مناجات
جاریست چو باران عرق شرم به رویم
از عفـو تو یـا از گنـه خویش بگویم؟
تـرسم نگذارنـد بـه فــردای قیـامت
یک برگ گل از باغ وصال تو ببـویم
کوری به از آن کز کرمت چشم بپوشم
لالی بـه از آنـم کـه ثنـای تو نگویم
تو زود رضا میشوی از بنده ولی من
دیرآمدهام تـا که رضای تـو بجـویم
من رو به در غیـر تو بردم، تو ز رحمت
آغوش گشودی کـه بیـا باز به سویم
خواهم که حضور تو کنم سفرۀ دل، باز
ترسـم کـه گناهـان بفشارنـد گلویم
صد سالـم اگـر در شـرر نـار بسوزی
از دوستیات کم نشود یک سرِ مویم
بر خاک درت ریختهام اشک خجالت
این اشک نکوتـر بود از آب وضـویم
پرونـدۀ تـاریک مــرا اشک نشویـد
بگذار که در چشمۀ عفو تـو بشویـم
صد بار خطا دیدهای از «میثم» و یک بار
نگذاشتـی از لطـف بیـارند بـه رویم
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار
((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((
اشک خجلت
عمری گنه کـردم، نیـاوردی به رویم
نگــذاشتی حتــی بـریــزد آبــرویم
چشمی بده کـز خجلت عفوت بگریم
اشکـی بـده تـا نامـۀ خـود را بشـویم
از بس که توبـه کردم و توبه شکستم
دارم خجـالت تـا که بـاز العفـو گویم
این اشک خجلت را که میریزد ز چشمم
کـردم بهانـه تـا رضـایت را بجــویم
من از تو روگرداندم از غفلت، ولـی تو
در بـاز کـردی از ره رحمت بـه رویم
ای وای از آن روزی که عمرم بر سرآید
فریاد از آندم کـه اجـل آید به سویم
با این همه جرم و گنه از تو عجب نیست
لطفی کنی تا مرگ را چون گل ببویم
لب بستم از خجلت ولی «العفو العفو»
پیـوسته برمیخیزد از هـر تـار مـویم
امشب به جای آنکـه روگردانی از من
بگشای چشمی از ره رحمت به سویم
تو در پی آنی کـه «میثم» را ببخشی
مـن آرزو دارم تــو بــاشی آرزویـم
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار )))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
العفو
فقیـر و درمانـده گدا و مسکینم
تمام هستم هست گناه سنگینم
به نامهام غیـر از گنـه نمیبینم
فقط تو را فقط تو را العفو الهنـا العفو الهنا العفو
**** دوبـاره برگشتـم دوبـاره راهم ده
خودت قبولم کن خودت پناهم ده
ثوابی از رحمت بـه هر گناهم ده
به درد من ذکرت بود دوا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفو ****
به عفوت از خجلت هماره آبم کن
دوباره عبـدت از کـرم خطابم کن
بگیـر امیـدم را سپس جوابـم کن
امید از این درگاه برم کجا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفـو ****
هوای نفسم شد به هـر نفس قاتل
به روی غیـر تـو بسی گشودم دل
اگر چه من عمری شدم ز تو غافل
تو خود مرا از لطف بزن صدا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفــو ****
پس از هزاران بار که توبه بشکستم
ره نجـاتم را ز هــر طـرف بستم
هنـوز هـم یـارب امیــدوار استم
گفتم و میگویم به هر دعا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفـو ****
چو نامـۀ جرمم سیـه شده رویم
به درگهت دائم علی علی گویم
مگر به نـام او رضـای تو جویم
شوی به مهر خود ز من رضا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفـو ****
تن ضعیفم را نظـاره کن یارب
نامۀ جرمم را تو پاره کن یارب
تمام دردم را تو چاره کن یارب
بسویم از رحمت دری گشا العفو الهنـا العفـو الهنـا العفـو
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار ))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
خدای من خدای من
بسکه به روی شانهام کوه گنه کشیدهام
شکستهام شکستهام خمیـدهام خمیدهام
نوید لطف و رحمت و عفو تو را شنیدهام
این من و این عطای تو این تو و این خطای من خدای من خدای من ****
الـه من! الـه من! الـه من! الـه من!
نگه مکن نگه مکن بـه نامۀ سیاه من
دود گنه به سوی تو بسته ره نگاه من
دست عنایت تو گر شود گرهگشای من خدای من خدای من ****
رفیق من تویی تویی حبیب من تویی تویی
قرار من تویی تویی شکیب من تویی تویی
دوای من تویی تویی طبیب من تویی تویی
ذکر خوشت بود دوا به درد بیدوای من خدای من خدای من ****
تو خالقی تو داوری تو اعظمی تو اکبری
تو از همـه کریمتـر تـو از همـه فراتری
گمان نمیکنم مرا به سوی دوزخت بری
مگر نه خلق کردهای بهشت را برای من خدای من خدای من ****
به نـام تـو بـه ذکـر تـو همیشه ابتدا کنم
به هر نفس که میکشم خدا خدا خدا کنم
اگر بـری بـه دوزخـم باز تـو را صدا کنم
رود ز نـار قهر تو به آسمان صدای من خدای من خدای من
اگر به دام معصیت هماره مبتلا شدم
اگر چه با معایبم اسیـر صد بلا شدم
با همه روسیـاهیام زائر کربلا شدم
تو خود بگو چه میشود ثواب کربلای من خدای من خدای من ****
چه میشود چه میشود مرا ز من جدا کنی
فراریام فراریام خـودت مـرا صدا کنی
مـرا بـه راه کربـلا بخـوانی و صدا کنی
بـه درگـه اجـابتت همین بود دعای من خدای من خدای من
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار
))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
یا مجیر
الهـی بـه خوبـان عالم قسم
به هفتاد و دو اسم اعظم قسم
به عالم به آدم به خاتم قسم
ز پا اوفتادم تو دستم بگیر اجرنا من النار یا مجیر ****
دلم گشته بیمار و خواهم دوا
که جز تو کند حاجتم را روا؟
به زنجیر نفس و به بنـد هوا
اسیرم اسیرم اسیرم اسیر اجرنا من النّار یا مجیر ****
به لطف و عطای تو خو کردهام
رضــای تــو را آرزو کـردهام
بـه درگاه عفـو تـو رو کردهام
تو عفوم نما و تو عذرم پذیر
اجرنـا من النّار یا مجیر
منم نخل خشک و گنه، بار من
اجـل آیـد از بهـر دیـدار من
تو آگاهـی از جرم بسیـار من
تو هستی سمیع و تو هستی بصیر
اجرنـا من النّـار یا مجیر ****
اگر چـه گنهکـار و آلودهام
بـه امید عفـو تـو آسودهام
پر از مهر مولا علی بودهام
از آن دم که مادر مرا داده شیر
اجرنـا من النّـار یا مجیر ****
الهـی! من اقـرار کـردم بدم
و لیکن تـو گفتـی بیا، آمدم
به خاک تو روی توسل زدم
شدم زار و شرمنده و سربهزیر
اجرنـا من النّـار یا مجیر
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار
)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اشک خجلت
عمری گنه کـردم، نیـاوردی به رویم
نگــذاشتی حتــی بـریــزد آبــرویم
چشمی بده کـز خجلت عفوت بگریم
اشکـی بـده تـا نامـۀ خـود را بشـویم
از بس که توبـه کردم و توبه شکستم
دارم خجـالت تـا که بـاز العفـو گویم
این اشک خجلت را که میریزد ز چشم
کـردم بهانـه تـا رضـایت را بجــویم
من از تو روگرداندم از غفلت، ولـی تو
در بـاز کـردی از ره رحمت بـه رویم
ای وای از آن روزی که عمرم بر سرآید
فریاد از آندم کـه اجـل آید به سویم
با این همه جرم و گنه از تو عجب نیست
لطفی کنی تا مرگ را چون گل ببویم
لب بستم از خجلت ولی «العفو العفو»
پیـوسته برمیخیزد از هـر تـار مـویم
امشب به جای آنکـه روگردانی از من
بگشای چشمی از ره رحمت به سویم
تو در پی آنی کـه «میثم» را ببخشی
مـن آرزو دارم تــو بــاشی آرزویـم
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا
سازگار
)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
گناه مکرر
بدم، مرا بـه پیمبـر ببخش یـا الله
به اشک دیـدۀ حیدر ببخش یا الله
تمام دار و نـدارم محبت زهراست
مرا بـه سـورۀ کوثـر ببخش یا الله
به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن
مرا بـه این دو بـرادر ببخش یا الله
بـه درگـه تــو گنـاه مکـرر آوردم
مرا به عفـو مکـرر ببخش یــا الله
ببر به کربوبـلا زائر حسینـم کن
به آن ضریح مطهر ببخش یـا الله
به دستهای علمدار کربلا سوگند
به حرمت علـیاکبر ببخش یـا الله
به بانگ العطش نازدانههای حسین
به خون حنجر اصغر ببخش یا الله
به سیدالشهـدا و به خـون حنجر او
که شد بریده ز خنجر ببخش یا الله
به لحظهای که سر نیزه گشت با زینب
سـر حسین، بـرابـر، ببـخش یا الله
به خون میثم تمّار، جرم «میثم» را
به روی او تـو نیاور؛ ببـخش یا الله
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا
سازگار
)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
صلوات کبریا
ای صلوات کبریا نثار جسم و جان تو
سجدۀ اهل آسمان به خاک آستان تو
سـلام دائـم خـدا بـه کل خاندان تو
پیـر خـرد فدایـی فاطمـۀ جـوان تو
خداست با تو همسخن رسول، همزبان تو
****
تو کیستی؟ تو مرتضی تو کیستی؟ تو حیدری
تو فـوق اقتدارهـا تـو از کمـال، برتری
تو نفس ختم انبیا تو از پیمبران سـری
تو تکسوار بدری و تو قهرمان خیبری
با نــود جــراحتت مــدافع پیمبــری
درید قلب یک سپه به تیغ خونفشان تو
**** شرف گرفته آبرو ز خاک پای قنبرت
مقام زهـد عیسوی رسیده بر ابوذرت
خــدای خوانـد بـا نبـی بــرادر و برابــرت
رسول، مدحخوان تـو، خداست مدحگسترت
بهتر از این چه میشود که فاطمه است همسرت
زهی مقام و قدر تو زهی جلال و شأن تو ****
تو شهریار عالمـی خلق جهان گدای تو
چگونه بود یا علی نان و نمک غذای تو؟
هنوز زهد میبرد سجده به خاک پای تو
هنوز دل بـرد ز شـب زمزمـۀ دعای تو
هنوز جوشد از سحر ذکـر خدا خدای تو
هنوز هلاتا کند صحبت قرص نان تو ****
به پیش پـای فاطمـه نبی قیام میکند
همیشه مصطفی از او خود احترام میکند
مقام بین که فاطمه تـو را سلام میکند
جان عزیز خویش را وقف امـام میکند
تمام عمـر، احتـرام از تـو مـدام میکند
سلام تو به جان او سلام او به جان تو
کتاب وحـی را فقط نقطـۀ بـا تویی علی!
پشت رسول امجد و روی خدا تویی علی!
کعبه و حجر و زمزم و سعی و صفا تویی علی!
از دل ختـم انبیـا عقـدهگشـا تویی علی!
امـام مـا امـام مـا امـام مـا تـویی علی!
اطاعت است از آن ما امامت است از آن تو ****
تو در تمـام غزوههـا حمــاسه آفریـدهای
تو در پی رضای حق ز عمرو سر بریدهای
تو هر چه دیده مصطفی به چشم خویش دیدهای
تو صوت جبرییل را به گوش خود شنیدهای
تو نـاز پـابرهنگـان خریـده و کشیـدهای
یتیم، چهره مینهد به قلب مهربان تو ****
سپهـر دور میزنـد همـاره بـر مـدار تو
تمـام ملـک کبریـا محیـط اختیــار تو
خلافت است بر تو کم ز کفش وصلهدار تو
اگر چه بندهای ولی خدایی است کار تو
فراتـر است از مکـان حدود اختیار تو
زمانه سیر میکند هماره در زمان تو ****
منم که هست مهر تو، مشی و مرام و ایدهام
به گوش جان صدات را ز شعر خود شنیدهام
نثـار خـاک مقـدم مبــارکت قصیـدهام
که در ثنـا و مـدح تـو معجـزه آفریدهام
دل از جهان بریدهام ناز غمت کشیدهام
مدح تو را سرودهام همیشه با زبان تو ****
کسی که در ثنـای او آمـده «انّمـا» تویی
کسی که بوده از ازل حامی مصطفی تویی
کسی که خوانده خویش را نقطۀ تحت با تویی
کسی که شـد بــرادر خاتــم انبیـا تویی
کسی که وصفش آمده سورۀ هلاتی تویی
بسته نزول هلاتی به بذل قرص نان تو
زخم تو بـوده بـر بدن فزون ز حلقۀ زره
ندیده دیـدۀ کسی فتـد به ابـرویت گره
مانده به هر جـراحتت نقش هزار خاطره
گشتـه بـه ذوالفقـار تـو کار نَبرد یکسره
ای شده جوشنت به تن نام بتول طاهره
ای ز خدای فاطمه درود بر روان تو ****
تو جلـوۀ جمال حـق تـو آفتـاب عالمی
تو بـا تمـام انبیــا تـو پیشتـر ز آدمـی
تو هم علی مرتضی تو هم رسول اکرمی
تو اولـی تـو آخـری تو آدمی تو خاتمی
تو در بهار و در خزان بهار نخل «میثمی»
که مدح میکند تو را هماره با بیان تو
از صیام تا قیام 5 – غلامرضا
سازگار
. ))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
.
(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((
(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((