اشعار منتخب
دل ما زیر سایبان حسیــــــن
و کجا بهتر از امان حسیــــن
شرح حبل المتین همین باشد
وصل باشی به ریسمان حسین
جز اجابت خدا چکار کند
تا قسم می دهی به جان حسین
لایق عشقِ او اگر نشدم
مِهر دارم به عاشقان حسین
بر سر ما همیشه می بارد
بارش لطف بی کران حسین
ذره ای هم که آبرو داریم
همه از نوکری او داریم
امام حسین(ع)-مناجات
هرکه عاشق شد، فقط از دلبرش دم میزند
بر سر و سینه، به حکمِ عشق، محکم میزند
با همین گریه؛ بساطِ ظلم، ویران میشود
کاخِ استکبار را، یک آه، برهم میزند
از کراماتِ حسینی، هرکه، هرجا حرف زد
ظاهراً بسیار، اما واقعاً؛ کم میزند
میرسد روزی، کسی، با تیغِ براّن علی
پرچمِ اسلام را، بر اوجِ عالَم میزند
میرسد روزی، کسی، با دستِهای روشنش،
عاقبت، بر زخمِ بازِ هجر، مرهم میزند
از سرِ احسان نگاهی کن، دلِ بیتابِ ما
روز و شب، دارد فقط شورِ محرم میزند
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
امام حسین(ع)-مناجات
اگرچه حقیرم لیاقت ندارم
پناهی جزاین در به جانت ندارم
شکستم دلت را دلم را شکستند
من از کار دنیا شکایت ندارم
بدون اجازه به این سو دویدم
تو ردم نکن برگ دعوت ندارم
ز چشمت بیوفتم به خاری میوفتم
نگاهم بکن گرچه قیمت ندارم
سرم هرچه آمد گناه خودم بود
که گوشی برای نصیحت ندارم
اگر تو کنارم نباشی قیامت
امیدی برای شفاعت ندارم
دلم لک زده کربلا قسمتم کن
نیازی بغیر از زیارت ندارم
دوچشمم شده وقف غمهای جدت
به جز گریه کردن عبادت ندارم
ازآن دم که بر نیزه زد تکیه اش را
ز تنهایی اش جز خجالت ندارم
ککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک
مناجات با خدا-شب جمعه
یا بسوزان درمیان شعله خاکستر شوم
یا ببخش این بنده را، آدم شوم بهتر شوم
بنده ی بد را زدن کاری ندارد، تو نزن
جای آن را هم بده در خانه ات نوکر شوم
من قیامت پیش رو دارم که گریه میکنم
وای اگر آنروز عریان وارد محشر شوم
هرعذابی هست باشد من تحمل میکنم
نه نمیخواهم که ننگ آل پیغمبر شوم
رحمت تو بیشتر از این گناهان من است
مرگ بر من گر که یک لحظه جدا زین دَر شوم
من از اول خاک بودم خاک نعلین علی
پس خدا نگذار تا روزی که هستم زَر شوم
ای گنهکاران، گرفتاران، علیکم بالنجف
دارم امشب میروم در محضرش قنبر شوم
فاطمه امشب میاید کربلا پیش حسین
کاش من هم همسفر با حضرت مادر شوم
یا بُنیَّ دِشنه دَست اَز حَنجر تو بَر نَداشت
حَق بِده اَز داغِ ذِبحت دَم به دَم مُضطر شَوَم
ممممممممممممممممممممممممممممممممم
ممنون از اینكه آمدی آقای ما شدی
ممنون از اینكه نوكر این خانه ما شدیم
شكرِ خدا كه فاطمه ما را خریده است
شكر خدا كه خرج بساط شما شدیم
غربت سرای ماست عزاخانه ی شما
با گریه بر تو بود عزیز خدا شدیم
ما را خدا به عشق تو می بخشد عاقبت
ما عاقبت به خیرِ تو در روضه ها شدیم
گم می شویم تا که تو پیدایمان کنی
نوکر شدیم تا که تو آقایمان کنی
شاید دلت به حال دل ما بسوزد و
فکری برای روز مبادایمان کنی
ما یک برات کرب و بلا لای پوشه ایم
ساکت نشسته ایم تو امضایمان کنی
چیزی ز شاه بودن تو کم نمیشود
در بین نوکرانت اگر جایمان کنی
ما را هدف ز نوکری ترفیع رتبه نیست
مجنون نمیشویم که لیلایمان کنی
چندیست مرده ام ز انفاس قدسیت
اصلا بعید نیست مسیحایمان کنی
حتی غزل تغزلتان را بیان نکرد
باید عنایتی به غزلهایمان کنی
بی جذبه ی عصا که به جایی نمیرسم
یک جذبه کن که حضرت موسایمان کن
مممممممممممممممممممممممممممممممممگگگ
محمد آسمان وحی و زهرا مهر رخشانش
امامان ماه و ساداتند اخترهای تابانش
وجودش جان جان عالم است و باز می گوید
که زهرا هست جانان من و جانم به قربانش
ندانم کیست این بانو ولی آنقدر می دانم
که فردا دست هر پیغمبری باشد به دامانش
فلک بیت الولای فاطمه، خیل ملک خادم
زمین مهریه ی او، کلّ جنّ و انس مهمانش
امیرالمؤمنین شیر خدا، او دست و شمشیرش
محمد خاتم پیغمبران این است قرآنش
گل لبخند او چون بشکفد بر گلشن حُسنش
دل احمد صدف گردد به شوق دُرّ دندانش
شگفتا باز رخ پوشد ز چشم کور، بانویی
که چشم نور بینا می شود از نور ایمانش
شهادت، عشق بازی می کند با عزم مقدادش
مسلمانی، جبین ساید به خاک پای سلمانش
هم از انسان بود برتر هم از حوریه بالاتر
که هم ماتش بود حوریه هم محو است انسانش
گهی خوانند در قدر و شرافت کوثر و قدرش
گهی گویند در تفسیر قرآن نور و فرقانش
چو در بیت ولایت از کمالش پرده بالا زد
علی با آن جلال و مرتبت گردید حیرانش
به ذات خالق یکتا، قسم زهراست مخلوقی
که در خلقت نه آغازش بود پیدا، نه پایانش
اگر موسی رود در طور، دست اوست همراهش
اگر عیسی شود بیمار، مهر اوست درمانش
گره خوردند با هم چون نگاه احمد و حیدر
شب و بیداری و ذکر و نماز و چشم گریانش
سلام الله بر مردی که این بانوست، بانویش
درود خلق برآن زن که این زهراست میزانش
به محشر می شود معلوم قدر و عزت زهرا
که محشر روز وانفسا بود در تحت فرمانش
اگر نازی کند، جنت بیافتد در دل دوزخ
وگر چشم افکند، دوزخ شود رشک گلستانش
امیرالمؤمنین روحی فداها گفته در وصفش
بزرگ انبیا امّ ابیها خوانده در شأنش
نبی را روح مابین دو پهلو باشد، این دختر
سلام الله بر جسمش، سلام الله بر جانش
به جوش آید بحار رحمت از یک قطره ی اشکش
به وجد آید رسول الله از لب های خندانش
نمی گویم خدا باشد، ولی آنقدر می گویم
که چون لطف خدا حدّی ندارد بحر احسانش
هزاران دیده ی فردوس، جای پای زوّارش
هزاران حور و غلمان، خادم خدّام ایوانش
به باغ خلد روح تازه می بخشد ملائک را
اگر روح الامین با خود برد برگی ز ریحانش
سلام انبیا تا روز محشر بر حسین او
که مریم قابله، جبریل شد گهواره جنبانش
زبان قاصر، قلم عاجز، خدایا کیست این بانو؟
که پیشانی نهد، مردانگی بر خاک میدانش
مکرّر بوسه زد پیغمبری بر دست و بازویش
که می خواندند خیل انبیا، بر خویش سلطانش
چنان بر او ستم کردند بعد از مصطفی امت
که دنیا با تمام وسعتش، گردید زندانش
چنان شهر مدینه تنگ شد بر دخت پیغمبر
که جای گریه تنها گشت صحرا و بیابانش
گهی می سوخت چون شمعی کنار تربت حمزه
گهی گل شد ز اشک دیده، خاک بیت الاحزانش
خدا داند، خدا داند که از شب تیره تر می شد
اگر بر روز روشن ریختی رنج فراوانش
بهشت وحی و سیلی و رخ انسیة الحورا
نمی دانم که امت روز محشر چیست برهانش
همای بوستان وحی را کشتند در خانه
خدا داند که همچون جوجه لرزیدند طفلانش
بیابان بود و زهرا بود و غربت بود و خون دل
غبار چهره می شد شستشو با اشک هجرانش
شرار ناله زهراست، سوز سینه ی "میثم"
سزد در شعله های دل بسوزد کل دیوانش
مممممممممممممممممممممممممممممممممم
ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم
هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم
پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم
ما امام رضا داریم
با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی
بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم
ما امام رضا داریم
تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری
ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم
ما امام رضا داریم
از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا
غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم
ما امام رضا داریم
روح و جان حج اینجاست ؛ ثامنالحجج اینجاست
با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم
ما امام رضا داریم
حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو
اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم
ما امام رضا داریم
هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم
ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده
هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم
ما امام رضا داریم
گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم
چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم
ما امام رضا داریم
رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن
از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم
ما امام رضا داریم
مممممممممممممممممممممممممممم
چه افتخار بزرگی، رضا امام من است
میان ظلمت شب ها، مهِ تمام من است
زمان اوج گرفتاری ام میان حرم
نوای "ضامن آهو مدد" کلام من است
پر است دست من از برکت کرامت او
سلام می دهم و می روم زیارت او...
سلام حضرت نور و سلام شمسِ شموس
سلام معنی لطف و کرم، انیسِ نفوس
سلام بضعه ی احمد، عزیز قلب بتول
سلام حجت هشتم، سلام ساکن طوس
ابالجوادی و مشکل گشای ما هستی
رئوفی و تو عطوفیّ و باسخا هستی
شب ولادت تو من کبوتری شده ام
ز عطر و بوی نسیمت پیمبری شده ام
شبیه مادر ساداتی و شبیه علی
به عشق نام نکوی تو حیدری شده ام
تویی که آینه ی حیدری و زهرایی
الا که نور دل نجمه ای و موسایی
ولایت تو رضا، از شروط ایمان است
زیارت حرمت، حجّ ما فقیران است
براستی چه کسی در تمام این عالم
به جز تو معنی و مفهوم لفظ "سلطان" است؟!
گدایی در تو برترین اعمال است
و حال زائر تو بهترین احوال است
میان صحن عتیقت به کف سبو دارم
من از غبار حریم تو آبرو دارم
اگر چه حرف دلم را تو خوب می دانی؛
ولی درون حرم، اذن گفتگو دارم
تهی است دست من آقا چه غم! تو را دارم
تمام زندگیم را به تو بدهکارم
ز رأفت تو همیشه پر است دستانم
عنایت تو شده شاملم، مسلمانم
دروغ نیست، گزافه وَ یا مبالغه نیست؛
من از محبت تو ساکن خراسانم
خوشم که مشهد تو مأمن و سرای من است
عنایت تو که باشد، بهشت جای من است
شدم کبوتر تو تا هوائیم کردی
همیشه از حرمت، کربلائیم کردی
گره زدی دل من را به پنجره فولاد
به یک اشاره ی چشمت، رضائیم کردی
مرا به فاطمه از این سرا جدا نکنید
مرا که "ذاکر"تان گشته ام، رها نکنید
ممممممممممممممممممممممممممممممم