شعر بقیع بمناسبت هشت شوال سالروز تخریب بقیع بدسبت وهابیون خبیث
خانۀ خورشید
سلام ما بــه مــدینـــه به قبلــۀ جــانش
ســـلام مــا بــه رســول لله وگلستــانش
سلام مابه حریمی که مهبط وحی است
کـه جبـرئیل امین خـادم است ودربانش
سـلام مــا به گلستــــان سبـــز اهللبیت
سـلام مـا بـه بقیــــع وقبـــور ویــرانش
سلام ما به جگــر گوشــۀ رســــول الله
به فاطمـه به شکــوه وبه قبـر پنهانش
سلام ما به علی وبــه غُـربت وقَـدرش
به جان وقلب صبور وبه اشک چشمانش
سلام ما به امـا می که تیـر بــاران شد
سلام مـا به مــزار بــه خاک یکسانش
سلام ما بــه دل داغـــد یـــدۀ سجّــــا د
به سجده های طویل وبه چشم گریانش
سلام مابه امــا می که بـاقر العلم است
درودمـا بـه گهـُـرهــای نـاب وغلطـانش
سلام ما به گل صـادقی که گلشن دیـن
هماره سبز شد از چشمه های عرفانش
سلام ما به مـــــزار غــَـریب اُ مّ بنیـــن
به مادری که شرر داشت جان سوزانش
اگرضــریح نـــــــدارد قبــور ایـــن پاکـان
قلـــوب شیعـــه بــود بقعـــۀ فـــروزانش
برای خانۀ خورشیـد شمــــع لازم نیست
که روشــن است همیشـه زنور یزدانش
مدینـــه همره عشـاق خــــویش جا دارد
تمـــام عمــــر بگــــرینــد بر غـریبـانش
چه میـز بــانی گرمی کنـد رســــول الله
از آن کسی که شـود در مدینه مهمانش
گلاب اشک «وفائی»چکـد به دامانش
التماس دعا
می رسد از مدینه بوی غم ***
فاطمه باز دیده گریان شد
چونکه قبر چهار فرزندش *** در حریم بقیع ویران شد آتش کینه شعله ها دارد *** از دل سر سپرده های یهود لعنت حق به هر چه وهابی *** لعنت فاطمه به آل سعود قصد دارند ریشه را بزنند *** صحبت از قبرها بهانه بُوَد ریشه و بغض و کینه اینان *** آتش و دود و تازیانه بُوَد لعنت حق بر آن کسانی که *** اولین شعله را به پا کردند حق پیغمبر معظم را *** با لگد پشت در ادا کردند در مدینه ز بعد پیغمبر *** ناله های بلند ممنوع است در مرام پلید این مردم *** زن زدن از امور مشروع است گریه کردند آسمانی ها *** با نوای حزینۀ زهرا (س) به گمانم که باز تازه شده *** داغ مسمار و سینۀ زهرا (س) بعد از آنکه زدند مادر ما را *** کینه های قدیم سر وا کرد کاش روزیِ هیچکس نشود *** ضربِ سنگین سیلیِ نامرد کاش مهدی بیاید و با او *** ریشه فتنه را براندازیم عاقبت بهرِ مادر سادات *** گنبد و بارگاه می سازیم با نیابت ز قبر مادرمان *** سوی ام البنین سلام کنیم دست بر سینه در مقابل او *** مثل عباس احترام کنیم کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع تا سحر میسوختم چون قلب زوار بقیع کاش میشد مخفی از وهابیان سنگدل مینهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع نیست حق گریهاش بر چار قبر بیچراغ زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع آب، خون و دانه اشک و نالهاش سوز جگر هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور شب که خلوت میشود زهراست، زوار بقیع اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان دست حق بودهست از اول نگهدار بقیع گر به دقت بنگری بر این امامان غریب میچکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع بس که آغوشش پر است از لالههای فاطمه بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع )))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))) (((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((( -نه قبله در تو که قبله نماست در تو بقیع درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ ابن اثیر میگوید: «در لغت بقیع به محل وسیعی که دارای درخت و یا ریشه درخت باشد، گفته میشود و چون مکان بقیع پیش از آن دارای درخت غرقد و ریشههای آن بود پس از قطع این اشجار نیز با همان اسم معروف گردید.» بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور رسول اکرم(ص) و بوسیله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است. این مدفن مقدس و تاریخی در اصل «بقیعالغرقد» و در قرنهای اخیر گاهی «جنةالبقیع» نیز گفته میشود. هر گروه از مسلمانان به تناسب ارتباطشان با همدیگر و انتسابشان به رسول خدا ـصلی الله علیه و آله و سلم ـ در یک نقطه معین و جایگاه مخصوص و در کنار هم دفن شده اند; مثلا قبور ائمه چهارگانه با قبر عباس و فاطمه بنت اسد در یک نقطه و در کنار هم و همه همسران رسول خدا ـصلی الله علیه و آله و سلم 4 در یک نقطه معین و در کنار هم و رقیه و ام کلثوم دختران پیامبر در کنار هم و عمّه های آن حضرت با امّ البنین در کنار هم، که مجموع این بخش به نام «مقابر بنی هاشم» معروف گردیده است; همانگونه که سایر بخش های مختلف بقیع نیز به نام های خاصی نامیده شد; مانند «روحاء» و «زوراء. حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ به عنوان مشهد و حرم اهل بیت (ع) معروف گردیده، در سمت غربی و منتهی الیه بقیع واقع شده است. در این حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بیت، امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متری این قبرها، قبر عباس عمومی گرامی رسول خدا (ص) قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است که متعلق به فاطمه بنت اسد است. قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر همه این قبور ششگانه در زیر گنبد و دارای ضریح زیبایی بودند. همچنین مدفن تعدادی از همسران، فرزندان، اقوام و عشیره پیامبر اسلام و جمع کثیری از صحابه و یاران آن حضرت و تعداد بیشماری از شهدا و علما در این قبرستان قرار دارد. تبدیل به خانه به عبادتگاه و بارگاه: گرچه نمی توان بطور دقیق تاریخ تحوّل مدفن ائمه بقیع را، از شکل مسکونی به یک زیارتگاه عمومی، مشخص نمود، ولی اوّلین و قدیمی ترین مدینه شناس و مورخ; عبدالعزیز بن زباله ـ زنده در سال 199 ـ در مورد این حرم شریف و همچنین در مورد حرم حضرت حمزه ـ ع ـ مطلبی دارد که گویای تاریخِ تقریبی تغییر و تحول در هر دو حرم شریف می باشد. متأسفانه در مورد تغییر و تحوّلی که پس از این تاریخ تا قرن پنجم، در این حرم شریف بوجود آمده است، سند متقن تاریخی در دست نیست ولی با توجه به برخی شواهد تاریخی در کنار تحلیل شرایط سیاسی خلفای عباسی و مروری بر اعتقادات شیعیان،ً این حرم در طول این سه قرن نیز مورد توجه عباسیان و شیعیان بوده و از هر فرصت ممکن در تعمیر و تجدید بنای آن اهتمام ورزیده اند. در این زمینه مورخ معروف ابن اثیر در حوادث سال 495 هـ . ق میگوید: «در این سال امیر مدینه منظور بن عماره حسینی دنیا را وداع گفت و او معماری را که از اهالی قم بود و از سوی مجدالملک بلاسانی برای ساختن قبه حسن بن علی و عباس عموی پیامبر در مدینه به سر میبرد، به قتل رسانید.» همچنین مرحوم عبدالجلیل قزوینی زنده (در سال 556) در کتاب النقض میگوید: «قبه حسن بن علی که عباس بن عبدالمطلب پدر خلفا [منظور جناب عباس، عموی پیامبر و جد بزرگ خلفای عباسی است] آنجا مدفون است، مجدالملک فرموده است.» تعمیر و توسعه ی حرم مطهر ائمه ی بقیع و قبرستان بقیع: آنگاه اضافه می کند: ولی در این کتیبه تاریخ صدور این دستور مشخصات بیشتری از این شخص، منعکس نگردیده است. تعمیر سوم حرم شریف متعلق به اوایل قرن سیزدهم هجری است که به دستور سلطان محمود عثمانی انجام گرفته است. فرهاد میرزا که در سال 1292 هـ . ق به حج مشرف شده است، مینویسد: «تعمیر بقعه مبارکه در بقیع از سلطان محمودخان در سنه یکهزار و دویست و سی و چهار هجری به دست محمدعلی پاشای مصری و به امر سلطان واقع شده است.» آنچه ذکر شد سه مورد از تعمیرات حرم بقیع که با تاریخ روشن و مشخصّات عاملان آنها، به دست ما رسیده است، ولی بطور مسلّم تعمیرات و اصلاحات به عمل آمده در حرم بقیع، منحصر به موارد یاد شده نبوده، بلکه چنین تعمیرات و اصلاحاتی مکرّر، طبق مقتضیات و ایجاب شرایط بدون این که تاریخ آنها مشخص و یا در منابع منعکس شود صورت گرفته است؛ چنانچه برخی شواهد تاریخی نییز مؤید این مطلب است. برخی ویژگی های حرم مطهر ائمه بقیع: 2.حرم بقیع دارای دو درب بوده است: 3.محراب حرم بقیع: 4.حرم بقیع خادمانی داشته است: 5.تزئینات حرم بقیع: 6.حرم بقیع صحن نداشته: 7.ضریح مطهر ائمه اطهار: همچنین دو ضریح دیگر نیز برای بقیع ساخته و نصب شده است که سومین آنها تا زمان تخریب این حرم پا برجا بوده است. مرحوم سید محسن میگوید: «در اصفهان ضریح دیگری از فولاد به صورتی ظریف و زیبا ساخته شد که در قسمت بالای آن اسماء حسنی با آب طلا و خط زیبا ترسیم شده بود که با سختی فراوانی به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدینه سه سال متوقف و با پرداخت مبالغ کلانی به مخالفان، در حرم نصب گردید.» تخریب حرم ائمه اطهار در بقیع: یکی از جهانگردان غربی به نام مستر ریتر که به فاصله کوتاه از ویرانی این حرم، بقیع را دیده، ویرانی آنجا را چنین ترسیم میکند: «چون وارد بقیع شدم، آنجا را همانند شهری دیدم که زلزله شدیدی به وقوع پیوسته و به ویرانه ای مبدّلش ساخته است؛ زیرا در جای جای بقیع بجز قطعات سنگ و کلوخ در هم ریخته و خاک ها و زباله های روهم انباشته و تیرهای چوب کهنه و شیشه های درهم شکسته و آجرها و سیمان های تکه تکه شده، چیز دیگری نمی توان دید. فقط در بعضی از رهگذرهای تنگ این قبرستان از میان این زباله ها راه باریکی برای عابرین باز نموده اند. و اما آنچه در کنار دیوار غربی بقیع دیدم، تلی بود از تیرهای قدیمی و تخته های کهنه و سنگ ها و قطعات آهن روی هم انباشته که اینها بخشی از زباله ها و بقایای مصالح ساختمان های ویران شده ای بود که در کنار هم انبار شده بود ولی این ویرانی ها و خرابی ها نه در اثر وقوع زلزله و یا حادثه طبیعی، بلکه با عزم و اراده انسان ها به وجود آمده است و همه آن گنبد و بارگاه های زیبا و سفید رنگ که نشانگر قبور فرزندان ویاران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان گردیده است.» او اضافه می کند: «چون برای مشاهده بیشترِ این آثار، که نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاریخ سازان روزگار است، در میان سنگ و کلوخ حرکت می کردم. از زبان راهنمایم شنیدم که از شدت ناراحتی این جمله ها را آهسته! تکرار می نمود: "استغفراللّه"، "استغفراللّه"، "لا حول ولا قوّة اِلا باللّه"» جذبه مهر تو آورد مرا، بار دگر غير عشق تو نبوده است مرا كار دگر يا رسول الله! اى مرقد تو كعبه عشق بر لبم نيست بجز ياد تو گفتار دگر من كه عمرى است به درگاه تو سر مى سايم نروم از درِ اين خانه به دربار دگر زائر كوى رسوليم، خدايا مپسند در ره عشق، گزينيم جز او يار دگر ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤۴۴
بوى گل مىآید از چاك گریبان بقیع
مرغ شب در سوگ گلهایىكه بر این خاك ریخت
از سر شب تا سحر، باشد غزلخوان بقیع
نالههاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع
گوش ده تا گریهی زار على را بشنوى
نیمه شبها از دل خونین و حیران بقیع
این حریم عشق دارد عقدهها پنهان به دل
شعلهها سر مىكشد از جان سوزان بقیع
از دل هر ذرّه بینى جلوهگر صد آفتاب
گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع
هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع
بستهام پیمان الفت با مزار عاشقان
خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع
اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دلهاى حزین
خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع
سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد
كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع
اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن
باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع
چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع
------------------------------------------------------------
یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع
گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند
صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع
گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع
گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است
یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع
گرچه میتابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع
میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر
بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع
بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را
قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع
تا سروکارش بود با عترت پاک رسول
کى عنایتبا کم و کیف جهان دارد بقیع
این مبارک بقعه را حاجتبنور ماه نیست
در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع
اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال
هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع
چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه
پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع
فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین
اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع
در پناه مجتبى در ظل زین العابدین
ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع
باقر علم نبى و صادق آل رسول
خفتهاند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع
قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز
داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع
کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول
منظر فصل غم انگیر خزان دارد بقیع
آخر اینجا قصه گوى رنجبى پایان تست
غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع
خفته بین منبر و محرابى اما بازهم
از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع
راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت
تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟
شب که تنها میشود با خلوت روحانىاش
اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع
شب که تاریک است و در بر روى مردم بستهاست
زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع
کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق»
چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع
نه کعبه کعبه اهل ولاست در تو بقیع
هزار مرتبه برتر از عرش حق هستی
نیاز خانه اهل سماء است در تو بقیع
سکوت محض تو در اوج غربت تاریخ
نماد ناله قلب خداست در تو بقیع
همین که بی حرم و گنبدی و گلدسته
نشان از واقعه ای غم فزاست در تو بقیع
به هر دو عالم اگر فخر می کنی چه عجب
هزار مادر شاه وفاست در تو بقیع
به اشک نم نم خود زائرت سحر می گفت
شمیم علقمه و کربلاست در تو بقیع
اگرچه مهد ولایی به کربلا نرسی
کجاست سری ز تن خود جدا در تو بقیع
کنار تربت مادر به یاد کرب و بلا
صدای ناله مهدی رساست در تو بقیع
-----------------------------------------------------------------------------
باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع
تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع
خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه
در تو مىبینم شكوهِ آسمان را اى بقیع
پنج خورشیدِ جهانافروز در دامان تست
كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع
مىرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه
بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع
جز تو غمهاى على را هیچ كس باور نكرد
مىكشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع
باز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست
در كجا كردى نهان آن بىنشان را اى بقیع
قطرهاى، اما در آغوش تو دریا خفته است
كردهاى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع
چشم تو خون گرید و «پروانه» مىداند كجاست
چشمه ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع
-----------------------------------------------------------------------------
بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را
درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را
بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد
شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۳
نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا
نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین
حرم به دست حرامی خراب گشته بیا
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۳
چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده
بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار
گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده
-------------------------------------------------------------------------------
مى گرددم دو ديده پريشان و جان، غريب
در منظرى كه نيست به هفت آسمان، غريب
يا رب بقيع، قطعه اى از آسمان توست
پيچيده در غبار زمين و زمان، غريب
آن گوهرى كه بود مَلك خادم درش
خفته ست در كنار حَرَم، بى نشان، غريب
اين خاك، ميزبان پريشان كربلاست
مانده ست در حضور تو، اى آسمان، غريب
اينجا مزار صادق آل محمد(ص) است
تنها، ميان گردش چشم جهان، غريب
در خلوت است بارگه باقرالعلوم(عليه السلام)
همچون مزار مادر زخمى، جوان، غريب
اين سوى ميله، مرقد اولاد مصطفاست
و آن سو، نگاه غمزده زائران، غريب
اين محرمان پردگى عرش ذوالجلال
اينسان فتاده اند در اين خاكدان، غريب
اشك است اينكه مى چكد از آستين ابر
مِهر است اينكه مانده در اين آستان، غريب
مى گردد آسمان، به طوافى هميشگى
بر اين مدار غربت و بر اين مكان، غريب
يا رب چه حكمتى ست در اين قطعه شريف
مهمان غريب و بارگه ميزبان، غريب
يارب كرامتى! كه زنم بوسه بر بقيع
سر را نهم به خاك و بگويم بر آن غريب
--------------------------------------------------------------------------------
خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع
خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقيع
فرشتگان ز زمين مى برند سوى بهشت
براى غاليهي حوريان غبار بقيع
اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى
بيا به گلشن روحانى ديار بقيع
دريغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا
خراب شد همه آثار بى شمار بقيع
ايا كه غيرت دين دارى و ولايت آل
ببار خون، عوض اشك در كنار بقيع
خراب كرد ستم، مشهد چهار امام
كز آن شرف به سما يافت خاكسار بقيع
نخست مرقد سبط نبى امام حسن
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقيع
مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد
امين اعظم حق، ركن استوار بقيع
مزار حضرت باقر، عزيز پيغمبر
كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقيع
مزار حضرت صادق رييس مذهب و دين
جهان علم و عمل، نور كردگار بقيع
قبور منهدم ديگر از تبار رسول
فزوده است بر اوضاع رنج بار بقيع
زظلم فرقه وهّابيان ناكس دون
بيا ببين كه خزان گشته نوبهار بقيع
سعوديان عميل يهود و صهيونيسم
ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقيع
قبور آل پيمبر، خراب و ويران است
فرشتگان همگان اند سوگوار بقيع
در اين مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد
شكسته خاطر و محزون و داغدار بقيع
كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد
زند به ريشه خصم ستم شعار بقيع
قيام بايد و مردانگىّ و همّت و عزم
كه بر طرف كند اين وضع ناگوار بقيع
وگرنه تا نشود قطع دست استعمار
جهان شيعه بود زار و دل فكار بقيع
حراميان به حرم تا كه حاكم اند روا ست
كه مسلمين همه باشند شرمسار بقيع
سلام بى حد و بسيار بر پيمبر و آل
درود وافر و بى انتها نثار بقيع
ز ياد مرقد ويران اولياى خدا
هميشه «لطفى صافى» است بى قرار بقيع
اولین کسی که در بقیع از انصار دفن شده است «اسعد بن زراره» و از مهاجرین «عثمان بن مظعون» بوده است. سمهودی میگوید: «پس از فوت ابراهیم فرزند رسول خدا ـ ص ـ آن حضرت به صحابه فرمودند ابراهیم را به سلف صالح ما عثمان لاحق کنید و در کنار او به خاک بسپارید.» او میگوید پس از دفن شدن ابراهیم در بقیع، مردم مدینه علاقهمند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه درختان و ریشههای بخشی از بقیع را قطع و زمین آن را برای همین منظور آماده نمودند.
در فضیلت بقیع حدیثهای متعددی از رسول خدا نقل گردیده است. از جمله در حدیثی فرمودند: «از بقیع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه چهارده شبه است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت میشوند.» در حدیث دیگر آمده است که رسول خدا (ص) در بقیع حضور یافتند و اهل قبور را بدین گونه خطاب میکردند: «درود بر شما و خداوند ما و شما را بیامرزد.» شما پیشاهنگان ما بودید و ما هم درپی شما خواهیم آمد.
و باز می بینیم پس از گذشت بیش از نیم قرن از رسمیت یافتن بقیع، تمام شهدای حره در یک نقطه از بقیع و در کنار هم بخاک سپرده شده اند.
آنهایی که با تاریخ مدینه آشنایی دارند میدانند که در آن زمان رسم بود که جنازه افراد متشخص و مورد احترام به جای گورستان عمومی در داخل منزل دفن میشد و در برخی از موارد این منزل تبدیل به آرامگاه خانوادگی میشد.
در کنار قبرستان بقیع خانههای زیادی وجود داشت که یکی از آنها متعلق به عقیل ابن ابی طالب بود. این خانه به آرامگاه خصوصی و خانوادگی اقوام و فرزندان رسول خدا (ص) مبدل گردید و اولین کسی که در داخل آن دفن شد پیکر فاطمه بنت اسد بود. پس از آن عباس عموی پیامبر در این خانه دفن گردید. به همین ترتیب بدن های پاک امام حسن مجتبی، امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق در این مکان شریف دفن گردید.
رسول خدا در دوران حیات پربرکتشان، به قبرستان بقیع به طور عام و خانه عقیل به طور خاص ارج می نهادند و –حتی پیش از وفات ائمه ی اطهار- خانه ی عقیل را محل دعا و مناجات خود قرار می دادند. توجه ویژه پیامبر گویای عظمت و نشانگر قداست و معرفی معنویت این خانه بود که در آینده نه چندان دور، ستارگانی از آسمان ولایت در این مکان شریف افول و چهار تن از اوصیای آن حضرت در این خانه به خاک سپرده خواهند شد.
نکته مهم این است که بر قبور ائمه ی اطهار مدفون در بقیع، از همان ابتدا سقف و دیوار وجود داشته است.
ساخت حرم و بارگاه در بقیع در چند مرحله صورت گرفت. پس از زمان بنیامیه که شیعیان در سخت ترین شرایط به سر میبردند و حتی جرأت اظهار عقیده خود را نداشتند عباسیها به روی کار آمدند و در این زمان بود که شیعیان به آزادیهایی دست یافتند، تا جایی که سفاح به حقانیت امیر مؤمنان ـ ع ـ اعتراف کرد و اقدام به بازگرداندن فدک به بنیالحسن نمود.
مرحله بعدی تجدید بنای حرم از قرن پنجم آغاز شده که خوشبختانه اسناد و مدارک تاریخی زیادی در این زمینه وجود دارد. طبق مدارک مسلم تاریخی، گنبد و بارگاه حرم ائمه بقیع که از نظر استحکام و ارتفاع، ظرافت و زیبایی بر همه قبههای موجود در بقیع تفوق داشته و به مدت هشتصد سال سر بر آسمان میسوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب میکرد؛ به دستور «مجدالملک ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسی البراوستانی القمی»، وزیر برکیارق از سلاطین سلجوقی در بین سالهای 486 الی 498 هـ . ق ساخته شده است.
شاید بهترین راه برای به دست آوردن کیفیت این بنای شریف و مشخصات آن مراجعه به ثبت مشاهدات و خاطرات مورخان و جهانگردان باشد.
مشخصات «قبهای بزرگ و سر به فلک کشیده و بسیار مستحکم» مشترک در بین مشاهدات مورخان میباشد.
طبق مدارک موجود، با مرور زمان و در مقاطع مختلف در حرم و گنبد و بارگاه ائمه بقیع ـ علیهم السلام ـ تعمیرات و اصلاحاتی به وسیله بعضی از خلفا و سلاطین به عمل آمده است.
نخستین تعمیر در حرم ائمه بقیع در سال 519 هـ . ق و پس از گذشت کم تر از نیم قرن از ایجاد ساختمان آن میباشد که به دستور مسترشد بالله، خلیفه عباسی انجام گرفته است. سمهودی در کتاب خود میگوید کتیبهای در طاق سمت قبر عباس وجود دارد که تاریخ دقیق تعمیر و سلطان وقت را نوشته است.
دومین تعمیر در حرم بقیع در بین سال های 623 و 640 هـ . به وسیله یکی دیگر از خلفای عباسی به نام مستنصر بالله انجام گرفته است؛ سمهودی در این مورد می گوید: در بالای محراب حرم بقیع در کتیبه دیگری این جمله به چشم می خورد: «امر بعمله المنصور المستنصر بالله».
مستنصر بالله نامش منصور، کنیه اش ابوجعفر، فرزند الظاهر بالله و سی و سومین خلیفه عباسی است که بنا به نقل سیوطی، در سال 623 به خلافت رسیده و در سال 640 بدرود حیات گفته است. بنابراین، تاریخ تقریبی این اصلاح و تعمیر نیز مشخص می شود که در نیمه اول قرن هفتم و در دوران خلافت مستنصر عباسی از سال 623 تا 640 انجام گرفته است.
باید توجه داشت -همانگونه که سمهودی اشاره نموده و شواهد متقن تاریخی- اقدامات و عملکرد «مسترشد» و همچنین مستنصر، مربوط به تعمیرات و اصلاحات این حرم شریف بوده است نه مربوط به اصل ساختمان و بنای آن.
نکته جالب ویژگیها و خصوصیتهای حرم شریف است که نظر بسیاری از مورخان را به خود جلب کرده است و به اختصار به این ویژگیها اشاره میشود:
1.حرم بقیع هشت ضلعی بوده است:
مرحوم میرزا حسن فراهانی12 که در سال 3ـ1302 هـ . این حرم شریف را زیارت نموده، به شش ضلعی بودن ساختمان حرم از نظر مهندسی و همچنین به چگونگی داخل و خارج این گنبد شریف از لحاظ رنگ اشاره نموده و در ضمن معرفی قبور افراد مشهور در بقیع، چنین می نویسد:«اوّل چهار نفر از ائمه اثنی عشر ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ است که در بقعه بزرگی که به صورت هشت ضلعی ساخته شده است واقعند و اندرون و گنبد آن سفید کاری است.»
بنا به گفته ابن نجار، مدینه شناس معروف (متوفای 647) حرم ائمه بقیع، دارای دو درب که یکی از آنها همیشه و در تمام اوقات روز، به روی زائرین باز بوده است.
یکی دیگر از خصوصیات این حرم شریف داشتن محراب است. در این مورد سمهودی می نویسد: «و رأیت فی أعلی محراب هذا المشهد: امر بعمله المنصور المستنصر باللّه.»
شواهد تاریخی نشانگر این است که حرم شریف بقیع نیز مانند سایر حرم ها دارای خادم، کفشدار و زیارتنامه خوان های متعدد بوده است.نایب الصدر شیرازی می گوید: سه شنبه هیجدهم (محرم 1306 هـ .) به عنوان آستان بوسی حضرت مجتبی علیه سلام الله ـ به بقیع رفتم، با این که سه ساعت از آفتاب برآمده بود، خدام نیامده بودند. ساعتی در بیرون بقعه، روی زمینِ عرشِ مکین نشسته، دو سودانیه کفشدار صحبتی می نمودند که اسامی خدام از این قرار است: سید عبدالکریم، سید جعفر، سید زین العابدین، سید احمد من بنی الحسن…
حرم ائمه بقیع، همانند سایر حرم ها، دارای ضریح، روپوش ضریح، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.
بر خلاف حرم سایر ائمه و بقعه و بارگاهِ بیشترِ امام زادگان که علاوه بر ساختمان حرم و بقعه، دارای صحن و حیاط وگاهی دارای صحن های متعدد و وسیع می باشند. حرم مطهر بقیع، دارای صحن و سرا نبوده است. شاهد بر این مطلب، این است که نه تنها در گفتار هیچ یک از مورّخان و جهانگردان به وجودِ صحن و سرایی برای این حرمِ شریف، تصریح و یا اشاره ای نگردیده، بلکه در کلمات بعضی از آنان نبودن صحن و سرا در حرم بقیع بوضوح ذکر شده است; از جمله در سفر نامه سیف الدوله که در سال 1279 هـ . سفر حج نموده، چنین آمده است: و اما بقیع در خارج قلعه مدینه به طرف شرق واقع است، مدفن ائمّه بقیع، بقعه ای دارد بدون صحن.
آنچه از تاریخ به دست میآید این است که قبور ائمه بقیع و جناب عباس از قدیمالایام و بلکه پیشتر از قرن هفتم تا زمان تخریب دارای ضریحهای متعددی بودهاند که به مناسبت نزدیکی و اتصال قبور ائمه (ع) همه آنها در داخل یک ضریح و قبر عباس عمومی پیامبر (ص) به علت فاصله آن با این قبور دارای ضریح مستقل بوده است. همه مورخان از ظرافت و زیبایی این ضریحها تعریف و تمجید کردهاند.
در تاریخ برای اولین بار که از صندوق قبور ائمه بقیع سخن به میان آمده به وسیله جهانگرد معروف ابن جبیر (متوفای 614 هـ . ق) میباشد. او میگوید: «قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب میباشد که بدیعترین و زیباترین نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم و میخکوبیهایی به جالبترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را هرچه زیباتر و جالبتر نموده است» و عدهای مورخ دیگر که شبیه به این تعابیر را به کار بردهاند. از آنجایی که این ضریح از نظر ظاهری شبیه ضریح حرم کاظمین (ع) و عبدالعظیم حسنی (ع) است و این ضریحها به دستور مجدالملک ساخته شده است، میتوان گفت اولین ضریح بقیع نیز به دستور مجدالملک ساخته شده است.
در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند . ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده، بردند.
اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند . طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهل صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و ... به یغما بردند . و این نیز نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود .
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤