یا جواد الائمه ادركنی
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد
ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد
ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد
ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد
ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد
دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد
ای کرم داران، درم داران، گدای کوی تو
حسن کلّ انبیا در طلعت دلجوی تو
خوی احمد، خوی حیدر، خوی زهرا، خوی تو
نخل طوبی سایه ای قامت دلجوی تو
چشم خلقت، دست خلقت، روی خلقت، سوی تو
کعبه ی جان همه دار الولایت یا جواد
هل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند
اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند
اهل دل اهل ولا روح دعایت خوانده اند
اهل جود اهل کرم بحر عطایت خوانده اند
دوست داران رضا ابن الرّضایت خوانده اند
سیّدی ابن الرّضا جانم فدایت یا جواد
ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو
ای محمّد هم به نام و هم به خلق و هم به خو
ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو
من به خلوتخانه ی دل با تو دارم گفتگو
در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو
تا که گردد طایر صحن و سرایت یا جواد
ریخت جای آب یارت عاقبت آتش به کام
گشت عمر حضرتت با ماه ذیقعده تمام
بر تو و بر غربت و بر کام عطشانت سلام
این شنیدم جسم پاکت اوفتاد از روی بام
ماند جسمت بر زمین ای زاده ی خیر الانام
ریخت سیل اشک «میثم» از برایت یا جواد
مممممممممممممممممممممممممممممم
ای وجودت حیاتبخش وجود
سائل درگهت کرامت و جود
مظهر کامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
قبلۀ حاجت همه، حرمت
دشمن و دوست سائل کرمت
ماه، آیینهدار طلعت تو
رخ شمسالشموس صورت تو
آیۀ هشت سورۀ نوری
به جوادالائمه مشهوری
خلف پاک مرتضایی تو
کوثر حضرت رضایی تو
ملک و جن و انس مهمانت
دو جهانی نشسته بر خوانت
کاظمینت درون سینۀ ما است
نجف و مکّه و مدینۀ ما است
تو جوادی و ما گدای توئیم
هر چه هستیم خاک پای توئیم
لطف تو، عجز ما، بود معلوم
هر دو هستیم لازم و ملزوم
کرم و جود تا ادا گردد
هر جوادی پی گدا گردد
من اگر در گدائیم کاهل
تو به جود و کرامتی کامل
تو محمد ، علی است ابن و ابت
کنیه ابن الرضا ، تقی لقبت
تو گلی و وجود گلخانه
ای به ریحانه روح و ریحانه
رنگ رخسار مرتضی داری
نقش گلبوسۀ رضا داری
پدرت گفت نازنین پسرم
ای فدای تو مادر و پدرم
پدران تو برترین پدران
پسران تو بهترین پسران
یم جود و فتوّت اید همه
اهلبیت نبوّت اید همه
دلتان بحر بی کرانۀ علم
کیست غیر از شما خزانۀ علم؟
معدن خیر و مظهر خیرید
اول خیر و آخر خیرید
ابر باریده با ولای شما
خلق خلقت بود برای شما
همگی بابهای ایمانید
امنای خدای رحمانید
تا صف حشر اصل هر کرمید
رکن ارکان و قادَةُ الاُمَم اید
علمها قطره و تو دریایی
عالمی بنده و تو مولایی
دو جهان ذرّه و تو خورشیدی
که به قلب همه درخشیدی
پیش علم تو علم عالم چیست؟
در حضور تو پور اکثم کیست؟
تو به بزم سخن تکلم کن
تو به روی رضا تبسم کن
نفس حلم زنده از سخنت
بوسة علم بر لب و دهنت
یک کلام تو صد سپهر کمال
یک سؤال تو سی هزار سؤال
تو دهی، ای کرم گدای درت
حِرز مادر، به قاتل پدرت
ای خجل گشته دشمن از کرمت
ای مسیحا نیازمند دمت
تو که در هر دلی حرم داری
تو که با دشمنت کرم داری
تو که بر خشم خصم میخندی
به روی دوست در نمیبندی
اَنت بابُ المراد ادرکنی
یا امام جواد ادرکنی
سیّدی "میثم" ام قبولم کن
خاک ذریّۀ رسولم کن
ممممممممممممممممممممممممممم
بنده ام بنده ی ولای توام
عاشق صحن با صفای توام
تو جوادی و من گدای توام
یا جواد الائمه ادركنی
قامتم خم شده ز بار بلا
حاجتم باشد از تو یا مولا
نجف و كاظمین و كرب و بلا
یا جواد الائمه ادركنی
ای كه از زهر خون شده جگرت
به تو و جد و مادر و پدرت
منِ بیچاره را مران ز درت
یا جواد الائمه ادركنی
سائلم سائلم جوابم دِه
تشنه ی جام وصلم آبم دِه
چشم گریان، دلِ كبابم دِه
یا جواد الائمه ادركنی
به امام و به حرمتِ شهدا
به علی و به مادرت زهرا
دست خالی نمی روم ابدا
یا جواد الائمه ادركنی
ای تو را یارِ بی وفا كشته
با لبِ تشنه از جفا كشته
با چنان پاكی و صفا كشته
یا جواد الائمه ادركنی
بسته با دستِ فتنه راهِ تو شد
همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد
حجره ی بسته قتلگاهِ تو شد
یا جواد الائمه ادركنی
مانده بر بام جسم بی كفنت
مرغ ها ناله زن به گرد تنت
سایه كردند بر روی بدنت
یا جواد الائمه ادركنی
لرزه بر جان اهل دین افتاد
شعله بر قلب مسلمین افتاد
تنت از بام بر زمین افتاد
یا جواد الائمه ادركنی
مممممممممممممممممممممم
ای ز روی تو روی حق پیدا
آفتاب قدیمی دنیا
ای که دریاست پیش تو قطره
ای نمی از کرامتت دریا
ای مسلمان چشم تو آدم
شده روی تو قبلۀ حوا
ای به طفلی فقیه هر مرجع
ای امام تمام عالم ها
به گمانم که حضرت موسی
نامتان را نوشته روی عصا
یا که اصلا مسیح وقت شفا
می برد یا جواد نام تو را
این همه جود و فضل و احسان را
ارث بردی ز مادرت زهرا
با گداییِ تو بزرگ شدیم
یا علی اکبر امام رضا
روز اول که یادمان کردند
ریزه خوار جوادمان کردند
جود و بخشش برای تو هیچ است
کل عالم ورای تو هیچ است
باغ جنت به آن همه عظمت
پیش صحن و سرای تو هیچ است
از روایات عشق فهمیدم
جان عالم به پای تو هیچ است
معجزات مسیح و کار شفا
در حضور دعای تو هیچ است
این بلندی خاک تا افلاک
پیش گلدسته های تو هیچ است
دین ما بندگی ما همه اش
به خدا بی ولای تو هیچ است
کعبه، زمزم، حرم، صفا، مروه
همه پیش صفای تو هیچ است
بیش از این مدح تو نمی دانم
شعر من در ثنای تو هیچ است
ای امام جوان اهلُ البیت
قمر آسمان اهلُ البیت
دل ما غرق در عنایت توست
تشنۀ بادۀ ولایت توست
در همان کودکی امام شدی
این خودش برترین لیاقت توست
این که زهراست مادرت آقا
به خدا بهترین سعادت توست
روز محشر تمامیِ عالم
دست بر دامن شفاعت توست
از درت خلق دستِ پُر رفتند
جود و بخشش همیشه عادت توست
هر که یک بار شد نمک گیرت
تا ابد بندۀ کرامت توست
کاش می شد که در حرم بودم
در شبی که شب شهادت توست
همسرت قاتلت شده آقا
این خودش راز سخت غربت توست
همسرت پیر و مو سفیدت کرد
در جوانی تو را شهیدت کرد
گوشۀ حجره بی صدا بودی
به غم و غصه مبتلا بودی
جگرت سوخت، با لب تشنه
چون جگر گوشۀ رضا بودی
چقدر زود پرپرت کردند
تو امام جوان ما بودی
موقع دست و پا زدن قطعا
یاد گودال کربلا بودی
یاد غم های عمه ات زینب
یاد طفلان بی نوا بودی
یاد طفلی که تا پدر را دید
گفت بابای من کجا بودی؟
از میان تنور آمده ای
یا که بر روی نیزه ها بودی؟
ای پدر جان ز نیزه افتادی؟
به نظر زیر دست و پا بودی
دخترت را ببر که پیر شده
رفتنم مدّتی ست دیر شده