز و مناجات، سرکنید امشب
به شوق مرگ، شب خود سحر کنید امشب
به پیش نیزه و شمشیر و تیر و سنگ، همه
به خنده سینۀ خود را سپر کنید امشب
نماز وتر بخوانید و سجدۀ آخر
دعا به زینب خونینجگر کنید امشب
کمالتان پر و بال عروجتان گشته
به قلۀ ابدیت سفر کنید امشب
شما به مکتب توحید، زندگی دادید
مباد آنکه ز مردن حذر کنید امشب
دل شب است بیایید دخت زهرا را
ز ایستادگی خود خبر کنید امشب
کنون که آب روان را به رویتان بستند
ز اشک شوق، لب خویش ترکنید امشب
اگر که عاشق دیدار جد من هستید
به صورت علیاکبر نظر کنید امشب
جوان من بدنش قطعهقطعه خواهد شد
رواست گریه به حال پدر کنید امشب
شرار آتش شعرش همه ز سوز شماست
دعا به «میثم» ما بیشتر کنید امشب
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
از زبانِ آفتاب
ما اندکیم و خیل دشمن، بیشمارند
ما چند فرد، اینان همه، چندین هزارند
این ظلمت شب، این شما، این راه صحرا
یاران من، این قوم، با من کار دارند
امشب مرا در کربلا تنها گذارید
آخر عزیزان شما، چشم انتظارند
من در پی ارشاد اینانم، دریغا!
اینان، مصمّم از برای کارزارند
هر کس بماند با من اینجا، کشته گردد
یاران من، یکسر قتیل این دیارند
اینان نه تنها، تشنۀ خون من استند
حتی به فکر خون طفل شیرخوارند
اینجا جواب العطش، تیر سه شعبه است
اینجا به حلق تشنه خنجر میگذارند
فردا در اینجا، دستهگلهای مدینه
لب تشنه، زیر خارها، جان میسپارند
فردا شوم، از چار جانب تیرباران
این تیرها باید ز پشتم سر در آرند
فردا، تمام کوهها، بر من بگریند
فردا تمام سنگها، بر من ببارند
فردا تمام قصۀ ما را، در این دشت
شمشیرها، بر خاک، با خون مینگارند
زوّار من، تا بیشتر بر من بسوزند
با خود کتاب نخل «میثم» را بیارند
************************
ز قرآن پردۀ حرمت دریدند
کنـار قتلگـه خنجـر کشیدند
حسیـن بـن علـی را سر بریدند
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
یتیمان از حرم بیرون دویدند
صدای شیههی مرکب شنیدند
بجز یک اسبِ بیصاحب ندیدند
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
تن فرزند زهرا بر زمین است
حرم را شعله تا عرش برین است
میان خیمه زین العابدین است
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
شرر خیزد ز قلب سنگ خاره
بـرای بـردن یـک گــوشواره
بصحرا گوش طفلی گشته پاره
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
عطش در سینهها مثل شرر بود
به جامِ تشنگان خون جگر بود
لب سقا ز طفلان تشنهتر بود
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
رسد بر چرخ گردون آه زینب
به خون گردیده پنهان ماه زینب
شـده مقتـل زیـارتگاه زینب
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
عجب شد قدردانی از پیمبر
که شد در کربلا از تیر و خنجر
همه گلهای او یک روزه پرپر
قیامت شد قیامت، سر مهدی سلامت
ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ
کمتر بزن سر بر سینهای دل
من با حسینم منزل به منزل
پیوسته بودم چون موج و ساحل
وقتی بریدم من از حسین دل
کامد به میدان شمـر سیه دل
شد شامِ تاریک صبح سپیدم
شـور قیـامت بیپرده دیدم
ناگه صدایِ پایی شنیدم
او میدوید و مـن میدویدم
او رو به مقتل من رو به قاتل
من خانه بر دوش من دل به دستم
بـار سفـر چـون از خیمـه بستم
بغض گلو را آنجـا شکستم
او مینشست و من مینشستم
او روی سینــه مـن در مقابل
وقتی من از اشک صد حجله چیدم
در خاک و خون بود عشق و امیدم
خون گریه کردم از آنچه دیـدم
او مـیکشید و من مـیکشیدم
او خنجر از کین من ناله از دل
من کز صبوری شـور آفریدم
جـام بــلا را با جان خریدم
پیراهن صبر بر تن دریدم
او میبریــد و مـن مــیبریدم
او از حسین سر من از حسین دل
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
مستــان همــه افتــاده و ساقــی نمانده
جامــی بــرای مِـیکشان باقـی نمانده
آمـد بـه منزل بارشان
خوش گرم شد بازارشان
روز حسین است روز حسین است
زینب بـه مقتل دید از جانش اثـر نیست
بـوی گُلش مـیآید و از گُل خبر نیست
از زیـر تیغ و نیزههـا
آمـد صـدا زینب بیـا
روز حسین است روز حسین است
یـک زن میــان کُشتههــا تنهـا نشستـه
دارد دو دسـت خـود بـه پهلوی شکسته
گوید حسین من چه شد
نور دوعین من چه شد؟
روز حسین است روز حسین است
یک کودک امشب از صف طفلان جدا شد
یـا آیــهای از سـورهی قرآن جدا شد
بابش فدای حق شده
دختر به او ملحق شده
روز حسین است روز حسین است
آب فرات آزاد شد امّا چه سودی
دیگر به فکر تشنگی یک تن نبودی
اصغر گلویش چاک شد
گهوارهای او خاک شد
روز حسین است روز حسین است
َََََََََََََََََََََََََََََََ
بـرو ای چشـم و چراغ دل من
ای همه هست من و حاصل من
تَپَش دل بشنو گوید آهسته برو
ای امید دل من همهی حاصل من
گفتـی از نالـه تـو دوری کن، چشم
هر چه دیدی تو صبوری کن، چشم
دستی از لطف برآر روی قلبم بگذار
ای امید دل من همهی حاصل من
این صـدای تپش قلبـم نیست
در حسینیهی دل سینهزنیست
نوحه از تیغ و سُنین همه در وای حسین
ای امید دل من همهی حاصل من
ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
غریب مادر حسین
وقت خداحافظی است میروم ای خواهرم
سـرم کـه بـر نیـزه رفت جان تو و دخترم
تنم بـه خاک بلا سرم به دنبال توست
ز کربلا تا به شام شاهد احوال توست
غریب مادر حسین
با دو لب خشکِ من رسیده جان بر لبت
مـرا ز خاطـر مبــر وقـت نمـاز شبت
پس از شهیدان عشق دلم ز دنیا گرفت
که دست گلچین ظلم باغ گلم را گرفت
غریب مادر حسین
ای کـه گرفته زمیـن ز اشک تو آبرو
پیرهـن کهنــهای کــه مـادرم داده کو؟
زیـر گلـوی مــرا بوسه مکرر زدی
که بوسه بر بوسهگاهِ تیر و خنجر زدی
غریب مادر حسین
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
بین کار عشق و عاشقی بالا گرفته
در خیمـه طفلـی دامـن بابا گرفته
گوید که کن احسان مرا
بـر دامنت بنشـان مـرا
مظلوم بابا مظلوم بابا
بابا علمـدارت چـه شد اکبر کجا رفت؟
قاسم چه آمد بر سرش جعفر کجا رفت؟
بابــا چــرا تنها شدی؟
بیکس در این صحرا شدی؟
مظلوم بابا مظلوم بابا
بابا ببین بر اشک گرم و آه سردم
بابا بده اذنم که من دورت بگردم
بابـا کجـا شـد لشگرت
کـو قـاسم و کو اکبرت
مظلوم بابا مظلوم بابا
یـک گـل ندارد باغ ما پرپر نگشته
هر کس به میدان رفته دیگر برنگشته
اکبر چه شد قاسم چه شد
ماه بنی هاشم چه شد
مظلوم بابا مظلوم بابا
ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
سـوز عـطش در دل سـوزان تـوست
دیـده دریـا همـه گریـان تـوست
آب خجل از لب عطشان توست
یا حسین یا حسین
زمزمــۀ آب بــود یـــا حــسین
یوسف لب تشنـۀ زهرا حسین
کشتهشدی بر لب دریا حسین
یا حسین یا حسین
آبِ وضــوی تــو ز خــون سرت
سلام بـر خـون علی اصغرت
دورد بر العطش اکبرت
یا حسین یا حسین
اشـک بـه یـاد لـب خشکـت کم است
الــعطشت زمزمــۀ عالــم اســت
دیده به یاد عطشت زمزم است
یا حسین یا حسین
ای لـب خشـک تــو حیــات همــه
اشــک فشـان چشـم بنــی فـاطمه
بر تو و سقّای تو در علقمه
یا حسین یا حسین
ای جگـــر آب برایـــت کبــاب
آب هــم از شــرم لبـت گشتـه آب
بحر، خجل مانده ز طفل رباب
یا حسین یا حسین
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»