بـه هـزار اسم خـدا، ماه هزار انجمنی
پای تا فرق همه، حسن خدایی، حسنی
 
باغ وحی از نفس پاک تو، جان می‌گیرد
مؤمن از مهر شما، خطّ امان می‌گیرد
صد چو داود به مدح تو زبان می‌گیرد
روح از گردش چشم تو روان می‌گیرد
ای دعـا شیفتـۀ شعلـۀ تـاب و تـب تـو
تو که هستی که بُوَد دوش نبی، مرکب تو
 
حلم، یک شاخه گل از باغ بهشت خویت
خضر، یک تشنه، که بنشسته کنار جویت
مهر، یک ذرّۀ ناچیز، ز مهر رویت
ماه، یک سائل درمانده، به خاک کویت
اختران، جلوه‌گرفته همه از جلوت تو
آفتــاب آینــه دار حــرم خلـوت تو
 
جود، پیوسته به جود و کرمت می‌نازد
سرفرازی، به تراب قدمت می‌نازد
حرم کعبه، به بیت الحرمت می‌نازد
این مسیحاست، که بر فیض دمت می‌نازد
هـر کجـا مـلک الـهی‌است بُـوَد تربت تو
پس چرا شهر مدینه است پر از غربت تو؟
 
تو که سر، تا به قدم، آینۀ ذوالمننی
تو خودِ حُسن خدایی و حَسن در حَسنی
تو که در هر وطنی، شاهد هر انجمنی
به چه جرمی و چه تقصیر، غریب وطنی
دلت از زخم زبان، پاره شده، چون جگرت
کس ندانست و نداند که چه آمد به سرت
طفل بودی، که کتک خوردن مادر دیدی
اشک چشم پدر و داغ برادر دیدی
آنچه آمد به سر آل پیمبر دیدی
سال‌ها، غربت و تنهاییِ حیدر دیدی
بود یـک عمر فقط قوت تو، خون دل تو
چه توان گفت، که شد همسر تو، قاتل تو
 
بارها پاره شد ای یوسف زهرا، جگرت
ناسزا گفت، حضور تو، عدو بر پدرت
پیش رو، یار همه مار شده پشت سرت
ای بسا زخم، که زد دوست به دل، بیشترت
نه عجب گر ز غمت سنگ، به صحرا گرید
آب‌هـا خـون شـود و ماهـی دریـا گــرید
 
بارها، چرخ ستمکار تو را کشت حسن
ماجرای در و دیوار، تو را کشت حسن

غم بی‌دردی انصار، تو را کشت حسن

به چه تقصیر دگر یار، تو را کشت حسن

 
سال‌هـا بـر جگرت نیزه و شمشیر زدند
از چه ای جان جهان، بر بدنت تیر زدند
 
دوست دارم که شبی، شمع مزار تو شوم
سوزم و نورْفشان، در شب تار تو شوم
جان و دل باخته، بی‌صبر و قرار تو شوم
سر به دیوار نهم، زائر زار تو شوم
هر چه از سوز جگر ناله کنم زار زنم
نگذارنـد که یک بوسه به دیوار زنم
 
حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است
زائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر است
قبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر است
لاله‌اش خون دل «میثم» خونین‌جگر است
ای سراپا حسن، امام حسن
ماه هر انجمن، امام حسن
هم به خانه قتیل همسر خویش
هم غریب وطن امام حسن
ملک هستی به یاد غربت تو
همه بیت‌الحزن امام حسن
گرید از بهر تو، چو ابر بهار
دیدۀ مرد و زن امام حسن
جگر پاره‌پاره‌ات گوید
در عزایت سخن، امام حسن
ماهیان در عزای تو دارند
نالۀ «یا حسن» امام حسن
گریه بر قلب پاره‌پارۀ توست
حاصل عمر من، امام حسن
بعد جدّت به پیکر تو شدند
تیرها، بوسهْزن امام حسن
بدنت، بس که تیرباران شد
شد یکی با کفن امام حسن
تیرها، لحظه لحظه می‌کردند
گریه، بر آن بدن امام حسن
اشک غم داشتی ز دیده روان
خون دل در دهن امام حسن
کرد در آخر صفر پرواز
روح پاکت ز تن امام حسن
میثم از خون دل به تشییعت

آورَد یاسمن، امام حسن


****************************


دریافت فایل صوتی

امام حسن ( نوحه اول )

ای غریب در، انجمن مظلوم
هم به خانه هم، در وطن مظلوم

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم

تو که خود شمع انجمن‌هایی
از چه مظلومی، از چه تنهایی

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم

ای تمام عمر، خورده خون دل
همرهت دشمن، همسرت قاتل

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم

در دلت خون از، فتنۀ اعدا
بر جگر داغ، مادرت زهرا

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم
در عزایت خون، قلب یاران شد
پیکرت با تیر، لاله‌باران شد

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم

ناله در دل خون، در جگر داری
ارث مظلومی، از پدر داری

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم

ای بقیعت را، قلب ما حائر
مانده از تو یک، قبر بی زائر

یا حسن مظلوم یا حسن مظلوم


********************************************************************


دریافت فایل صوتی

امام حسن ( نوحه دوم )

ای مثل پدر بر تو شده، ظلم فراوان
مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان
ای ماهی دریا، به عزایت شده گریان

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

ای حضرت زهرا و علی را، ثمر دل
بی جرم و گنه، یار تو را آمده قاتل
آخر جگرت، پاره شد از زهر هلاهل

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

هر شب، به سر تربت بی‌شمع و چراغت
مرغ دل بشکسته‌ام آید، به سراغت
ممنوع بوَد، تا که کنم گریه ز داغت

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان
در کودکی، از خصم چه آمد به سر تو؟
شد نقش زمین، مادر نیکو سیَر تو
یک عمر شد از جور فلک، خون جگر تو

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

پیش نگهت، دست علی را همه بستند
دستی، که نبی بوسه بر آن داد، شکستند
با تو همگان رشتۀ پیوند گسستند

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

یاران همگی از تو بریدند، حسن جان
حرمت ز تو پیوسته دریدند حسن جان
سجاده ز پای تو کشیدند حسن جان

مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان