ولادت ام الائمه فاطمه سلام الله علیها
ما همه هستیم قربانی زهرا و علی
سائل الطاف پنهانی زهرا و علی
بارها و بارها داده است بر دل های ما
جان تازه مدح طوفانی زهرا و علی
زندگی را زهر بر ، ضد ولایت می کنیم
ما مسلمان های ایرانی زهرا و علی
چیست از این خوب تر ، شد قلب ما وابسته بر
شاخه شمشاد خراسانی زهرا و علی
آی مردم خشت خشتش هست فردوس آفرین
هر کجا باشد ثناخوانی زهرا و علی
کاش مشق عشق را گیریم یاد از سازگار
یا موید یا که انسانی زهرا و علی
هر که اینجا پیر گشته روزگارش بهتر است
نوکر این خانواده ، کهنه کارش بهتر است
چشم عین الله روشن باد ، زهرا آمده
دختری که مادر باباست دنیا آمده
جز خدایش کیست سر در آورد از شان او
آنکه مانند خدایش هست یکتا آمده
جای هر ذکری بگو مستانه امشب : یا علی
کور ، چشم دشمنان ، جانان مولا آمده
بعد ازین دنیا پر از مرد شهادت می شود
قهرمان ِ دل به طوفان ها زدن ها آمده
مریم عذرا ، چو پروانه بگردد دور او
مادری که هست هر طفلش مسیحا آمده
آمد آن که قدرت حق را نمایان می کند
بوی این گل ، کل دنیا را گلستان می کند
این زمین اصلا کجا و شان بانوی علی
آمده دنیا برای دیدن روی علی
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
جان تازه می دهد بر زور و بازوی علی
او حماسه آفرین شد ، بی زره ، بی ذوالفقار
کرد غوغایی به پا ، پهلو به پهلوی علی
او مزارش ظاهرا مخفی است اما باطنا
هست قبر فاطمه ، هر جا دهد بوی علی
وقت جان دادن می آید ، فاطمه بالاسرش
هر کسی که رفت حتی یک قدم سوی علی
حق فقط زهراست که این گونه مانده با علی
شد شعارش لا امیرالمومنین الا علی
آن که دارد دم به دم بر ما محبت فاطمه است
آن که دارد بر عطا و جود عادت فاطمه است
هر چه را می خواستیم اینجا مهیا دیده ایم
آن که ما را مادرانه داد عزت ، فاطمه است
راه بر جایی ندارد بندگی ، بی فاطمه
تا ابد تنهاترین راه سعادت فاطمه است
بیشتر از بچه هایش نیمه شبها یاد کرد
از در و همسایه ها ، پس کوه رحمت فاطمه است
شان او از معجزه ، خیلی فراتر بوده است
آن که باشد فضه اش کوه کرامت فاطمه است
هر کسی که می شود صاحب نفس با فاطمه است
دم به دم ذکر لبش یا فاطمه یا فاطمه است
فاطمه هم فاطمه هم مصطفی هم حیدر است
فاطمه از هر چه می دانیم ازو ، بالاتر است
فاطمه نور است نه، نه ، نورَ فوقَ کل نور
فاطمه هم هل اتی ، هم انما هم کوثر است
گر نمی گفتند ختم الانبیا بر مصطفی
می نوشتم فاطمه تنها زن پیغمبر است
معجزه جز این چه باشد با همان عمر کَمَش
زینبی را تربیت کرده که از عالم سر است
فاطمه درس کرم را داد یاد مجتبی
فاطمه الگوی ایثار حسین بی سر است
کی به جز فرزند زهرا ، در زمین کربلا
کودک شش ماهه اش را داده بی چون و چرا
نننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت
سلام ای حرمت مسجدالحرام ولایت
درود ای ز دمت جاودانه نام ولایت
هماره یافته از تو حیات، مکتب قرآن
همیشه بر نفست متکی امام ولایت
به اوج قلهء گردون به گوش عالم و آدم
هنوز می رسد از تربتت پیام ولایت
حیات یافته با دیدنت روان محمد
ثبات یافته با خطبه ات نظام ولایت
کلام تو شده تیر خدا به سینهء شیطان
زبان توست چو شمشیر در نیام ولایت
تویی تو کوثر قرآن تویی تو محور ایمان
تویی تو دخت محمد تویی تو مام ولایت
سلام سورهء والشمس و والضحی به عذارت
طواف روح همه انبیا به گرد مزارت
ثنای توست کلام خوش پیمبر قرآن
که پای تا به سر توست پای تا سر قرآن
تویی زبان کتاب خدا، نه، برتر از آنی
خدا گواست تو روحی درون پیکر قرآن
تویی مبلغهء مسجدالرسول ولایت
تویی مدافع شیر خدا به سنگر قرآن
وضو گرفت و به دست تو بوسه داد محمد
که بود دست تو دست حسین پرور قرآن
صحیفه ای که در آن بود آیه های ولایت
کتاب حسن تو بود ای تمام منظر قرآن
الا صحیفهء قلب تو سرنوشت محمد
تو هم بهشت خدایی و هم بهشت محمد
تو جان جان محمد تو روح روح خدایی
تو سر سر الهی تو رکن رکن هدایی
تو جلوهء ازلیت تو سایهء ابدیت
تو کفو شیر خدا مام سید الشهدایی
ندای شیعه به محشر رسد به قلهء گردون
که ای شفیعهء روز جزا تو مادر مایی
غم از رسول خدا با تبسمی بستانی
دل از ولی خدا با تکلمی بربایی
تو بحر نوری و حق یک جهان گهر به تو داده
تو آسمان و خدا یازده قمر به تو داده
خدا به حسن تو نقش جمال خویش کشیده
نبی به روی تو دیده هر آنچه دیده ندیده
کنار سایهء تو آفتاب نور گرفته
به گرد بیت گلین تو جبرئیل پریده
بهشت را چه کند با می طهور چه کارش
کسی که کوثر نور از محبت تو چشیده
تمام رحمت بی انتهای ذات الهی
به شکل قطرهء اشکی ز دیدهء تو چکیده
شعاع چشم محمد همیشه وقف جمالت
علی شده متحیر به پیش اوج کمالت
تو نور پیش تر از خلقتی سلام به نورت
تمام وسعت ملک خداست بزم حضورت
هزار عیسی مریم درود گفته ز گردون
هزار موسی عمران سلام داده ز طورت
فضائل تو درخشد چو آفتاب فروزان
ولی چه فایده بخشد به چشم دشمن کورت
کلام وحی سپرده است گوش جان به کلامت
دعای نور برد سجده بر صحیفهء نورت
پیمبران خدا خشم می کنند به خشمت
خدای عز و جل شاد می شود به سرورت
تویی تمام علی و تویی تمام محمد
که هم سلام علی بر تو هم سلام محمد
تو ناشناخته ای در جهان، جهان به فدایت
نکرده خلق، ز تو امتحان گرفته خدایت
بهشت بوی تو را می دهد تو بوی خدا را
نبی به امر خدا می کند قیام برایت
درود کل شباب بهشت بر حسن تو
سلام خیل شهیدان به سیدالشهدایت
تکلم همهء اولیاست نقل حدیثت
عبادت همهء انبیاست مدح و ثنایت
همه رسول خدا را صدا زنند به محشر
تو کیستی که نبی می زند به حشر صدایت
خداست مفتخر از سجده و رکوع و قیامت
پیمبران الهی نیـــازمند دعــایت
تو رکن حیدری و اوست رکن محکم خلقت
به قبر گمشده ات گم شده است عالم خلقت
اشعار ارسایت وزین حسینیه
شَعَّت فلا الشمسُ تَحکیها ولا القمرُ ...
زَهراءُ مِن نورها الأکوانُ تَزدَهِرُ
بنتُ الخلود لَهَا الأجیالُ خاشِعَةٌ ............
امُّ الزَّمانِ إلیها تَنتَمِی العُصُرُ
روحُ الحیاةِ فَلَولا لُطفُ عُنصُرِها ............
لم تأتَلِف بَینَنَا الأرواحُ والصُّوَرُ
سَمَت عَنِ الأُفقِ ، لا روحٌ ولا مَلَکٌ ......
. وفاقتِ الأرضَ ، لاجِنٌّ ولا بَشَرُ
ترجمه این ابیات :
1. آنچنان درخشید که نه خورشید و نه ماه نمى تواند از درخشش او تقلید کنند، زهراء که جهان از نور او مى درخشد
2. دختر جاودانگی است که همه نسل ها در مقابلش فروتنى مى کنند، مادر زمانه که روزگاران به او منسوبند.
3. روح زندگى، که اگر لطافت عنصر او نبود ارواح و صورت های ما به هم نمى پیوست.(روح ها از جسم ها جدا می شدند و احساس تناسب و الفت نمی کردند)
4. از افق برتر بود در حالى که نه روح بود و نه فرشته و از زمین برتر و فراتر رفت در حالى که نه از جنّ بود و نه بشر!
شاعر :
سید محمد جمال هاشمی گلپایگانی (فرزند عارف بزرگ آیة الله سید جمال الدین هاشمی گلپایگانی