امام هادی علیه السلام
آن نازنین که وصف جمالش خدا کند
امشب خدا کند که نگاهى به ما کند
آن محو ذات خالق و بى اعتنا به خلق
شاید بما شکسته دلان اعتنا کند
آن چشمه دعا که دعا مستجاب از اوست
چون می شود به حالت ما هم دعا کند
پیوند خورده زندگى ما به مهر او
این رشته را کسی نتواند جدا کند
خواهد کند ثناى کسى را اگر کسى
بهتر همین که مدحت ابن الرضا کند
ابن الرضاى دوم و چارم ابوالحسن
که امشب جهان را ز رخش با صفا کند
چارم على ز عترت و نور دل جواد
کو چون جواد لطف نماید عطا کند
گویى على به روى محمد کند نگاه
چون این پسر بروى پدر دیده وا کند
هادى دهم امام که در روزگار خویش
جابر سریر معدلت مرتضى کند
آنکو کند فصیح تکلم به هر زبان
کى از جواب راز دل ما ابا کند
کار خدا به امر خدا مى کند بلى
من عاجزم از این که بگویم چها کند
اى هر چه هست عالم و آدم فداى او
در حفظ دین چو هستى خود را فدا کند
در راه سر بلندى قرآن کند درنگ
بر او هر آنقدر متوکل جفا کند
از جور و ظلم دشمن و تبعید و حبس و قتل
راضى بهر چه حکمت حق اقتضا کند
با سعى و صبر خویش بگرد حریم دین
هر جا حصار محکمى از نو بنا کند
نور خدا کجا و بساط شراب آه
خصم سیاه دل ز خدا کى حیا کند
کى آید از ولى خدا خواندن سرود
خواند ولى چنانچه سرورش عزا کند
او مایه ى حیات جهان است واى دریغ
دشمن و را شهید بزهر جفا کند
اى یادگار آل محمد خدا بما
لطفى اگر کند ز طفیل شما کند
صاحبدلى کجاست که چون ابن مهزیار
بر دیده خاک پاى تو را توتیا کند
اى زادهى جواد و بسان پدر جواد
مهرت نشد که قهر به سوى گدا کند
افتاده ام بدام بلا یا ابالحسن
غیر از تو کیست؟ آنکه ز دامم رها کند
دست گدایى من و دامان تو بلى
جز سوى تو گداى تو رو در کجا کند
من بنده ذلیلم و تو خسرو جلیل
چونت ثنا کنم که خدایت ثنا کند
خواهم که بیش مدح تو آرم ولى ز عجز
این طبع نارسا به همین اکتفا کند
باشد که حق بخاطر تو یا ابالحسن
ایمان کاملى به موید عطا کند
من نیمه جونم، أشهد میخونم
میشه حرم و قبرم، گوشه ی خونم
میرم، دیگه از این زمونه دل سیرم،
تو غربت و غریبی می میرم
تموم میشه روزای دلگیرم
بوی، مدینه پیچیده دیگه اینجا،
یعنی رسیده مادرم حالا
شدم شهید شهر سامرا
ای وای امون امون از این غریبی
--
دور از وطنم، می لرزه تنم
آتیش میگیرم من از، اشک حسنم
مادر، بیا کنارم این دم آخر،
روضه می خونم با دل مضطر
بیاد جدم شهید بی سر
هر چند، مسموم زهر کینه ام اما،
غارت نمی شه پیکرم اینجا
تنم نمی مونه روی خاکا
ای وای امون امون از این غریبی
--
آه بی جواب، درد بی حساب
بردن منو به اجبار، تو بزم شراب
انگار، روضه ی شهر شام شده تکرار،
بزم شراب داده منو آزار
مردم بیاد عمه جون صدبار
اما، این جا کجا و بزم اون نامرد،
یکی همش با خیزرون می زد
یکی به اهلبیت جسارت کرد
ای وای امون امون از این غریبی
ذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذ
در سامره بر پا شده قیامت
یا حضرت زهرا سرت سلامت
حجةابن الحسن، رخت غم کن به تن
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
داغ رضا تازه شده دوباره
امام عسکری کند نظاره
جواد الائمه، عزیز فاطمه
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
سامره کربلای دیگر شده
عزای فرزند پیمبر شده
میرسد این ندا، واویلا واویلا
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
خون گشت از غم، جگر کبابش
بردند سوی مجلس شرابش
یا امام زمان الامان الامان
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
خون به دل حیدرکرار شد
حضرت فاطمه عزادار شد
واویلا آه آه با چه جرم و گناه
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
ای شیعیان شد وقت سوگواری
اشک حسن به دیده گشته جاری
دیده گریان پسر در عزای پدر
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم
--
امام ما شد پاره پاره جگر
دیگر سرش جدا نشد زپیکر
وای از این جنایت ظلم بینهایت
امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم