يا امير المؤمنين مولا علي ع
زمزم نخورده ایم ولی پاک گشته ایم
آری به پای مقدم او خاک گشته ایم
آنجا جدا ز هر خس و خاشاک گشته ایم
با قطره های کوثر است که نمناک گشته ایم
قدریم و برتر از همه ادراک گشته ایم
از شیعیان حضرت حیدر(ع) شدیم ما
با نام خویش زینت عرش خدا شدی
تو آمدی و آینه ی کبریا شدی ...
کعبه شکاف خورد و در آن پاگشا شدی
یعنی که تو برای خدا لافتی شدی
تو جانشین شدی ، وصی مصطفی شدی
اما غریب گشتی و خانه نشین شدی
هر قطره ی چکیده به دریا نمی رود
خورشید هم میان ثریا نمی رود
بالله قسم که در پی لیلا نمی رود
نامش میان نام احبا نمی رود
دستی به روی دست تو بالا نمی رود
مرز میان مؤمن و کافر ولایت است
*********************************
شهر علوم مصطفوی را علی در است
داماد و ابن عم و وصی پیمبر است
غیر از رسول هاشمی و ذات ذوالجلال
کس را وقوف نیست که او را چه مظهر است
من کیستم که مدحت ذات علی کنم
جایی که جبرئیل امینش ثناگر است
از خارجی مپرس زاوصاف مرتضی
با ناصبی مگو که علی میر منبر است
بوی گلاب کی به مشام جُعل رسد
خفاش را کجا خبر از نور خاور است
گنجینۀ محبت او در دل نبی است
بر قول من گواهخداوند اکبراست
از خادمان اوست بجان جبرئیل وبس
از دوستان مخلس او پورآذر است
روز ازل به آب ولای علی آل
نشنیده ای که طنیت آدم مُخمّر است ؟
الیاس وخضر و حضرت ادریس هر یکی
از یک نگاه نرگس مستش مُعَمّر است
فراش آستانۀ قدرش به روزگار
جمشید و کیقباد و فریدون و سنجر است
چندین هزار یوسف مصری بدان جمال
مبهوت نقش صورت زیبای قنبر است
از نگهت نسیم شمیم دو زلف او
کاخ دماغ باغ سعدت معطر است
خورشید پرتوی زرخ حق پرست اوست
کز پرتو رخش همه عالم منور است
در باغ دلبری قد طوبی مثال او
شمشاد ناز پرور و سرو و صنوبر است
دست خداست دست علی دست دست اوست
پس هر تصرُّ که نماند مخیّر است
مدحش نه اینکه داده به سائل چهل شتر
وصفش نه اینکه معجزۀاش بند بربر است
از صرصر حوادث صمصام صولتش
بنیاد کفر زیر و زبر تا به محشر است
روزیکه از نیام برآورد ذوالفقار
از شرق تا به غرب جهانش مسخر است
بر دست او امور نظام دو عالم است
برکار وی قضای الهی مقدر است
مفتی شرع محکمۀ دین مصطفی است
شیر خدا و قاضی باز و کبوتر است
شاهی که پا بدوش حبیب خدا نهاد
غافل مشو که شوهر زهرای اطهر است
در روز رزم خندق و در روز رسته خیر
میر غضنفر است و امام مطهر است
آن خسرویکه ملک سلیمان عطای اوست
آخر کجا به حاتم طایی برابر است
حاتم که بود مرتبۀ و جود او چه بود؟
از کمترین سخاوت اوخاتم زر است
درگاه جود ماحصل کل کائنات
در پیش چشم همّتش از ذرّه کمتر است
گر طالب حقیقت کبریت احمری
خاک درش بجوی که کبریت احمر است
پیش کمال قدرت او پیست کیمیا
قارون صفت گدای درش کیمیاگر است
آن سروری که غاشیۀ همّتش به دهر
بر گش هوش افسر سلطان سکندر است
طغرا نویس قافیه فرمان صفوتش
مستوفی الممالک هر چار کشور است
بغضش بود جهنم و حبّش بود بهشت
بر طبق این مقوله حدیث پیمبر است
یعنی به نص آیۀ اَکمَلتُ دِینَکُم
بعد از نبی وصی بلا فصل، حیدر است
بی عزم طوف مرقد آن شحنةالنجف
حاجی اگر به کعبه رود کمتر از خر است
بی بادۀ محبت او جام سلسبیل
بر خیل انبیا به خدا کی میسر است
خنجر به خنجر که بغیر از تو مُنجر است
آتش در آن دلی که در آن بغض حیدر است
یک ذرّه از ولای تو یا مرتضی علی
از صد هزار ساله عبادت فزونتر است
از منجنیق چرخ فلک سنگ فتنه باد
بر ان سری که کین علی اندران سر است
روزیکه سر برآورم از جوف تیره خاک
دست و دلم بدامن شبیر و شبر است
یعنی به نص آیۀ تطهیر نزد حق
دارای عصمت اَب و جداست و مادر است
بعد از علی محمد باقر بود امام
گر منکری مقام تو در قعر سقر است
دین خدا زمذهب جعفر رواج یافت
لعنت بر آنکه منکر موسی بن جعفر است
ای دل بیا که حاصل دنیا و آخرت
بر خاک آستانه و ایوان این در است
از یک طواب مرقد سلطان دین رضا
هفتاد هزار و هفتصد و هفت حج اکبر است
هر ناکسی که منکر جود تقی شود
میدان یقین که مادر ناپاک او غر است
آنرا که دوستی نقی نیست در سرشت
گر زاهد زمانه بود خاک بر سر است
دستی که دامن حسن العسکری گرفت
اورنگ نشین مملکت هفت کشور است
هر دیده ای که روی امام زمان (عج) ندید
چشم دلش همیشه به خون جگر تر است
در گلشن فضائل مدح علی و آل
«بلبل» عجب لطیفه تر از و سخنور است
***********************
هرچه درحق علی ظلم نمودیم بس است
هرچه از زلف و لب یار سرودیم بس است
هرچه ابلیس صفت پرده دریدیم بس است
هرچه آتش به تن خویش خریدیم بس است
این نه عشق است برادر که به پیشانی ماست
و نه مهریست که تأیید مسلمانی ماست
داغ یک عمر گناه است که پنهان کردیم
سجده بر دوست که نه،سجده به شیطان کردیم
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست
آی مردم ، به خدا روز حسابی هم هست
نکنیم این همه بد، در حق مولا نکنیم
کوفیان هرچه که کردند بیا ما نکنیم
این که دزدان سر گردنه باشیم ، خطاست
چشم و گوش و کراین مأذنه باشیم ، خطاست
گنه ماست برادر ، علی گر تنهاست
و اگر فاطمه این بنت مطهر تنهاست
همه تقصیر من و توست برادر برخیز
شیعه یعنی که من و تو ، تو دلاور برخیز
شیعه یعنی که شراری ز خدا نوشیدن
شیعه یعنی کفن سرخ بلا پوشیدن
آن که درعین بلا شیعه بماند مرد است
هرکه یک موی بلغزد به علی نامرد است
این که از شیعه به جز نام ندانیم بداست
و نمک گیر چنین لقمه بمانیم بداست
یادمان رفته که ما حق رسالت داریم
یادمان رفته که میراث شهادت داریم
مردم این خواب حرام است هلا برخیزید
جاده پیداست به جان شهدا برخیزید
ننگمان باد اگر عهد به یکسو فکنیم
و بگوییم که ما امت پیمان شکنیم
آی هشدار، دمی قافله را گم نکنیم
تا که امکان وضو هست تیمم نکنیم
ما برآنیم برادر که بلا می نوشیم
و خطر پشت خطر تا به خدا می نوشیم
حرف این است «ولاقوة الا بالله»
هرکه مرد است قدم رنجه کند«بسم الله
*********************
بيت خدا بغير خدا جا نمی شود
ای دل بيا مناقبی از اصفيا بخوان ..............
يک شمه ای ز تاج سر اوليا بخوان
با خاکيان ، کواکبيان ، آسمانيان .............
.. يک دم حديث کنت مع الانبيا بخوان
از مظهرالعجائب عالم نمی بدان .............
وز مظهرالغرائب حق کيميا بخوان
در مصحف خدا لقبش هل اتی ببين ................
واندر زبور نام ورا ايليا بخوان
سرمايه ولای علی را به جان بخر .................
خود را فراتر از همه اغنيا بخوان
خاک در سراچهء قنبر غلام او ..................
بر ديدگان خويش چنان توتيا بخوان
نيت علی است ، حلقه علی ، ذکر ما علی است
برتر علی است ، خواجه علی ، ذوالعلی علی است
قفلی که بی کليد بود وا نمی شود ..............
بيت خدا بغير خدا جا نمی شود
خانه بغير صاحب خود ره نمی دهد ...........
. کعبه بدون نام علی وا نمی شود
ديوار هم برای علی باز می شود .............
کاری که بهر هيچ کس امضاء نمی شود
تنها ميان بيت خدا آشنا بود ...................
اين خانه غير خوبش پذيرا نمی شود
بنت اسد نه، ام اسد ، راه وا کنيد .............
جز ماده شير مادر مولا نمی شود
خلقت علی است ، قبله علی ، عشق ما علی است
فرياد کعبه هم به خدا ذکر يا علی است
مادر به زادگاه علی خيره مانده است .....
کعبه به پيشگاه علی خيره مانده است
اطراف بيت، گرد حرم، دور تا به دور ........
يک امتی به راه علی خيره مانده است
ناگه خبر رسيد که هجران به سر رسيد ......
عالم از اين پگاه علی خيره مانده است
آمد برون ز کعبه خداوند نوريان ...........
مادر به روی ماه علی خيره مانده است
لبخند آشنا به پيمبر نشاط داد .............
احمد از اين نگاه علی خيره مانده است
حجاج اگر هنوز طواف حرم کنند .........
خلقت به زادگاه علی خيره مانده است
جنت علی است ، کوثر علی ، مصطفی علی است
ذکر نبی و فاطمه يا مرتضی علی است
تبريک ای خلايق سرمد علی رسيد ..........
خيزيد ای سپاه محمد علی رسيد
خيزيد ای گروه رسولان به پای عشق ........
بر انبياء مبصر و ارشد علی رسيد
گيرم گواه آيهء پاگ مباهله ................
جان جهان و هستی احمد علی رسيد
بر طاق عرش بر در جنت به آسمان ........
. بنوشته با خطوط زبرجد علی رسيد
سر عباد، رکن بلاد، آيه رشاد ..............
مقصود را تجسم مقصد علی رسيد
عزت علی است ، شوکت علی ، جانفزا علی است
فرقان علی است ، طارق علی ، والضحی علی است
عشقش بود شراره ولی حر نار نيست .........
مهرش بود هماره غمی گه گدار نيست
نامش اگر علی است ز اعلی گرفته است ....
منشق ز حی و دور ز پروردگار نيست
دست خدا، جمال خدا، ديدهء خداست ......
پس کيست آن نگار اگر کردگار نيست
ما چون مسافريم و علی ساربان عشق .....
ديگر غم و فراز و نشيب و حصار نيست
آن مجمعی که ذکر علی نيست زينتش ......
دارای هيچ منزلت و افتخار نيست
پيداست از رخی که ندارد غم علی ..........
هر چند آدمی است ولی مايه دار نيست
زينت علی است ، منجی علی ، مه لقا علی است
يعسوب علی است ، قائد علی ، مقتدا علی است
سرمايه ولايت مولاست هستی ام .........
جام می ولای علی داده مستی ام
پيمانهء محبت او جرعه جرعه نيست ........
درياست باده ای که کند مست مستی ام
هيئت بهانه نيست که ميخانهء دل است .......
. محکم کند به ميکده عهد الستی ام
با خصم او به غير برائت نمی شود ......
بيعت به دشمنش نکند پاک دستی ام
ما خلق برتريم که با مهر حيدريم .......
. اين است رمز و راز سويدای هستی ام
دست مرا بگير علی جان هزار جای ....
کز سوی توست نعمت يکتا پرستی ام
عصمت علی است ، پاکی علی ، با صفا علی است
کعبه علی است ، مکه علی و منا علی است
**********************************
«أنت خير البشر» علي جانم
من همان زائري که مي داني
بيقرار از تب پريشاني
عابر کوچه هاي دلتنگي
خسته از روزهاي حيراني
مردي از خانواده سلمان
عاشقي از تبار ايراني
تشنة يک نگاه دلجويت
تشنة آن شراب روحاني
در نگاهم عريضه اي دارم
که تو آن را نگفته مي خواني
ذره اي هستم آفتابم کن
خاک راه ابوترابم کن
از نگاهت حيات مي ريزد
سرّ صبر و صلات مي ريزد
از تجلي روشن ذاتت
جلوه جلوه صفات مي ريزد
دستگير هميشة عالم
از رکوعت زکات مي ريزد
از کراماتِ دست تو رزقِ
همة کائنات مي ريزد
لب اگر واکني زمين و زمان
هستي اش را به پات مي ريزد
تشنة خاک بوسي نجفم
خاک راهت برات مي ريزد
روز محشر ز تار و پود عبات
بادبان نجات مي ريزد
همة عمر در پناه توام
شيعة مذهب نگاه توام
عشق و روح و روان پيغمبر
ماه هفت آسمان پيغمبر
با تو تکليف عشق روشن شد
آفتاب جهان پيغمبر
تار موي تو عروه الوثقي
به تو بسته ست جان پيغمبر
ساقي کوثر رسول الله
پدر خاندان پيغمبر
جانشيني حق فقط با توست
که تو داري نشان پيغمبر
کوثر وصف تو شنيدن داشت
دم به دم از زبان پيغمبر:
«أنت خير البشر» علي جانم
«من أبي قد کفر» علي جانم
کعبه و زمزم و صفا حيدر
مروه و مشعر و منا حيدر
قبلة مسجد الحرام علي
صاحب خانة خدا حيدر
شور اعجاز ليله الاسري
روشني شب حرا حيدر
اولين ياور رسول الله
هستي ختم الانبيا حيدر
السلام عليک يا مولا
السلام عليک يا حيدر
يثرب و کاظمين و سامرّا
نجف و طوس و کربلا حيدر
آيه آيه حقيقت جاري
کوثر و قدر و هل أتي حيدر
معني روشن کتابُ الله
اي صراطُ السَّعادَه بابُ الله
روشني عبادت زهرا
قامت تو قيامت زهرا
مات و مبهوت مانده جبريل از
بي کران ارادت زهرا
و غدير نگاه روشن تو
بهترين روز حضرت زهرا
ديدني بود در حمايت تو
آن همه استقامت زهرا
گفت مختص شيعيان تو است
روز محشر شفاعت زهرا
شور لبخند توست يا زهرا
ذکر سربند توست يا زهرا
تو همان کوثر کثيري که
با حق آنقدر هم مسيري که
رستگاري ما فقط با توست
و تويي بهترين اميري که
هل أتي شرحي از کرامت توست
من همانم همان اسيري که
به نگاهت پناه آورده
و تو مولاي دستگيري که
ست من را رها نخواهي کرد
آري آنقدر سر به زيري که
باور تو براي ما سخت است
تو هماني همان دليري که
ضربه هايش به روز بدر و حنين
افضلٌ من عبادت الثقلين
دشمنت گرچه بي عدد باشد
در مسير تو هر که سد باشد
رشحة ذوالفقار تو کافي ست
گرچه عَمر بن عبدود باشد
پيش تو کمتر از پر کاه است
هرکه در قوم خود اسد باشد
اسدالله غالب ميدان
شوکت تو الي الأبد باشد
ساحت حيدري چشمانت
دور از هر چه چشم بد باشد
تا هميشه امير ما يکتاست
آنچنان که خدا أحد باشد
پهلواني که هم رديفت نيست
هيچ جنگ آوري حريفت نيست
جز ولاي تو ائتلافي نيست
نور مطلق که اختلافي نيست
اعتقادات بي ولايت تو
به خدا جز خيال بافي نيست
پيرهن چاک عشق تو کعبه ست
بي شما قبله و مطافي نيست
عالمي بيقرار رجعت توست
آه شصت و سه سال کافي نيست
وقت مدح شما قلم لال است
ورنه تقصير اين قوافي نيست
شعرهايم اگر چه ناچيز است
دلم از عشق دوست لبريز است
****************************************
چو شیرم داد مادر یا علی گفت
زبان و دل مکرر یا علی گفت
سفر با نام او معراج عشق است
به معراجش پیمبر یا علی گفت
به جنگ نهروان و بدر و خیبر
خود فتاح خیبر یاعلی گفت
علی نامیست ز اسما الهی
هر آن کس کرده باور یا علی گفت
نشد محتاج درمان طبیبان
مریضی که به بستر یا علی گفت
شعار قهرمانان است این ذکر
که می باید مکرر یا علی گفت
چو زد پرچم کنار نهر علقم
اباالفضل دلاور یا علی گفت
********************
السلام علیک یا امیر المومنین
چه شد که خشت روی خشت چیده شد کعبه
برای چیست که این قد کشیده شد کعبه
مگر که از دل این خانه می زند بیرون
که ناز مقدم او آفریده شد کعبه
چه قرنها که فقط محض خاطر بتها
به گوش مردم عامی شنیده شد کعبه
که آمد و چه شنید و چه گفت می دانی ؟
که پیش چشم همه چاک دیده شد کعبه
شکافت و سر هم آمد و دوباره شکافت
که تا قیام قیامت پدیده شد کعبه
درخت بود و پر از میوه های کال اما
علی رسید و سه روزه رسیده شد کعبه
گشود چشم و زمین را پر از حلاوت کرد
به جای گریه دو سه آیه ای تلاوت کرد
سه روز بر در کعبه نظاره می کردند
دعا برای شکافی دوباره می کردند
منجمین همه مبهوت در پی چاره
توسلی به ضریح ستاره می کردند
دوباره ریخت به هم طرح کعبه و مردم
به سوی مادر و کودک اشاره می کردند
رسید ماه و زلیخائیان ز یوسف ها
به خانه هرچه که بود عکس پاره می کردند
به حکم خنده و یا گریه های کودکی اش
از آن به بعد همه استخاره می کردند
نمونه خط علی را که دیده است کجاست
علی قشنگترین دست خط خداست