X
تبلیغات
نکته های آموزنده زندگی - شعر حضرت خدیجه سلامالله علیها همسر گرامی رسول اکرم (ص) ومادر بزگوار حضرت زهرا (س)
ای خریدار جان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

احترام تورا نداشت دگر

در میان زنان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد

نام تو از زبان پیغمبر

ای جراغ همیشه تاریخ

در صف دودمان پیغمبر

بوجود تو افتخار کنند

همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی

در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت

کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اولین زن توئی که قامت بست

به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود

یک سر موی از سر اوکم

شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی

دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای ذهره الزهرا

که بود نور نیر اعظم

مکه و صخره های ستوارش

طائف و نخلهای سر در هم

عاشق بردباریت همه جا

شاهد جانفشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او

یافت ازدست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا

اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خیمه عشق را عمود توئی

صفت مهر را نمود توئی

در کنار تمامی رحمت

مظهری از تمام جود توئی

فاطمه گوهر وجود بود

مخزن گوهر وجود توئی

اولین زن که از زبان رسول

سخن وحی را شنود توئی

اولین زن که با رسول خدا

به رکوع آمد و سجود توئی

با سلام پیمبری به رخش

اولین کس که در گشود توئی

مادری که چهار قابله اش

آمد از آسمان فرود توئی

منعمی را که با تهیدستی

کردگارش بیازمود توئی

آنکه در خانه بود و یک دم هم

غافل از رهبرش نبود توئی

باغبانی که شد گل یاسش

بین دیوار و در کبود توئی

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا    (موید)

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤۴

 نوحه

لحظه های آخر خود

یاور بشکسته بالم

دیده هایت را گشا و

یک نظر بنما به حالم

از غمت دل بیقرارم 

  اولین مظلومه یارم

در عزایت تا قیامت    

دردلم داغ تو دارم

 ای خدیجه ای خدیجه

                      ای خدیجه ای خدیجه

کن نگاهی سوی خانه

دخترت گیرد بهانه

خو گرفته خانه ات با

گریه واشک شبانه

دخترت را کن نگاهی

                            میکشد از سینه آهی

منتظر باشد بیائی

                     وای از این دیده به راهی

ای خدیجه ای خدیجه

                           ای خدیجه ای خدیجه

در خزان جاهلیت

ای بهار دلنشینم

من چگونه ای بهارم

برگ ریزانت ببینم

سوزد از غم شمع جانم

خون زدیده می چکانم

تا که عمر من سر آید

نیمه جانم را فشانم

ای خدیجه ای خدیجه

 ای خدیجه ای خدیجه

******************************

ای سلام آورده جبریل از خداوندت، سلام    

وی محمّد برده نامت را به لب با احترام

همسر و همسنگر و همگام با خیرالانام          

سایه‌ات تا صبح محشر بر سر دین مستدام

ای شده وقف خداوند تعالی هست تو           

وی تمام هستی خالق به روی دست تو

پاک‌تر از پردۀ بیت الهی دامنت                 

خلعت زیبای اُم‌المؤمنینی بر تنت

بوی عطر عصمت مریم دهد پیراهنت          

نقش لبخند نبی در «یا محمّد» گفتنت

کیست تا مثل تو بانو کُفو طاهایش کنند؟      

کفـو طاهـا، مـادر ام ابیهـاش کنند؟

این بوَد شأنت که حق روح مطهر خوانَدت    

می‌سزد پیغمبر اسلام، همسر خواندت

نی عجب گر حیدر کرار، مادر خواندت       

یا که جبریل امین زهرای دیگر خواندت

بین امت با وجود آن همه نعت و سپاس       

ناشناسی ناشناسی ناشناسی ناشناس

ذات حق، دانندۀ اسرار داند کیستی             

هر که هستی احمد مختار داند کیستی
بعد احمد، حیدر کرار داند کیستی              

فاطمه، آن عصمت دادار داند کیستی

ای درود آفرینش بر تو و بر شوهرت          

وی سلام الله بر دامان زهرا پرورت

در مقام زن ولی مردانگی قانون توست            

تا قیامت هر کجا مؤمن بوَد، ممنون توست

بردباری، صبر، دینداری همه مرهون توست     

هر که از اسلام دارد بهره‌ای، مدیون توست

مصطفی ز آغاز، یاری جز تو و حیدر نداشت        

 در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت

این سه اصل آمد از اول باعث ترویج دین           

 هست تو، خُلق نبی، تیغ امیرالمؤمنین

از تمام هست خود یکسر فشاندی آستین           

 راستی این است در اسلام، دین راستین

با علی همگام در احیای قرآن بوده‌ای                

 پیشتر از بعثت احمد مسلمان بوده‌ای

مؤمنین از چون تو مادر تا قیامت سرفراز           

 مسلمین آرند بر خاک درت روی نیاز

بر تو می‌بالد محمّد، بر تو می‌نازد حجاز       

 با محمّد خوانده‌ای پیش از شب بعثت، نماز

مـادر زهرا سلام الله بر جان و تنت                    

 یازده خورشید سر زد از سپهر دامنت

کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن             

 گشت مهمان در جوار قرب حی ذوالمنن

بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن              

جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن

گشت عام الحزن بر ختم رسل، سال غمت      

شد روان از دیده‌اش بر چهره اشک ماتمت

ای در امواج بلاها با محمّد رهسپر                           

در هجوم سنگ‌ها جان محمّد را سپر

بر محمّد از همه زن‌های عالم خوب‌تر                 

مصطفی را سوز داغت ماند عمری بر جگر

بارها زین غصه چشم سید بطحا گریست              

بلکه در شـام زفاف حیدر و زهرا گریست

ما به تو گریان، تو را لب در جنان پر خنده باد    

همچو جان در قلب یاران خاطراتت زنده باد

شوکت و جاه و جلال و عزتت پاینده باد            

 منطقت تا حشر بر بوجهل‌ها کوبنده باد

جان شیرین محمّد در لب خندان توست               

 میوه‌های نخل «میثم» مدح فرزندان توست

*****************************************8

اى داده بعصمت شرف و نام خديجه

 اى بسته بطوفت فلك احرام خديجه‏

 اى همسر پيغمبر اسلام خديجه‏

 اى عصمت حق فاطمه را مام خديجه‏

 اى ختم رسل را ز شرف نور دو ديده

 پيش از شب بعثت به مُحمّد گرويده

 

 اى بر تو سلام آمده از داور هستى‏

 بگذشته در آئين نبى از سر هستى‏

 دل داده و دل برده ز پيغمبر هستى‏

 زيبد كه بخوانند ترا مادر هستى‏

 الحق كه خدا دولت حق را به تو داده

 اُمّ النجباء فاطمه زهرا به تو داده

 

 اسلام ز اموال تو سرمايه گرفته‏

 دين در كنف عزّت تو سايه گرفته‏

 توحيد ز اخلاص تو پيرايه گرفته‏

 اخلاص ز حسن عملت پايه گرفته‏

 همت سر تسليم به ديوار تو سوده

 پيش از تو زنى لب به شهادت نگشوده

 

 تو در دل سختى به پيمبر گرويدى‏

 هر بار بلا را به سر دوش كشيدى‏

 بر يارى اسلام بهر سوى دويدى‏

 بس زخم زبانها كه ز كفّار شنيدى‏

 اى قامت مردان جهان خم به سجودت

 اى تكيه كه ختم رسل نخل وجودت

 

اى مكه ز خاك قدمت خلد مخلد

 از عصمت معبود و اميد دل احمد

 اسلام بپا خاست و گرديد مؤيد

 از ثروت تو، تيغ على، خُلق مُحمّد

 تا حشر خلايق كه خدا را بپرستند

 مرهون فداكارى و ايثار تو هستند

 

 آن روز كه پيغمبر اسلام شبان بود

 در سينه او سر خداوند نهان بود

 پيش از همه پيغمبريش بر تو عيان بود

 ايمان تو پروانه آن شمع جهان بود

 حق بر همه زنهاى جهان سروريت داد

با خواجه عالم شرف همسريت داد

 

زين واقعه زنهاى قريش از تو بريدند

 يكباره ز بيت الشرفت پاى كشيدند

 با چشم حقارت به مقامت نگريدند

 قدر و شرف و عزّت و جاه تو نديدند

 چشم و دلشان بود به سوى زر و سيمى

گفتند خديجه شده مشتاق يتيمى

 

تنها نشدى همسر و دلدار مُحمّد

 در سخت‏ترين روز شدى يار مُحمّد

 در شدت غم گشته‏اى غمخوار مُحمّد

 پيوسته دلت بود گرفتار مُحمّد

 درپيش رويش گشت وجوت سپر سنگ

 باشد كه‏كنى در ره‏او چهره ز خون رنگ

 

 آنروز كه بر دخت نبى حامله بودى‏

 همصحبت زهرات به هر قائله بودى‏

 از غربت و از درد درونت گله بودى‏

 بى همدم و بى ياور و بى قابله بودى‏

 از درد ببالش گل رخسار بهشتى

 گشتند ترا قابله زنهاى بهشتى

 

 برخاست فروغ ازلى از در و بامت‏

 از چار طرف بوى خوش آمد به مشامت‏

 زنهاى بهشتى همه دادند سلامت‏

 پروانه بدار الشرف عرش مقامت‏

 گفتند مخور غم كه چو ما خادمه دارى

 كى گفته تو تنهايى، تو فاطمه دارى

 

 اين است كه شيرينى جان در بدن تست‏

 اين جان جهان است و هماغوش تن تست‏

 اين يار بهر خلوت و هر انجمن توست‏

 اين است كه در حاملگى همسخن توست‏

 كى مثل تو از هستى خود چشم بپوشد؟

 تا فاطمه از سينه او شير بنوشد

 

 آنروز كه افتاد خزان در چمن تو

 پرزد به جنان طوطى روح از بدن تو

 تا بوى گل احمدى آيد ز تن تو

 شد جامه‏ى پيغمبر اكرم كفن تو

 با مرگ تو آغاز شد اى عصمت سرمد

 بى مادرى فاطمه، تنهايى احمد

 

بردار سر از خاك و ببين همسر خود را

 بنگر هدف سنگ سر شوهر خود را

 باز آ و ببين اشك فشان دختر خود را

 برگير به بر دختر بى مادر خود را

 بى‏روى توگردون بنظرتيره چودود است

 برخيز كه بى مادرى فاطمه زود است

 

 برخيز كه بر ختم رسل فخر زمانه‏

 خانه شده غمخانه‏اى اى بانوى خانه‏

 بر گيسوى زهرا كه زند بعد تو شانه؟

 بى تو شده از هر مژه‏اش سيل روانه‏

 پيغمبر اكرم ز غمت زار بگريد

 خون است دل فاطمه مگذار بگريد

 

 اى جامه‏ى احمد كفنت بر بدن پاك‏

 كن بهر حسينت به جنان جامه ز غم چاك‏

 تو بر سر دست نبى و او به سر خاك‏

 سر تا به قدم چون گل پرپر شده صد چاك‏

 «ميثم» ز غم نور دو عين تو بگريد

 تا صبح قيامت به حسين تو بگريد

*****************************


من آن کنیز خدایم که یار طاهایم

منم که مادر امّ الائمه زهرایم

 

 به افتخار کنیزی مصطفی این بس

 

که من شریک نبی در نشاط و غمهایم

 

 خداست شاهد حالم که من چه‏ها دیدم

 

اگر چه شاد ز یک عمر امتحانهایم

 

 گهی به شعب ابی طالبم گواه بلا

 

گهی ستم کش اهل حجاز و بطحایم

 

 اگر بهشت برین جایگاه شأن من است

 

برای اینکه به دنیا مطیع مولایم

 

 ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

 

هنوز وارث درد و بلاست زهرایم

 

 تمام هستی خود را به عشق بخشیدم

 

به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم

 

 ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد

 

حریم عشق بسوزد به دست اعدایم

 

 ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت

 

از آن زمان که به دل بود انیس غمهایم

 

 همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من

 

که من یگانه معین تو در بلاهایم

 

 خدا گواه بسوزم از این که در غم و درد

 

نبود سایه من بر سر تو، ای وایم

 

 مرا کفن ز بهشت آید ای خدای حسین

 

اگر چه مادر آن بی کفن به صحرایم

 

 مزار مطّهر حضرت خديجه كبري (س)»



 



 



 

تصاویر قدیمی « قبرستان ابوطالب ع »




 


 

 
تصاویر قدیمی « قبرستان ابوطالب ع »




 






 

« نمای قبرستان در زمان فعلی ، پس از تخریب قبه هایی که در گذشته  بر مزار ایشان بوده است .»



 




 





 





 





.
_________________


 

              جهت شادی روح این بانوی بزرگوار صلوات بفرست



عکس:خانه پيامبر(ص) و حضرت خدیجه (س)













 


محل ورود حضرت رسول(ص)




 

محل تولد حضرت زهرا





 
مکان استقبال مهمانان






 



محراب حضرت رسول



 



شهادت بزرگ بانوی اسلام و همسر گرامی پیامبر صلی الله علیه و اله حضرت

خدیجه کبری (س)را بر تمامی شیعیان و محبان حضرتش تسلیت عرض می نماییم.

 این مطلب برگرفته از سایت آفتاب است .

این نوشتار برآن است تا با جستاری در زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها اندکی از حقوق بی شمار ایشان را اداء نموده نسبت به شخصیت والای ایشان ابراز احترام کرده باشد.

 ● مقدمه
هر ایده و مکتبی برای گسترش فکر خود از ابزارهای گوناگونی استفاده می کند. در میان این ابزارها نیروی انسانی نقش عمده ای بر عهده دارد. کسانی که می کوشند تا پیام مذهب خود را به گوش همگان برسانند. در مکاتب آسمانی که هر یک در حیطه زمانی معینی تعریف شده اند نیز این امر جاری است.
در اسلام هم که به عنوان آیینی جاودان به بشریت عرضه شده است، افرادی به چشم می خورند که کم یا زیاد توان خود را در راه پیشبرد آن مصروف داشته اند. اینان به تناسب قوایی که برای توسعه شعاع نورانی آخرین دین صرف کرده اند مستوجب تقدیر گشته بر گردن مسلمین حق سپاسگزاری پیدا می کنند.
یکی از افرادی که با هر چه در توان داشت به یاری اسلام و خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم شتافت حضرت ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها بود. این نوشتار برآن است تا با جستاری در زندگی این بانوی بزرگ اندکی از حقوق بی شمار ایشان را اداء نموده نسبت به شخصیت والای ایشان ابراز احترام کرده باشد.
● خاندان
خدیجه (فرزند خویلد) مادر حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها از خانواده ای اصیل و دارای شرافت در میان قریش بود که در قریش به علم و معرفت شناخته می شدند.(۱) اسدبن عبدالعزی پدربزرگ ایشان از برجستگان پیمان معروف به "حلف الفضول" (۲) بود .یکی دیگر از این افراد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بودند (۳).
● ثروت، تجارت و آشنایی با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
خدیجه کبری علیهاالسلام اموال فراوانی از پدر به ارث برده بود و با آن تجارت می کرد و در این راه از مردانی درست کار مدد می جست. اموال وی را بیشتر از هشتادهزار شتر که در مناطق مختلف مانند حبشه و مصر پراکنده بودند، نوشته اند (۴).
اداره کردن چنین مجموعه عظیم تجاری نمایه ای از قوت و تدبیراین بانوی بزرگ است. در بین کسانی که به عنوان کارگزاران امین خدیجه کبری علیهاالسلام به تجارت پرداخته اند نام محمد امین صلی الله علیه و آله و سلم نیز به چشم می خورد. ایشان در سن بیست و پنچ سالگی برای تجارت رهسپار شام شدند (۵).
●ازدواج
با چنین سفرهایی برای خدیجه کبری علیهاالسلام آشنایی با روحیات حضرت رسول صلوات الله علیه حاصل شد. ایشان با وجود آنکه ثروتمندترین زن مکه به شمار می رفت و خواستگاران فراوانی از میان مردان ثروتمند داشت با رضایت  کامل حاضر به ازدواج با محمد امین صلوات الله علیه گردید. هر چند این اقدام موجب تمسخر زنان قریش شد.
ازدواج با مردی فقیر و یتیم نشانگر آن بود که ایشان ارزش را در وجود کمالات روحی جستجو می کند نه در وفور ثروت دنیوی و این درسی است برای همیشه تاریخ . مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جناب ابوطالب علیه السلام و ورقة بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود، انجام شد (۶).
پس از خواندن خطبه عقد توسط حضرت ابوطالب علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از جای برخواستند و آماده رفتن شدند. در این هنگام حضرت خدیجه به ایشان عرض کرد: إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک (۷) به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم.
در نظر داشتن موقعیت اجتماعی و مادی حضرت خدیجه علیهاالسلام اهمیت این کلام را روشن می سازد که فردی در چنان جایگاهی چگونه نسبت به عظمت روحی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم اظهارخضوع می کند. در مورد ازدواج های حضرت خدیجه درمیان محققین اختلاف به چشم می خورد. برخی از صاحبان تحقیق معتقدند ازدواج ایشان با پیامبر صلوات الله علیه اولین ازدواج ایشان بوده است.


 
بعثت و نهایت همکاری با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
پانزده سال بعد از این ازدواج مهم ترین واقعه خلقت روی داد. محمد امین صلی الله علیه و آله وسلم به رسالت مبعوث گردید. خدیجه کبری سلام الله علیها اولین زنی بود که به دعوت الهی خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله پاسخ مثبت گفت.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: و لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیررسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجة و أنا ثالثهما (۸)
آن روزها در اسلام هیچ خانه ای افرادی غیر از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و خدیجه و مرا که سومین آنها بودم در خود جای نداده بود. ایشان تمام ثروت خویش را تقدیم داشت و چنین گفت: جمیع ما أملک بین یدیک و فی حکمک، اصرفه کیف تشاء فی سبیل اعلاء کلمة الله و نشر دینه (۹) همه آنچه دارم در اختیار شما و تحت فرمان شماست، آن را در راه بلندمرتبه ساختن فرمان خدا و گسترش دین او مصرف نما.
این گفتار ایشان و در پی آن عمل به گفتار شاید برای همه تلنگری باشد که یک ثروتمند حاضر شد تمام دارایی اش نه بخشی از آن را در اختیار هدفی مقدس قرار دهد آری او هر چه داشت در راه دین هزینه کرد و این گونه بود که به مقامی بلند نزد خداوند دست یافت.
می توان فعالیت های مهم خدیجه کبری علیهاالسلام را در مواردی خلاصه نمود:
۱) پشتیبانی مالی. همان گونه که بیان شد ایشان تمام ثروت خود را در اختیار شوی گرامیش صلوات الله علیه قرار داد و از این رهگذر نه چشمداشتی داشت و نه خود را صاحب اختیار در تصمیم گیری های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می دانست ، حمایتی همه جانبه و بی دریغ . در هیچ منبعی ذکر نشده که ایشان محدودیتی برای هزینه اموال اش قرار داده باشد و یا منتی متوجه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نموده باشد.
۲) امداد روحی. در شرایطی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشغول به انجام رسالت الهی خویش بودند و در این راه آزار واذیت فراوان مشرکین شامل آزارهای روحی (مجنون ، ساحر و دروغگو خوانده شدن) و آزارهای جسمی (قطع فروش طعام ، زباله بر سر ریختن و دشنام و سنگ باران نمودن و ...) به ایشان وارد می آمد ، این حضرت خدیجه علیهاالسلام بود که ایشان را تسکین می داد و مایه آرامش زندگی خصوصی شان می شد . اگر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم درون منزل هم تحت فشار قرار می گرفتند ، کار بسیار سخت تر و موفقیت دورتر می گردید . این مطلب نیز بر عظمت شخصیت خدیجه کبری علیهاالسلام می افزاید.
۳) مشاورت. بنا بر نقل های مختلف خدیجه کبری علیهاالسلام در امور مختلف طرف مشورت سفیر الهی قرار می گرفت . این نکته نیز نشانگر قوت فکری و اعتقاد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم به توانایی های ایشان است. کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم یسکن إلیها و یشاورها فی المهم من اموره (۱۰) این گونه بود که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در کنار ایشان آرامش می یافتند و در کارهای مهم شان با خدیجه مشورت می کردند.
نقش اموال خدیجه کبری علیهاالسلام در پیشبرد اسلام و یاری مسلمین به گونه ای مهم بود که در کتب مختلف شیعه و سنی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم احادیث مختلفی نقل شده و دانشمندان نیز به این حقیقت اذعان کرده اند.
از جمله می توان به این جمله محمد بن علوی دانشمند مالکی مذهب اشاره نمود: ما قام الإسلام إلا بسیف علی و أموال خدیجة (۱۱) اسلام استوار نگشت مگر با یاری شمشیر علی ( علیه السلام ) و ثروت خدیجه ( علیهاالسلام )
از وجود اقدس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز این کلام را می خوانیم: ما نفعنی مال قط مثل ما نفعنی مال خدیجة (۱۲) هیچ ثروتی همانند ثروت خدیجه ( علیهاالسلام ) مرا سود نبخشید.
در این رابطه سخن فراوان است اما به جهت بنای این نوشته بر اختصار بیان آنها به زمانی دیگر موکول می گردد.
● واقعه ای مهم در زندگی خدیجه کبری سلام الله علیها
شاید بتوان یکی از مهم ترین وقایع را که عاملی بزرگ برای جاودانگی نام ایشان است ولادت ام الإئمه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها به شمار آورد. این حادثه هر چند به صورت های گوناگونی نقل شده اما مضمون واحدی دارد.
هنگامی که درد زایمان به سراغ ایشان آمد به واسطه فرستاده ای از زنان قریش یاری طلبید. زنان قریش با سرزنش ایشان که به سخن ما اعتنا نکردی و با یتیم ازدواج کردی ، استمداد ایشان را رد کردند. در این هنگام چهار زن بلند قامت وارد اتاق شدند . آنها خود را این گونه معرفی کردند: ساره (همسر حضرت ابراهیم علیه السلام) آسیه (همسر فرعون) مریم (مادر حضرت عیسی علیه السلام) و کلثم (خواهر حضرت موسی علیه السلام). آنها گفتند: ما از سوی خداوند برای کمک به شما و بشارت به قدوم فرزندتان آمده ایم، در این فرزند و نسل او برکت قرار داده شده است (۱۳)
این اتفاق از عنایت خداوند متعال به خدیجه کبری علیهاالسلام حکایت دارد . وقتی همه از یاری ایشان سرباز زدند فرستادگان الهی نصر خداوند را برای وی به ارمغان آوردند و معلوم ساختند که إن تنصروا الله ینصرکم (۱۴) .
● حسادت ها
در لابلای متون شیعه و سنی داستان حسادت برخی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به جایگاه خدیجه کبری علیهاالسلام نزد پیامبر صلوات الله علیه با اشکال گوناگون به چشم می خورد . البته رسول الله علیه وعلی آله السلام پاسخ آنها را می داده اند و برتری ایشان را نسبت به سایرین روشن می ساخته اند . از میان این موارد به نمونه ای اشاره می کنیم.
عایشه نقل کرده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) از خانه بیرون نمی رفت مگر آنکه خدیجه (علیهاالسلام) را یاد می کرد و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می فرمود . روزی از روزها غیرت مرا گرفت و گفتم: خدیجه (علیهاالسلام) پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است . پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) غضبناک شد به طوری که موهای جلوی سرش از خشم تکان می خورد، سپس فرمود: نه به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده است، ایمان آورد وقتی مردم کافر بودند، مرا تصدیق کرد زمانی که مردم مرا تکذیب کردند، در اموال خود با من مواسات کرد وقتی مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر محروم فرمود. (۱۵)
در منابعی هم آمده که عایشه پس ازاین اتفاق با خود چنین گفت: و الله لا أذکرها بسوء أبدا (۱۶) سوگند به خدا که هیچ گاه او را به بدی یاد نخواهم کرد.
● احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
پس از وفات خدیجه کبری سلام الله علیها پیامبر علیه و علی آله السلام که تا ایشان زنده بود ، ازدواج دیگری نکرده بودند همسران متعددی (بنا به مصالح) اختیار کردند . اما همیشه نسبت به مقام والای آن همسر یگانه ادای احترام می نمودند و از ایشان به نیکی یاد می کردند . این تعلق خاطر به گونه ای بود که لطف پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را شامل حال دوستان خدیجه کبری علیهاالسلام نیز می ساخت . از جمله آنکه هر گاه گوسفندی قربانی می کردند قطعه هایی را برای دوستان ایشان می فرستادند.
این فراز نیز خواندنی است: روی عن أنس قال: کان النبی (صلوات الله علیه) إذا اتی بهدیة قال: إذهبوا إلی بیت فلانة فإنها کانت صدیقة لخدیجة إنها کانت تحبها (۱۷) این گونه بود که هرگاه برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) هدیه ای آورده می شد می فرمودند : این را برای فلان خانم ببرید او دوست خدیجه بود و ایشان را دوست می داشت.
لطف خداوند به خدیجه کبری سلام الله علیها جستجو در منابع حقایقی را برای پژوهشگر روشن می سازد که یکی از آنها لطف و عنایت خاص خداوند متعال به خدیجه کبری علیهاالسلام است . به برخی از این موارد اشاره می کنیم.
۱) جبرییل سلام الله علیه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم عرض کرد: یا محمد هذه خدیجة قد أتتک فاقرأها من ربها السلام و بشرها ببیت فی الجنة من قصب لا صخب فیه و لا نصب (۱۸) ای محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) این خدیجه (علیه السلام) است که نزد تو می آید . به او از جانب خداوند سلام برسان و او را بشارت ده به خانه ای در بهشت از جواهر که نه ناله ای در آن است و نه رنجی.
۲) پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به خدیجه کبری سلام الله علیها فرمودند: یا خدیجة ... إن الله عزوجل لیباهی بک کرام الملائکة کل یوم مرارا (۱۹) ای خدیجه خداوند عزوجل در هر روز چندین بار نزد فرشتگان بلند مرتبه اش به وجود تو مباهات می کند.
امثال این موارد فراوان است و همگی از مقام والای خدیجه کبری سلام الله علیها نزد خداوند متعال حکایت می کند.
● سرانجام
با رشد فزاینده گروندگان به اسلام، فشار مشرکین بر ملسمین بیشتر شد تا جایی که تمام مسلمین را به شعب ابی طالب فرستادند و آنها را در مضیقه شدید از نظر ارتباط و تهیه مواد غذایی قرار دادند. این کار تا سال دهم بعثت ادامه یافت. مسلمین در این مدت از اموال خدیجه کبری علیهاالسلام و جناب ابوطالب علیه السلام استفاده می کردند تا جایی که این اموال به پایان رسید.
یک سال مانده بود که با امضای صلح نامه مسلمین از شعب خارج شوند که دو مصیبت بر پیکره اسلام و نبی مکرم صلی الله علیه وآله و سلم وارد آمد. وفات حامی بزرگ ایشان جناب ابوطالب سلام الله علیه و درگذشت خدیجه کبری علیهاالسلام. سال وفات این دو اسوه جاودانه اسلام از سوی خاتم الأنبیاء "عام الحزن" نام یافت.
چهارده قرن از آن روزها می گذرد. جامعه مسلمین افراد سخت کوش فراوانی به خود دیده است اما نام خدیجه کبری علیهاالسلام نامی است که درخششی خاص دارد. زحمات این بانوی گرانقدر نباید از یادها و خاطره ها محو گردد. هرچند مزارایشان در مکه و در حجون همچون مزار فرزندان معصومشان علیهم السلام در بقیع به تیغ نادانی وهابیت تخریب گردیده است، اما نام و یاد آنها در دلهای همه سرسپردگان انسانیت و شرافت و خدمت جاودانه خواهد ماند.

سید محمد حسین یثربی
پی نوشت ها
۱- الروض الأنف ، ج ۱ ص ۲۱۳
۲- حلف الفضول : پیمانی بود که در آن قبایلی از قریش متعهد شدند مظلومی در مکه نیابند مگر آنکه حق اورا بستانند.
۳- سیره ابن هشام ، ج۱ ص ۱۴۱
۴- بحارالأنوار ، ج ۱۶ ص ۲۲
۵- ام المومنین خدیجة الطاهرة ، ص ۱۵
۶- بحارالأنوار ، ج ۱۶ ص ۶۵
۷- سفینة البحار ، ج ۱۶ ص ۲۷۹
۸- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه
۹- ام المومنین خدیجة الطاهرة ، ص ۳۲
۱۰- بحارالأنوار ، ج ۱۶ ص ۱۰
۱۱- مناقب خدیجة الکبری ، مقدمه ، ص ۳
۱۲- امالی شیخ طوسی ، ص ۴۶۸
۱۳- امالی صدوق ، ص ۴۷۰
۱۴- سوره محمد ، آیه ۷
۱۵- اسدالغابة ، ج ۵ ص ۴۳۶
۱۶- تذکرة الخواص ، ص ۳۰۳
۱۷- سفینة البحار ، ج ۱ ص ۳۸۰
۱۸- تذکرة الخواص ، ص ۳۰۲
۱۹- بحارالأنوار ، ج ۱۶ ص

+ نوشته شده توسط علی ملائکه در 89/05/23 و ساعت |