بیت نبوت گلشن، چشم ولایت روشن
لاله ز دامن ریزید، یکسره دامن دامن
 
بنی الزهرا مبارک باد (2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
 
کوثر قرآن زهرا کوثر دیگر زاده
بر اسدالله امشب فاطمه دختر زاده
 
رسول الله تماشا کن (2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا3 آمد زینت بابا آمد
 
مصحف زهرا رویش، چشم برادر سویش
ختم رسالت کرده چون گل جنت بویش
 
دُر عصمت، یم عفت (2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
 
هیبت حیدر دارد، حُسن پیمبر دارد
عصمت مادر دارد، عشق برادر دارد
 
یا ثارالله، انصار الله (2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
 
از نفس جان بخشش، روح مسیحا ریزد
از مه رویش دائم، جلوة زهرا خیزد
 
سبحان الله، سبحان الله(2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
 
در کف ساقی چشمش جام بلا می بیند
در بغل ثارالله کرببلا می بیند
 
بلا دیده، پسندیده(2)
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد
زینب کبرا آمد زینت بابا آمد

وارث عزت و جلال زهرا
صاحب عصمت و کمال زهرا 
کوثر کوثر، حیدر حیدر

 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 
تو پس از مادری بهشت احمد
رویت آیینه حُسن محمد
روح عبادات، عمّة سادات

 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 
تو پیام آور خون خدایی
تو ندای تمام شهدایی
قلب معانی، حسین ثانی

 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 
بوسه های محمد به دهانت
ذوالفقار علی تیغ بیانت
ای به تو دختر سلام مادر

 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 
تو امید شهید کربلایی
از ازل تشنه جام بلایی
کرده قیامت، در استقامت

 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری 
خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 
تو پیام حسین و کربلایی
تو زبان علی مرتضایی
امام صبری، تمام صبری

 

خوش آمدی خوش آمدی زینب کبری

 

 


 

امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد
میلاد شیر دخت علی، شیر داور است
سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین
کز دامنش ظهور کند دختری چنین
فخررسول وفاطمه "زِینِ اَب"است این
امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این
بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این
بعد از بتول عقده گشای علی است این
یادآور صدای رسای علی است این
آیینه تمام نمای علی است این
گفتار وحی در سخنش آفریده اند
یا صورتی ز پنج تنش آفریده اند
این مریم مقدس طاهاست، زینب است
این یادگار ام ابیهاست، زینب است
این نورچشم حضرت زهراست، زینب است
این افتخار عصمت کبراست، زینب است
در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست
آثار بوسه های علی روی دست اوست
زینب که لحظه هاست همه یادواره اش
زینب که سال هاست سراسر هزاره اش
زینب که دل برد ز پیمبر نظاره اش
زینب که خلقت است مطیع اشاره اش
زینب که با صدای علی حرف می زند
در شهر کوفه جای علی حرف می زند
این است بانویی که پیام آوری کند
هنگام خطبه معجزه حیدری کند
یک عمر بر حسین و حسن مادری کند
با دست بسته بر اسرا رهبری کند
باران رحمت است که ریزد ز ابر او
دین زنده از قیام حسین است و صبر او
ای در تن مطهر تو جان پنج تن
ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن
از کودکیت شمع شبستان پنج تن
چشم تو آبیار گلستان پنج تن
یادآور تکلم زهرا بیان توست
اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست
حیدر ثنات گفته که این حیدر من است
کوثر دعات کرده که این کوثر من است
خون حسین گفته پیام آور من است
قرآن دهد شعار که احیاگر من است
صبر و رضا به مادری ات کرده افتخار
خون خدا به خواهری ات کرده افتخار
ایثار و صبر جمله ای از مکتب تواند
آیات نور گوهر لعل لب تواند
تو آسمانی و شهدا کوکب تواند
بالای نیزه محو نماز شب تواند
بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است
بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین
بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین
بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین
بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین
وقتی شدی به کوفه پیام آور حسین
لبخند فتح زد به سر نی سر حسین
از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد
با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد
تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد
طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد
تو یک تنه تمام سپاه ولایتی
حق است اینکه دختر شاه ولایتی
پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح
نازل به سینه ات شد از اوّل کتاب فتح
گردیده امّتت سپه بی حساب فتح
روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح
"میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست
کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست

 

سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
درود باد به ابنا و جدّ اطهر من
منم پیمبر خون خدای عزوجلّ
که وحی می دمد از نطق روح پرور من
مرا به تربیت حیدری کنار حسن
برای کرب و بلا پرورید مادر من
تنم سپر، سخنم ذوالفقار خشم علی
مصاف، بدر و احد، کوفه، شام، خیبر من
هماره بر گل روی عزیز زهرا بود
نگاه اول من تا نگاه آخر من
ز آفتاب قیامت اثر نمی ماند
اگر به حشر فتد سایه ای ز معجر من
منم پیمبر ثارالله و چهل معراج
به پیشباز بلا ثبت شد به دفتر من
کسی که بوسه به دستش زدی رسول خدا 
نهاد بوسه به پیشانی منوّر من
نگاه نافذ بابا به صورتم میگفت
به حق که فاطمه دوم است دختر من
شب ولادتم آغوش خود گشود ز هم
به بر گرفت مرا همچو جان، برادر من
قسم به خون شهیدان، پیام خون خدا
رسد به گوش همه نسل ها ز حنجر من
حسین داشت بسی پاس احترام مرا
نمی نشست علمدار او به محضر من
جلال و عزت و عزم و ثبات و صبر و رضا
کنند خم سر تعظیم در برابر من
اگر چه حج من از مکه شد شروع ولی
سفر به کرب و بلا گشت حج برتر من
حسین کعبه شد و کربلا و کوفه و شام
شد این سفر عرفات و منا و مشعر من
ز دست رفتم و یکدم ز پای ننشستم
هماره محمل من گشته بود سنگر من
زمام ناقه من بود اگر به دست عدو
سر حسین، سر نیزه گشت رهبر من
سرم شکست ولی سرفراز برگشتم
اگرچه ریخت ز هر بام، سنگ بر سر من
خدا گواست ندیدم به غیر زیبایی
زهی عقیده و ایمان و عشق و باور من
می بهشت شد، از جام دیده ام جوشید
هر آنچه ریخت عدو خون دل به ساغر من
قدم قدم همه آب حیات جاری بود
به کام خشک شهیدان ز دیدة تر من
سخن ز فاطمه گوید به موج حادثه ها
نماز و چادر خاکی و ماه منظر من
چنان به خطبه گشودم زبان به بزم یزید
که لال شد ز سخن، دشمن ستمگر من
نمود کاخ ستم را خطابه ام ویران
اگر چه دامن ویرانه گشت بستر من
عجیب نیست اگر رأس یوسف زهرا
ز نوک نیزه بیاید چو روح در بر من
رواست مهر بسوزد ز آتش نفسم
که داغ ها همه در دل شدند آذر من
اگر چه آتش داغ حسین آبم کرد
به دادگاه قیامت خداست داور من
به جای چادر خاکی، ز طیّ ره گردید
غبار، مقنعة گیسوی معطر من
جمیل بود به حق خدا جمیل جمیل
بلا و داغ دل و غصّة مکرر من
نه شام و کوفه و کرب و بلا، قسم به خدا
زمانه تا گذرد عالم است محشر من
پس از شهادت عباس و اکبر و قاسم:
همین زنان اسیرند خیل لشکر من
به بیت بیت بلند قصیده ات "میثم"
بگیر حاجت خود را هماره از درِ من

 

روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است
مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است
زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر
در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است
دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست
هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است
هر لحظه‌ای که بگذرد از گردش زمان
در چشم ما قیامت کبرای زینب است
فریـاد خــون پـاک شهیـدان کـربلا
تا روز حشر، خطبۀ غرای زینب است
مکتب نرفتــه عالمــۀ عالــم وجـود
ایثار و صبر، درس الفبای زینب است

دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد
نـقش بهشت، جای کف پای زینب است
مگـذار تـا بـه خاک فتـد اشـک دیده‌ات
این اشک نیست، گوهر دریای زینب است
نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن
بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است
در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود
پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است
گـر در خرابــه خُفـت، نکاهـد مقـام او
چون سینۀرسولِ خدا جای زینب است
جبـرانِ جـای خــالی، زهرا کنـد علی
او را نظاره تا که به سیمای زینب است
بگشـوده دست، بهـر قنـوت نمـاز شب
نام حسین بـر روی لب‌های زینب است


خــون حسیــن یافــت بقـا از خطابـه‌اش
دیــن سرفــرازِ همـت والای زینـب است
سیــل بــلا جمیــل بــوَد در نگــاه او
دریای خون، بهشت تماشای زینب است
شب‌های بی‌حسین که ذکرش بوَد حسین
شب‌هـای قـدر و لیلۀ احیـای زینب است
رأس حسین: طــور تجـلا بـه نــوک نی
بــازار کوفـه: سینـۀ سینـای زینب است
افتاده‌انــد زنـگ شترهــا هــم از صـدا
ایــن معجــز اشاره و ایمای زینب است
بالله بقــا دهنــدۀ قـرآن و اهــل‌بیت
خون حسین و منطقِ گویای زینب است
یک بوسه مثـل بوسۀ پرمهـر فاطمه
بــر حنجــر بریـده، تمنـای زینب است


چــون جــای تازیانــه بــر انــدام مــادرش
آثــار کعــب نیــزه بــه اعضـای زینب است
وقتــی کنــار طشـت طــلا ایستــاده است
چشـم حسیـن بــر قــد و بالای زینب است
دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ
در شــام و کوفــه بهــر تســلای زینب است
«میثـم» بــرای دخــت علــی اشک چشم تو
دُرّی گــران بــوَد کــه ز دریـای زینب است

 

سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردی
زهی که خون خدا را پیمبر آوردی
ببـال کوثـر احمد که کوثر آوردی
بـرای حیـدر کـرار، حیـدر آوردی
به روی دامن تو شیرْدخت شیرِخداست
درون سینـۀ او قلـبِ سیدالشهداست
****
سپهر عصمت! کوکب، مبارکت باشد
تحیـت از طـرف رب مبـارکت باشد
عجب شبی بوَد امشب، مبارکت باشد
شـب ولادت زینـب مبـارکت بــاشد
محمّد آمده یا حیدر است این دختر؟
بگـو که فاطمۀ دیگر است این دختر

فرشتگان! همـه از جـای خـود قیـام کنید
کنــار فاطمــه بــر زینب احتــرام کنید
به خاک مقدمشان سجده صبح و شام کنید
همــه بــه فاطمـه و دخترش سلام کنید
تمـام فاطمه زیـن اب است این دختر
ادب کنید همه، زینب است این دختر
****
کریمه‌ای که کرامت به او برازنده است
شرف، جلال، زعامت به او برازنده است
نجــات اهـل قیامت به او برازنده است
خدا گـواست: امامت به او برازنده است
شکوه حیدری‌اش بین، مگو که حیدر نیست
خطابه‌خوانــی او کــم ز فتـح خیبر نیست


هنوز شیر ننوشیده ذکر حق سخنش
ز شیـر بهتـر، نـام حسین در دهنش
شمیم فاطمـه آیـد ز بــوی پیرهنش
روان و روح بـزرگ حسیـن در بدنش
ز مهد آمده هم‌سنگرِ امام حسین
نگاه دوخته بر حنجر امام حسین
****
کسـی کــه بــر سر عالم علم زند، این است
کسـی کــه حکـم خـدا را رقم زند این است
کسی که نقش شیاطین به هم زند این است
کســی کـه شعله به کاخ ستم زند این است
زبان زندۀ حیدر خطابه‌خوان خداست
پیــام‌آورِ پیغــام‌آورانِ خــداست


الا زمام سخن همچنان به فرمانت!
نگاهبــان شهیــدان! خدا نگهبانت
محمّـد و علـی و فـاطمه ثناخوانت
تو زینبــی، پدر و مادرم به قربانت!
عجب نه، گر به حضورت علی قیام کند
سـر حسین، سـر نـی به تو سلام کند
****
نگفته‌هـای علـی جملـه جمله بر لب توست
کلاس فاطمه- مکتب نرفتـه- مکتب توست
شبی که ماه در آن آب می‌شود، شب توست
تـو آسمانـی و رأس حسین، کـوکب توست
تو مریم دو مسیحی که شد جدا سرشان
مسیـح بوسـه گذارد به زخم پیکرشان


کسـی کـه بــر تــو کند اشک خود روان ز دو عین
به حق که هم به حسن گریه کرده، هم به حسین
چرا که هست تمام وجود تو، حسنین
گریستن به تو هم دین ما بود، هم دیْن
تو با شهامت و صبرت، حسینی و حسنی
حسینی و حُسینی، نـه، تمـامِ پنج تنی
****
ولادت تــو خبــر از محـرم آورده
به درگهت سر تسلیم، عالـم آورده
به پیشگاه تـو تعظیم، مریـم آورده
نه، در حضور تو مردانگی کم آورده
به پیش سیل بلا کوه محکمی زینب
زنـی و سـرور مـردان عالمی زینب


الا ســلام خداونــد بـــر ســرآغازت
چهل عروج ز خود تا خداست پروازت
بـه هـر خطابـه هـزاران هزار اعجازت
سـر حسین بـه بالای نـی، سرافرازت
اسارت تو کمال شهادت شهداست
خطابه‌های تو رمز سعادت شهداست
****
تو آسمــان جــلال کرامتــی زینب
تــو پاســدار مقــام امامتــی زینب
تو مـادر شهــدا تــا قیامتــی زینب
قدت خمید، ولی راست قامتی زینب
چه می‌شود ز کرم ای محیط صبر و رضا
کـه نخــلِ «میثم» آلوده را کنی امضا؟

دختـر زهـرا خوش آمدی
زینب کبری خوش آمدی
بحـر کرامت جـان امـامت خوش آمدی
دخت ولایت روح شهـامت خوش آمدی
یا زینب میلادت بادا مبارک
تو افتخـار ولایتی
نور چراغ هدایتی
قـدر محمّد جلـوه کند از جلال تو
حضرت زهرا بوسه زند بر جمال تو
یا زینب میلادت بادا مبارک
چشم محمّد به سوی تو
شیـرخـدا محـو روی تو
به چشم بابا شبیه زهرای اطهری
گـل بهشت همیشـه سبز برادری
یا زینب میلادت بادا مبارک

فاطمه نازد به عصمتت
کرب و بلا محـو عزتت
یوسف زهرا به اقتدار تو متکی
اسارت تو شهـادت او بود یکی
یا زینب میلادت بادا مبارک
قیام تو یک قیامت است
بقـای خـط امامت است
تـو زینب استـی و یــا کــه زهرای دیگری
دل از حسین و حسن به یک لحظه می‌بری
یا زینب میلادت بادا مبارک
جمال تو حسن کبریاست
قیــام تــو فتـح انبیاست
عجب ندارم به این جلال و به این مقام
یوسف زهــرا بــه پیش پایت کند قیام
یا زینب میلادت بادا مبارک

 

ثمــر نخــل ولایـت همـه عالم بــه فدایت
شب میلاد تو زیبد کـه کنم مـدح و ثنـایت
به تو نازد حضرت زهرا که تو هستی زینب‌کبری
سیدتی یا زینب میلادت مبارک
سیدتی یا زینب میلادت مبارک

بـه رسـالت، تـو رسولـی بـه جلالت تو بتولی
قمــر بــرج شــرافت در دریـــای عقــولی
تو ز سر تا پا حسنینی تو چراغ قلب حسینی
سیدتی یا زینب میلادت مبارک
سیدتی یا زینب میلادت مبارک

نـه عجب خالـق سرمد به تو نازد به تو نازد
همه جا شخص محمّد بـه تو نازد به تو نازد
تو پیـام خـون خدایـی تـو علمدار شهدایی
سیدتی یا زینب میلادت مبارک
سیدتی یا زینب میلادت مبارک

گل یاسیــن گــل طاهــا ثمــر ام ابیهـا
به زمین کوثر کوثر به سما زهره زهرا
زقدومت ماه جمادی شده غرق عشرت و شادی
سیدتی یا زینب میلادت مبارک
سیدتی یا زینب میلادت مبارک

تو علی را ثمر استی به شجاعت پدر استی
سرو جانم به فدایت که حسین دگر استی
شـب میـلادت شب عید است
شب عشق و شور و امید است
سیدتی یا زینب میلادت مبارک
سیدتی یا زینب میلادت مبارک

خبـر آمـد خبر آمد
سحر آمـد سحر آمد
صـدف بحـر ولا را گهـر آمد گهر آمد
شده روشن دیده زهرا به جمال زینب کبری