• ای به مثل بی مثل چو خالق یکتا
  • ای به نبی چون نبی ستوده داور 
  • روح ولایت توئی و ریشه تقوا
  • روح مجسم توئی و جان مصور
  • هرکه پناهش توئی پناه دو عالم
  • هر که شفیعش توئی شفیع به محشر
  • خانه تو کعبه مراد امامان
  • بیت تو معراج صبح و شام پیمبر
  • حضرت باقر برای چاره هر غم
  • نام تو میبرد بر زبان مطهر
  • کرده خدا باصدای پای تو تنظیم
  • دور زمان و مدار چرخ مدور
  • تاکه خدا فخر نماید به ملائک
  • جانب محراب خیز و روی بیاور
  • آب وضویت دوای عیسی و موسی
  • خاک درت آبروی ساره و هاجر
  • حبل متین هزار عارف و عامی ست
  • هر نخی از چادرت به عرصه محشر
  • مهر تو با هر که نیست هیچ ندارد
  • گر چه به حشمت بود نظیر سکندر
  • در عجب از علم تو علی ولی الله
  • مفتختر از دست بوسی تو پیمبر
  • بهر کنیزت رسد غذای بهشتی
  • آنچه فرود آمدی به مریم اطهر
  • ای زن مرد آفرین عالم هستی
  • ای زسر و جان گذشته در ره شوهر
  • چشم رجال و نساء به سوی تو بانو
  • جان بنات وبنین فدای تو مادر
  • صبت علی مصائبی سخن توست
  • میزند این گفته ات به جان من آذر
  • کشته راه خدائی و هدف تو
  • امر به معروف بود و نهی زمنکر
  • گر که بریزد مصیبت تو بر ایام
  • روز جهان میشود چو شام مکدر
  • فاطمه ای سینه ات بهشت محمد
  • وا اسفا کین بهشت سوخت در آذر
  • بر در آن خانه ای که اذن میگرفتند
  • قابض الارواح و جبرئیل مکرر
  • آه که آتش زدند امت بی مهر
  • آه که وارد شدند قوم ستمگر
  • حبل متین را فکنده حبل به گردن
  • دست خدا را به بسته از عقب سر
  • ای دل ما در هوای قبر تو سوزان
  • قبر تو سوزنده تر زهر غم دیگر
  • ********************** 

وقتش رسید هم،سخنت را عوض کنی

هم خواهش رها شدنت را عوض کنی

لاغرشدی کفن دگر اندازه تو نیست

باید زمان پرزدنت راعوض کنی

پهلوعوض نکن تو که مجبور می شوی

وقت نماز پیرهنت راعوض کنی

دستت تکان نمی خورد اصلا نیاز نیست

بادست خود لباس تنت راعوض کنی

بایدکه یاتحمل بی تابی حسن

یاجای بغچه کفنت راعوض کنی

باغ بنفشه شد به خدا غنچه تنت

مویم سفید می شود از راه رفتنت

 

خیلی رعایت دل  بی یار می کنی

داری مرا به خویش بدهکار می کنی

حتی هنوز هم که دگر بی نفس شدی

با این نفس نفس نفسم کارمی کنی

پنهان نکن عزیز دلم بی دلیل نیست

تامی رسم تو روی به دیوار می کنی

حس می کنم خلاصه که نامحرمت شدم

بعدازدوماه ونیم که انکارمی کنی

باشد نگو فقط کمی ارام گریه کن

همسایه را دو مرتبه بیدار می کنی

نیلوفرم قدم به قدم زرد می شوی

پامی شوی دوباره کمردرد می شوی

 

شکرخدا که ظاهرا امروز بهتری

نان می پزی ودست به دستاس می بری

باشد قبول خوب شدی!جمله ای بگو

تا مطمئن شوم که زپیشم نمی پری

دلتنگ دست های تو وموی زینبند

ائینه ها وشانه وسنجاق وروسری

این فاطمه که فاطمه این دو ماه نیست

حالا درست مثل زمان پیمبری

قدقامت صلات!زمان نماز شد

باید نماز را سر پاجابیاوری

اما دوباره پای قیام تو پانشد

حتی قنوت نافله ات هم ادا نشد...

*******************************

غمي جاودانه

غمي براي دل ما شبانه آوردند

براي گريه امشب بهانه آوردند

براي اهل ولايت زاشك ماتم او

چراغ محفل أنس شبانه آوردند

ازآن زمان كه شكستند قدر زهرا را

براي شيعه غمي جاودانه آوردند

شررزدند به باغ بهشت دوزخيان

ببين چه برسرآن نازدانه آوردند

به باغبان ببريد اين خبركه گلچينان

براي چيدن گل تازيانه آوردند

تمام قصد ستم پيشه گان اهانت بود

دراين ميانه فدك رابهانه آوردند

درآن كشاش غمها كبوتران غريب

غمي زكوه گران تر به شانه آوردند

شكست قامت هفت آسمان«وفائي» چون

شكسته بال علي را به خانه آوردند

********

التماس دعا

**************************

مُهرفدك

هرگزكسي چنان توسفردرفلك نداشت

حال نمازنيمه شبت راملك نداشت

گل داده است باغ نيايش زاشك تو

ابري كه داشت چشم ترتو فلك نداشت

ايمان تورسيد به اوج يقين وكس

برعصمت ومقام تويك لحظه شك نداشت

روزي كه سوخت گلشن ماهيچ شاهدي

ازشاهدان واقعه قصدكمك نداشت

آزرده بود چهره ات از رد پاي اشك

رويت دگرنياز به مُهرفدك نداشت

پوشانده است روي تو را ابر  غم، چرا

خورشيدآسماني اين خانه لك نداشت

كردم هزارمرتبه برمردمان كرم

گويا كه دست مرحمت من نمك نداشت

خودراميان چشم تو ديدم شكسته دل

آئينه اميد دل من ترك نداشت

درسوزوسازتوست «وفائي» عنايتي

اين فيض ناب رابه دوعالم ملك نداشت

***********

التماس دعا

****************************

  این قصیذه زیبا نذر اربابم امام رضا علیه السلام

  • سخن به مدح تو بايد فصيح و كامل گفت
  • هم از شكوه مقامت ، هم از فضائل گفت

  • شبيه صائبِ صاحب سخن قصيده نوشت
  • غزل غزل سر زلف تو را چو بيدل گفت

  • نه چند مثنوي و قطعه و غزل ، بايد
  • كه شرح قصة حسن تو در رسائل گفت

  • عبا ، نه ... اينكه گداي شما شدم كافيست
  • حديث حسن تو كي مي توان چو دعبل گفت

  • تفضلي ! كه فقط از تو خوانده ام يك عمر
  • و من نگفته ام و هر چه بود اين دل گفت

  • زلال اشك مرا از تبار كوثر كن
  • در آسمان دو دستت مرا كبوتر كن
    *
  • به قفل بسته كليد اجابت است اينجا
  • كه آستانة جود و كرامت است اينجا

  • به دلنوازي جان در رواق او بنشين
  • چرا كه قبر مسيحاي عترت است اينجا

  • بكوش تا پرِ پروانه اش شوي ،‌ زيرا
  • پر از تلأ لؤ شمع هدايت است اينجا

  • زلال اشك تو از چشمة خلوص دل
  • هميشه إذن دخولِ زيارت است اينجا

  • نه ديدن حرم و قبر و صحن و گلدسته
  • هدف وصال حقيقي حضرت است اينجا

  • دوباره كسبِ ثواب هزار حج كردم
  • طواف قبرِ تو يا ثامن الحجج كردم
    *
  • ببين كه حال و هواي حرم چه عرفانيست
  • پر از بلور و كبوتر پر از چراغانيست

  • به لطف گنبد و گلدسته هاي زر پوشش‌
  • هميشه صحن حرم پر فروغ و نورانيست

  • كجاست روضة رضوان به غير از اين مرقد
  • كجاست جنت الأعلي اگر كه اينجا نيست

  • صداي پر زدن بال جبرئيل است اين
  • در ازدحام حرم گرمِ عطر افشانيست

  • حديث سلسله از يادمان نخواهد رفت
  • ولايتت به خدا شرطي از مسلمانيست

  • هزار مرتبه شكر خدا كه نور تو
  • چراغ زندگي مردمان ايرانيست

  • كتاب رأفت و مهرت پر از حكايتها
  • نظيرِ قصة آن پير مرد سلمانيست

  • ز يادِ مردمِ سايه نشين ايوانت
  • نرفته خاطره هاي نماز بارانت
    *
  • سلام ! مظهر يكتاي « ليس إلا هو »
  • سلام ! حضرت خورشيد ! ماهِ يوسف رو

  • مقام عصمتتان « إنما يريد الله »
  • قسم به اشهد أن لا اله الا هو

  • شبي نشان بده از باب « يطمئن قلوب »
  • به چشم خسته­ مان گوشه اي از آن ابرو

  • دخيل گريه ببنديد زائران اينجا
  • به حلقه هاي ضريح مطهر از هر سو

  • چگونه ضامن دلهاي ما نخواهد شد
  • رئوف شهر كه كرده ضمانت آهو

  • خوشا به حال كسي كه شبيه اهل نظر
  • به خدمت حرمش گيرد از مژه جارو

  • غباري از اثر رفت و آمدش شايد
  • شبيه فرش حرم بر روي سرش باشد
    *
  • هميشه باغ لبش غنچة تبسم داشت
  • كه خنده با لب نورانيش تفاهم داشت

    تمام عمر شريفش ، مكارم الأخلاق
  • به لحظه لحظة  اوقات او تجسم داشت

  • اگر امام رئوف است ، بسكه همواره
  • به سينه دغدغة مشكلات مردم داشت
               
  • براي رزق تمامِ كبوتران شهر
  • حياط خانة آقا هميشه گندم داشت

  • هر آنكه جرعه اي از جام معرفت نوشيد
  • سري به خاك قدوم امام هشتم داشت

  • و هر فرشته براي تبرك بالش
  • به خاك راه امامِ رضا تيمم داشت

  • براي ما به جز اين آستان پناهي نيست
  • از آسمانِ حرم تا بهشت راهي نيست
  • *
    تويي كه اين همه دارالشفايِ دل داري
  • نرفته از حرمت نا اميد بيماري

  • دوباره نغمة نقّاره خانه مي آيد
  • شفا گرفته كسي با تفضّلت ! آري

  • كجاست گوش دلي تا كه بشنود هر روز
  • از اين ترنم نقاره بانگ بيداري

  • دو بال پر زدنت را قنوت اشكت كن
  • ببين براي پريدن عجب سبكباري

  • دوباره پنجره فولاد و إذن كرب و بلا
  • ميان صحن حرم شد چه گريه بازاري

  • دوباره روضه گرفتند زائران اينجا
  • بياد مشك عطش نوش و خشك سرداري

  • رهاست در نفس اين حرم شميم ياس
  • به ياد علقمه و قبر حضرت عباس